طرز گفتگو چکاوک و مهربانو خیلی زشت و بی ادبانه بود من اصلا نمیسندیدم در کل مهربانو بی ادبانه با افراد اطرافش صحبت میکرد و این جالب نبود و اینکه به بچههای با نیازهای ویژه میگف کودن منو خیلی ناراحت میکرد، در کل لحن حرف زدن آدمهای این داستان با هم خیلی بی ادبانه بود، همچنین خانم نویسنده باید بگویم که حس خودتان را به بقیع القا نکنید حداقل به شخصه من نسبت به کودکان کم توان حس ترحم و دلسوزی ندارم هرچ هست عشق است و عشق واقعا متنفر شدم از این کتاب با این مدل تعریف از بچههای کم توان کاش هیچوقت معلم شان نبودم کاش عاشقشان نبودم شاید با خواندن این کتاب کمتر ناراحت میشدم متاسفم خانم نویسنده
قلم خانم صفایی رو زمانی که راوی اول شخص هستند رو دوست دارم... اما بنظرم خانم صفایی خیلی تمایل دارند زیبایی و سن کم افراد رو محرک عشقهای آتشین قصه هاشون بدونند و البته چند جای از کتاب هاشون به بانوانی که تنهایی رو انتخاب کردند و تمایلی به ازدواج ندارند یا سن و سال اونها از یک حدی گذشته به وضوح توهین شده و بنظر من این برای نویسندهای که روانشناس هم هست درست نیست...
رمان خیلی قشنگی بود واقعا آموزنده بود از اعماق وجودم یکجایی واقعا درکش میکردم چون برعکس این رمان این مادر من بود که منا همیشه به خاطر دختر بودنم سرزنشم وسرکوبم میکرد و با حسرت بهم میگفت کاشکی تو پسر به دنیا میاومدی. من هیچوقت یاد نگرفتم یک دخترخانم چطور باید خانمی کنه اصلا دخترانگی نکردم خلاصه خیلی پابه پای رمان من گریه کردم😔 خیلی عالی بود
اگر تو واقعیت بتونیم به هم اعتماد کنیم و انگیزه بدیم جلوی خیلی اتفاقات گرفته میشه مثلا پدر مهربانو اگر به دخترش اعتماد میکرد و تشویقش میکرد تو کارهاش هرگز دخترش مجبور نمیشد واقعیت را از پدرش پنهان کنه
بنظرم کتاب خیلی خوبی بود و جملههای اموزندش ب دل مینشست و ادم وادار میکرد به فکر کردن واقعا اگر یک زن بجای اینکه دنبال مردشدن باشه ارزش واقعی خودش رو بدونه و هنر زنانگی رو یاد بگیره هر مردی در مقابلش تسلیمه
واقعا از خوندن این کتاب لذت بردم. در این داستان جذاب، نکات آموزنده و مفید برای یک زندگی موفق ذکر شده که من این جملات را برای خودم نوشتم. بسیار سپاسگزارم از شما