کتاب تعامل موسیقی و معماری در طراحی خانه موسیقی نوشتهی سمیرا ابراهیمی، امید خبیری و علیرضا لرک به تحلیل فرآیند ادراک سمعی (موسیقی) و بصری (کالبد معماری) با استفاده از یافتههای علم روانشناسی و مطالعات پژوهشگران در بیان وجوه اشتراک و افتراق موسیقی و شناخت مفهومی ادراک این دو هنر میپردازد.
پیوستگی سرزمینهای بدون مرزی که دنیای هنر را میآفرینند، همواره هنرمندان را بر آن داشته تا به تعمق در ویژگیهای تک تک خطههای هنری و مقایسه دو به دوی این سرزمینها و نهایتاً کاوش در چگونگی ادغام آنها که منجر به پیدایش دنیای واحد هنر میشود، بنشینند. شاکله محتوایی این کتاب مقایسه سرزمینهای معماری و موسیقی است. به گمان نویسندگان این دو در حیطهای واحد از زبان و فرهنگ ترجمهای از یکدیگر میشوند و گویی تکرار یک روح در دو بدن مفهوم مییابد. موسیقی و معماری به دلیل نسبت ذاتی با ریتم و هندسه و این دو با فلسفه، تاریخی نسبتاً شفاف در تاریخ این سرزمین دارند.
موسیقی و معماری نمود دو بعد از روح انسان در جلوههای متفاوت هستند. ازاین رو مطالعه در ژرفای این دو حکایت از مفاهیم مشترکی میکند که میتواند هنرمند معمار را در بازآفرینی کالبدی موسیقی راهنمایی نماید. با این نگاه هدف اصلی این پژوهش کشف جنبههای اشتراکی دو مقوله موسیقی و معماری و تجلی آن در طراحی معماری است. موسیقی مبین احساسات و حالات درونی یک ملت و تراوش اندیشههای آدمی است، توجه به آن در هر شهری میتواند گویای روحیات و احساسات آن دیار باشد.
هدف این کتاب بیان ویژگیهای فضاهای پویا و منعطف در کنار عناصر مناسب معماری در طراحی خانه موسیقی برای تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب عام و خاص، جذب مخاطب، ارائهی بهتر موسیقی و فراهم آوردن شرایط آشنایی بیشتر با این هنر هست به گونهای که مخاطب با قرارگیری در فضا و درک آزاد از فضا، بدون احساس تحکم فضا بر خود، از موسیقی ارائه شده بهره گیرد و زمینهی آشنایی بیشتر برای او فراهم شود.
به نظر میرسد با بهرهگیری از عناصر معماری و فراهم آوردن شرایط اجرای مناسب و خلق فضاهای پویا و منعطف برای ارائهی بهتر موسیقی در کنار سالنهای تخصصی برای اجرا، تمرین و کلاسهای آموزشی در خانه موسیقی، میتوان موسیقی ایرانی را بهتر ارائه داد. بر اساس مطالعات انجام شده درباره ویژگیهای پویایی و انعطاف پذیری و سالنهای اجرا، سعی شده است الگوی مناسبی برای خانه موسیقی ارائه شود تا هدف تحقیق را پاسخگو باشد و امکان تجربهی آزاد از فضا و حق انتخاب برای بهرهگیری از فضا برای مخاطب فراهم شود.
واکاوی مبانی نظری در ارتباط با موسیقی و معماری، مراجعه به استانداردها و معیارهای متداول طراحی معماری و بررسی نمونههای برجسته مراکز موسیقی در جهان حاکی از آن است که موسیقی را با اصطلاحاتی چون ملودی، هارمونی و ریتم توصیف میکنند و ترکیبات موسیقایی با تأکید بر هر یک از این سه عنصر به وجود میآیند. از این میان ریتم و هارمونی به عنوان دو عنصر اصلی مشترک مابین موسیقی و معماری محسوب میشوند؛ ریتم مهمترین نقطه مشترک بین موسیقی و معماری است. تکرار پی در پی یک حرکت پایا در زمان مشخص را در موسیقی که میتوان به خوبی در معماری به کار گرفت، هارمونی ویژگی دیگری است که وجه اشتراک موسیقی و معماری محسوب میشود. در معماری شاید بتوان در بخش مربوط به آکوستیک بنا از این عامل خاص بهره گرفت.
