کتاب سوز باران دربردارندۀ اشعاری دلنشین از فرانگیز عزتی با مضمونی عاشقانه و معنوی است.
در بخشی از کتاب سوز باران میخوانیم:
یک شبی باز کنم صفحهی دل
به سرشکی بسرایم غم خویش
و بخوانم هردم یار دریاب مرا
در تماشای سکوت ابدی
در گذرگاه عدم وقت گذر
و زمانی که شود
جام جهان خالی از عشق یار دریاب مرا
در غباری که شود گم همهی هستی من
وقت تاریکی محض
و سکوتی که شرر بارتر از فریاد است
یار دریاب مرا
هر زمانی که سفر
در دل من باز کند پنجرهای
و نباشد با من
کوله باری به جز اندوه جهان یار دریاب مرا
بله

















