



برای خواندن کتاب کتیبهای بر آسمان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب کتیبهای بر آسمان
کتاب کتیبهای بر آسمان اثر میر عمادالدین فیاضی، خاطرات سرتیپ 2 خلبان اکبر صیاد بورانی از جنگ ایران و عراق را مورد بررسی قرار میدهد.
شهید سرتیپ خلبان اکبر صیاد بورانی به مدت 10 سال در اردوگاههای رژیم بعثی زندانی بود و به طور مخفیانه مورد شکنجههای روحی و جسمی قرار میگرفت.
با آغاز جنگ تحمیلی شهید اکبر صیاد بورانی اهداف نظامی کشور عراق را طی چندین پرواز متوالی مورد هدف قرار داد و در سال 1359 در یکی از این پروازها هواپیمایش مورد اصابت موشکهای دشمن قرار گرفت و سقوط کرد.
این کتاب که گوشههایی ارزشمند از تاریخ مقاومت مردم ایران را مورد بررسی قرار میدهد، به صورت تاریخ شفاهی مصاحبه و گردآوری و پرسشهای آن بر اساس اصولی خاص طراحی شده است.
در بخشی از کتاب کتیبهای بر آسمان میخوانیم:
مرخصی نگرفته بودم. اول فکر کرده بودم همینطوری بروم و به کسی چیزی نگویم. به رفیقم، رضایی، سفارش کرده بودم جای من باشد. گفته بود: «باشد. ولی فرمانده پایگاه باید در جریان باشد که یک وقت اگر تو را خواست و نبودی، برایت بد نشود.» گفته بودم چیزی نمیشود.
اما دچار دلهره شده بودم. با خودم گفتم: «بروم به فرمانده اطلاع بدهم.» رفتم دفتر سرهنگ گلچین، فرمانده پایگاه. دو سه نفر از همان بچههایی که با هم جلسه میگذاشتند توی دفتر گلچین بودند. تا مرا دیدند، دستپاچه شدند. احساس کردم فکر کردهاند رفتهام چیزی به فرمانده پایگاه بگویم.
یکی از بچهها گفت: «صیاد، چیزی شده؟ مشکلی پیش آمده؟» گفتم: «نه، بچههایم شمالاند. میخواهم بروم بیاورمشان. الان ناراحتم. پسرم بازیگوش است. میترسم برود کنار دریا، کار دست خودش بدهد. میخواهم بروم پنجشنبه را آنجا باشم و جمعه برگردم.» گفت: «الان غروب است، جاده هم خطرناک است. من تو را با هواپیما میبرم بچهها را برداریم بیاوریم.»
در پایگاه هواپیمای بونانزا داشتیم که تا شش سرنشین میتوانست سوار کند. با این پیشنهاد میخواست به من محبت کند. گفتم: «نه، هواپیما میخواهم چهکار؟ میخواهم با یکی از دوستانم بروم. عباس پورمحمدی همافر است. بچۀ انزلی است. قرار است با هم برویم.»
این را گفتم که از دستشان نجات پیدا کنم. ولی دوباره گفت: «بیا با هواپیما میبرمت. میرویم رشت مینشینیم، تو برو انزلی بچههایت را بردار. همین امروز هم برمیگردیم.» گفتم: «بابا، تولدم است. فردا برنامه دارم میخواهم آن جا باشم. میخواهی برنامهام را به هم بزنی که با هواپیما تو را ببرم؟ هواپیما نمیخواهم. میخواهم با ماشین خودم بروم انزلی.» فرمانده پایگاه گفت: «الان که دو نفر توی پایگاه نیستند. رضایی تنها میشود. کجا میخواهی بروی؟»
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب کتیبهای بر آسمان |
| نویسنده | میر عمادالدین فیاضی |
| ناشر چاپی | انتشارات سوره مهر |
| سال انتشار | ۱۳۹۶ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 648 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-03-1715-7 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۹۰۷,۰۰۰ تومان خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای خاطرات دفاع مقدس |
بله















