کتاب علل گسترش پدیده انحرافی ازدواج سفید در کلان شهر تهران نوشته حسین تاجیک، به بررسی انواع خانواده، جایگاه خانواده سفید از لحاظ فقهی و حقوقی و مفهوم خانواده از دیدگاه اجتماعی میپردازد.
خانواده از آغاز تاریخ، اکنون به عنوان مهمترین و اصلیترین نهاد اجتماعی، زیربنای جوامع و خاستگاه فرهنگها، تمدنها و تاریخ انسان بوده است. پرداختن به این بنای مقدس و بنیادین و هدایت آن به جایگاه واقعیاش، همواره سبب اصلاح خانواده بزرگ انسانی و غفلت از آن، موجب دور شدن انسان از حیات حقیقی و سقوط به ورطه نابودی بوده است. اسلام به عنوان مکتبی بشرساز، بیشترین توجه را به والایی خانواده دارد. به همین دلیل، این نهاد مقدس را کانون تربیت میشمرد. نیکبختی و بدبختی جامعه بشریت را نیز به صلاح و فساد این بنا وابسته میداند و هدف از تشکیل خانواده را تأمین نیازهای عاطفی و معنوی انسان از جمله دستیابی به آرامش برمیشمارد در حقیقت خانواده در فرهنگ ایرانی پایه و ستون اصلی جامعه است و برای مردم ایران واحدی بسیار مهم است.
از طرفی دیگر مطالعۀ تحولات ایران از تغییرات اجتماعی گستردهای در سالهای اخیر خبر میدهد. در ایران به بیش از ده سال رسیده "بلوغ اقتصادی" و "بلوغ جنسی" امروزه، فاصلۀ بین است؛ فاصلهای که روز به روز در حال زیاد شدن است. در حالی که ازدواج تنها راه مشروع رابطۀ جنسی در ایران است و اکنون این راه موانع بسیاری در پیش دارد.
اکنون، در ایران بیش از دوازده میلیون جوان در سن ازدواجاند که هنوز ازدواج نکردهاند. مشکل بیکاری جوانان از اساسیترین مسائل سالهای اخیر در ایران بوده است؛ مسئلهای که خود زمینهساز بسیاری از مشکلات دیگر شده است. امروزه، در ایران، معضل بیکاری و شفاف نبودن آینده آن چنان واهمهای در دل جوانان ایجاد کرده است که خیلی از آنان، تحصیلات عالیۀ دانشگاهی را به مثابۀ تنها روزنۀ امید برای رسیدن به شغل مناسب و مطمئن انتخاب میکنند؛ غافل از آن که این تصمیم انتخاب گزینۀ بدتر در دو راهی چاله و چاه است؛ چرا که طبق گزارشهای رسمی دولت، بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی در ایران ده برابر بیکاری غیر دانشگاهیان است و ظرفیت بخشهای اداری کشور به "فوق اشباع" رسیده است. این در حالی است که تعداد دانشجویان در سالهای گذشته بیش از سه برابر شده و در سال 1393 با بیش از پنج میلیون دانشجو در کشور مواجهیم. نتیجۀ این کار، گسترش ناامیدی جوانان از یافتن شغل درخور و در پی آن، ناامیدی از ازدواج در سن مناسب بوده است احساس شکستی که با پیدایش حالتهای آنومیک همراه شده است. از سوی دیگر، تغییرات ارزشی در سالهای اخیر نیز بر مناسبات اجتماعی در ایران تأثیرگذار بوده است؛ تغییراتی که تبعات متعددی برای جامعه به همراه داشته است.
ورود و گسترش رسانههای ارتباط جهانی، مانند ماهواره و اینترنت، در ایران سبکهای زندگی متفاوتی را آفریده و ارزشهای متنوعی را شکل داده است. در این میان، با بغرنج شدن مسائل اقتصادی، افزایش سن ازدواج، و همچنین ورود ارزشهای جهانی از طریق ابزارهای جدید ارتباطی، به تدریج، رفتارهای جدیدی نیز در میان جوانان ایرانی شکل گرفته که از مهمترین آنها، گسترش روابط جنسی پیش از ازدواج است، هر چند، روابط پیش از ازدواج در ایران با انگیزههای گوناگون و در قالب الگوهای متفاوتی صورت میپذیرد، در این میان، یکی از افراطیترین شکلهای روابط پیش از ازدواج است؛ الگویی از رابطه که ریشههای عمیق غربی دارد و ازدواج سفید پیدایش الگوهای ناشی از تحولات اجتماعی و اقتصادی و فردی میانۀ قرن بیستم در این کشورها و در کشور ما است. حال، در این کتاب، به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که افرادی که وارد این روابط شدهاند چه مسائل اجتماعی و اقتصادی و فردی و حقوقیای زمینههای لازم را برای شکلگیری این روابط در تهران بین سالهای 1392-1393 فراهم کرده است.
