مهدی حاجی وند در کتاب خصوصی سازی فوتبال، به ضرورت و مزایا و مشکلات خصوصیسازی فوتبال ایران پرداخته است.
خصوصیسازی فرایندی است که طی آن دولت در هر سطحی، امکان انتقال وظایف و تاسیسات را به بخش خصوصی بررسی نموده و در صورت اقتضا نسبت به انجام چنین انتقالی اقدام میکنند. در مجموع باید اینگونه گفت که چون خصوصیسازی یک مفهوم اقتصادی و در نگاهی کلیتر مفهوم اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است، آوردن تعریفی واحد برای آن اگر نه غیرممکن اما تا حدودی ناممکن است؛ چرا که تمامی جنبههای جامعه با اجرای سیاست خصوصیسازی تحت تاثیر قرار میگیرند.
بنابراین شاید بتوان خصوصیسازی را اینگونه تعریف کرد که در نگاهی عام، خصوصیسازی انتقال مالکیت یا کنترل بنگاههای اقتصادی از دولت به بخش خصوصی است که به محدود شدن دامنه فعالیت دولت منجر میشود و در پی آن، سیستم عرضه و تقاضا مالکیت و مدیریت بخشهای مختلف اقتصادی کشور را در اختیار میگیرد.
این کتاب در شش فصل آمده که در فصل اول آن با عنوان "سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی" به تشریح و تبیین مواردی مانند تعریف و مفهوم خصوصیسازی، تاریخچهی خصوصیسازی در جهان و ایران، ضرورت، دلایل، اهداف و روشهای خصوصیسازی و نیز مکانیزم عملیات اجرایی واگذاریها، آییننامه اجرایی روشهای واگذاری و... پرداخته شده است.
در این نوشتار ضمن پرداختن به مقوله خصوصیسازی، به بیان شیوههای واگذاری سهام شرکتها در بازار سرمایه پرداخته و در پی آن نیز مروری است بر خصوصیسازی فوتبال در ایران و اینکه چرا توپ خصوصیسازی سرخ آبیها شوت نشد!
در بخشی از کتاب خصوصی سازی فوتبال میخوانیم:
ورزش این روزها به عنوان یک صنعت، با گسترش روزافزون خود در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی و ساختار فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشورها از یک سو و نیز زندگی فردی و خصوصی مردم نفوذ کرده است، به طوری که در کشورهای پیشرفته، ورزش و تفریحات سالم به عنوان یک صنعت بسیار مهم، عاملی موثر در جهت رشد و توسعه اقتصاد فردی و ملی به شمار میرود و بر این اساس از آن به عنوان بزرگترین صنایع پردرآمد قرن بیستویک یاد میشود.
از سوی دیگر، گرایش روبهرشد مردم به ورزش و در پی آن نیاز به مصرف کالاها و خدمات ورزشی موجب شده تا ورزش به عنوان یک صنعت پردرآمد از اهمیت بسیار بالایی برخوردار شده و سهم به سزایی در اقتصاد کشورها به عنوان یک صنعت سودآور بازی کند.
برای اولین بار شخصی به نام مولین در سال 1983 از ورزش به عنوان یک صنعت یاد کرد. او اشاره داشت هرگونه فعالیت ورزشی آماتور و حرفهای که موجبات افزایش ارزش افزوده کالا و خدمات ورزشی را فراهم کند، صنعت ورزش محسوب میشود. بنابراین میتوان گفت صنعت ورزش به مجموعه فعالیتهای مرتبط با تولید و بازاریابی کالاها و خدمات ورزشی گفته میشود که در ارتقای ارزش افزوده نقش داشته باشند.
با وجود این، هر تعریفی که بتوان از این صنعت داشت، حالا صنعت ورزش با در دست داشتن عوامل مختلف درآمدزایی و نیز امکان بهرهگیری از فرصتهای تبلیغاتی و رسانهها، موجب ایجاد بستر لازم برای تعامل بین صنعت، تجارت و ورزش شده است و به عنوان پل ارتباطی استراتژیک در خدمت توسعه ورزش و رونق اقتصادی آن به شمار میرود.
بله