این کتاب به دنبال ارائه رهنمودهایی جهت خلق فضایی است که مبین و انتقال دهنده هنر هنرمندان این عرصه و فراهم آورنده بستر مناسبی برای ارتقاء تعامل بهتر میان مخاطبان موسیقی و هنرمندان حوزه موسیقی باشد. ما بر این باوریم احیای موسیقی و ارزش نهادن به روح روشن موسیقی ایرانی و جاری ساختن کیفیت در فضاهای معماری همچنین ایجاد حلقههای پیوند اساتید این فنون و هنرجویان مستعد، میتوان به بارور شدن بیش ازپیش این شاخه مؤثر از درخت فرهنگ ایران زمین امیدوار بود.
در بخشی از کتاب تعامل موسیقی و معماری در طراحی خانه موسیقی میخوانیم:
در کلیه هنرهای سنتی ایران که عموماً ریشه در حکمت ایرانی و عرفان ایرانی دارند، موضوع حال و کیفیت هنر، ویژگی منحصر به فردی به آنها میدهد این ویژگی به تنهایی قابل بررسی علمی نیست. موسیقی سنتی ایران بر اساس موسیقی دستگاهها و ردیف که در اصل مجموعه ملودیهایی است که به وسیله افراد مختلف در زمانهای گوناگون جمعآوری شده، شکل گرفته و از دیدگاهی دیگر، منظومهای از قطعات موسیقی نواحی مختلف ایران است که پارهای از عامترین ویژگیهای فرهنگی و طبیعی ایران را دارا میباشد. موسیقی به جای مانده برای ما از گذشته را میتوان به هفت دستگاه بزرگ تقسیم کرد؛ شور، نوا، ماهور، رأس تپنج گاه، همایون، سه گاه، چهارگاه. این طبقهبندی از چهل، پنجاه سال قبل معمول و امروز هم متداول است.
حرکت نغمات در موسیقی ایرانی پیوسته است و این حرکت پیوسته در محدوده دانگ اتفاق میافتد و دائماً به نغمه شاهد این دانگ رجعت دارد. چنانچه ملودی بخواهد از محدوده یک دانگ فراتر رود، یک دانگ دیگر به دانگ قبلی اضافه میشود و ملودی در دانگ جدید به گردش دایرهوار خود ادامه میدهد و مانند نقش اسلیمی در کیمسیر جدید به چرخش درمی آید.
نخستین سیستم نظام یافته آکادمیک موسیقی درمانی در ایران باستان بنا گردید. بر اساس کتیبههایی که در سال 1349 یافت گردیده است در دانشگاه جندی شاپور اهواز دانش موسیقی و درمان با موسیقی از دپارتمانهایی بوده است که هر دانشجوی پزشکی آن زمان (1500 الی 1390 سال پیش) باید آن را میگذراند. بعد از حضور اسلام در ایران عمده فعالیتهای موسیقی نوشتاری و نظری شد و بیشتر مطالب نظری رنگ و بویی از برداشت یونانیان داشت که با اعمال تغییراتی منتقل شده بودند. یونانیها موسیقی را در میان موضوعهای فلسفی مطرح میکردند و بیشتر فیلسوفان در کنار علوم دیگر در مورد موسیقی اظهارنظر میکردند. به طور اجمال آثار نوشتاری گذشتگان در مورد تأثیر موسیقی بر روح و نفس بیشتر بر محور طبایع و مزاج زمان و افلاک و سماع است که بزرگان حکمت، فلسفه، و پزشکی ضرورتاً نکاتی در این باب آوردهند.
بله





