در این خانواده که در غرب رایج است و به معنای «همباشی» نیز شناخته میشود، پیوندی به مدت زمان نامعلوم بین دو فرد برقرار میشود که فاقد مشروعیت اجتماعی و حقوقی است. ازدواج سفید یا خانواده سفید پدیدهای که دختر و پسر به عنوان همخانه با یکدیگر زندگی میکنند، بیآنکه میان آنها پیوند زن و شوهری باشد. در ازدواج سفید، پایبندی به شریک زندگی، جنبۀ عاطفی دارد؛ نه قانونی.
تغییرات ارزشی در سالهای اخیر نیز بر مناسبات اجتماعی در ایران تأثیرگذار بوده است؛ تغییراتی که تبعات متعددی برای جامعه به همراه داشته است. ورود و گسترش رسانههای ارتباط جهانی، مانند ماهواره و اینترنت، در ایران سبکهای زندگی مختلفی را آفریده و ارزشهای متنوعی را شکل داده است. در این میان، با بغرنج شدن مسائل اقتصادی، بالا رفتن سن ازدواج، و همچنین ورود ارزشهای جهانی از طریق ابزارهای جدید ارتباطی، به تدریج، رفتارهای جدیدی نیز در میان جوانان ایرانی شکل گرفته که از مهمترین آنها، افزایش روابط جنسی پیش از ازدواج است. یکی از افراطیترین شکلهای روابط پیش از ازدواج پیدایش الگوهای ازدواجهای سفید است؛ و گواه بسیاری از محققان زندگی مشترک بدون ازدواج در ایران و به خصوص در تهران روندی رو به رشد دارد (با توجه به حساسیت موضوع آمار دقیقی از فراوانی این نوع خانواده در ایران در دست نیست). الگویی از رابطه که ریشههای عمیق غربی دارد و ناشی از تحولات اجتماعی و اقتصادی میانۀ قرن بیستم در این کشورهاست.
این خانوادهها به دلیل نداشتن مشروعیت دینی و اجتماعی با اینکه در حال گسترش هستند هنوز راهحلی برای حل چالشهای خودشان پیدا نکردهاند که این برخلاف جوامع اروپایی است چون در آن جا با گستردهتر شدن این شکل خانواده، چالشهای آن هم تا حدودی حل شده است. همچنین برای هر دو طرف زن و مرد استرسهای خاص خود را نیز دارد زیرا این شکل زندگی بنیان حقوقی نداشته و نظارتهای اجتماعی روی زن و مرد شدید است. این نوع زندگی پیامدهای مخرب فراوانی دارد. مثلا این که اگر فرزندی به دنیا بیاید آیندهاش چگونه خواهد بود؟ یا آینده دختران در این شیوه زندگی چگونه خواهد بود؟ و هنوز بحث آبروی اجتماعی مطرح هست. حال در این مطالعه به بررسی علل گسترش این پدیده انحرافی (خانواده سفید) در کلان شهر تهران پرداخته میشود.
در بخشی از کتاب علل گسترش پدیده انحرافی ازدواج سفید در کلان شهر تهران میخوانید:
فرزندان حاصل از چنین ازدواجی بیشترین لطمه را متحمل میشود، چرا که چنین ازدواجی ثبت نمیشود و سرنوشت آنان پس از تولد مشخص نیست. بارداریهای ناخواسته و عوارض بهداشتی ناشی از سقط جنین غیرقانونی از تبعات دیگر ازدواج سپبد است.
چنین رابطهای موجب کاهش فرزندآوری میشود، علاوه بر آن سطح زندگی افراد تغییر میکند و خلاء روانی برای دختر را در پی دارد و ممکن است حتی شانس مادر شدن او را کاهش دهد و حتی به آسیبهایی مانند اعتیاد سوق پیدا کنند، این در حالیست که مردان در صورت ترک چنین رابطهای کمتر آسیب میبینند.
در چنین ازدواجهایی امکان دارد که یکی از طرفین هر لحظه نسبت به ادامه این رابطه اظهار بیمیلی کند و این امر موجب وارد شدن صدمات روحی قابل توجهی به طرف مقابل به ویژه زنان میشود چرا که آنان بر حسب طبیعت خود دوست دارند روی فردی سرمایهگذاری عاطفی کنند که این فرد از ارزش لازم برخوردار باشد. این ازدواج از نظر قانونی جرم است. از نظر شرعی نیز گناه محسوب میشود و همواره فرد با نوعی ترس و نگرانی از عواقب چنین رابطهای دست و پنجه نرم میکند. این در حالیست که اگر این روابط ثبت شود، امکان اثبات متعلق بودن فرزند به پدر وجود دارد. همچنین رابطه "همباشی"در ایران پذیرفتنی نیست، این رابطه نه از سوی خانواده و نه نهادهای اجتماعی پذیرفته نمیشود. بنابراین میتواند آسیبهای زیادی را به همراه داشته باشد. هر چند که ممکن است ارضای عاطفی و جنسی و سرنوشت یکسان اقتصادی به دنبال داشته باشد، اما به محض آشکار شدن، مردم با آن مخالفت میکنند و حمایتهای اجتماعی از زوجین برداشته میشود. چرا که این پیوند از نظر حقوقی و قانونی هیچ جایگاهی ندارد.
بله

















