کتاب الگوریتم کلونی زنبور عسل مصنوعی، توزیع اقتصادی بار نیروگاه حرارتی و نیروگاه بادی، نوشتهی داود مقدم شیبای، به یکی از مسئلههای مهم و کاربردی در علم مهندسی بهینهسازی پرداخته است.
هر جا بحث و مسئله پول به میان آید، قطعا یکی از کارهایی که باید انجام شود، بهینهسازی است. بهینهسازی یکی از مسئلههای مهم و کاربردی در علم مهندسی است که با ورود الگوریتمهای کامپیوتری زمان خیلی کمتری برای امر بهینهسازی مورد استفاده قرار میگیرد. صنعت برق نیز از این امر مستثنی نبوده و بهینهسازی در کاهش هزینه تولید برق خیلی مهم و حیاتی است.
در دنیای امروز در صنعت برق طراحی و بهرهبرداری بهینه و موثر اقتصادی همواره مورد نظر بوده است. در دورهی پنج سال متعاقب 1973 هزینهی سوخت، نرخ رشد سالیانهای معادل 25% داشته است و این ارقام نمایشگر اهمیت استفادهی موثر از مواد سوختی است. از طرفی با توجه به افزایش روزافزون استفاده از نیروگاههای بادی در جهان و حساس بودن این نیروگاهها در مقابل عوامل مختلف بررسی آنها امری ضروری به نظر میرسد.
کاهش سریع سوختهای فسیلی، بحث گرمایش جهانی و اثر پدیدهی گلخانهای و ریزش بارانهای اسیدی، لزوم بهرهبرداری از انرژیهای تجدید شونده، به ویژه انرژی باد را افزایش داده است. اکنون انرژی الکتریکی بادی یکی از بهترین منابع نوین انرژی در دنیا میباشد.
کشورهای مختلف سعی میکنند که استفاده از انرژی الکتریکی باد را هر چه بیشتر گسترش دهند. پس لازم میباشد که توزیع اقتصادی بار نیروگاههای حرارتی کشور در حضور نیروگاه بادی مورد بررسی قرار گیرد، تا هزینهی تولید کاهش یابد.
در بخشی از کتاب الگوریتم کلونی زنبور عسل مصنوعی (Algoritm of Artificial Bee Colony) میخوانیم:
در سالهای اخیر محققان برای تولید سیستمهای جدید مصنوعی (در حیطهی هوش مصنوعی) شروع به تحقیق دربارهی طرز رفتار حشرات اجتماعی کردهاند، که در این میان الگوریتم کلونی زنبور عسل مصنوعی (ABC) یا (BCO) که مسیر جدیدی را در هوش جمعی بررسی میکند و به همین دلیل در این کتاب از متاهیوریستیک (ابر کشف) کلونی زنبورها استفاده شده است.
هوش دسته جمعی، زیر شاخهای از هوش مصنوعی است که بر پایهی رفتار جمعی سیستمهای غیر متمرکز و خود سازمان ده بنا شده است. این اصطلاح برای اولین بار در سال 1989 در زمینهی سیستمهای روباتی سلولی به کار برده شد.
سیستمهای SI به طور نمونه از یک گروه از عوامل ساده ساخته شده که به طور محلی با یکدیگر و نیز با محیط پیرامونشان بر هم کنش دارند. بنابراین در آنها ساختار کنترلی متمرکزی وجود ندارد که به هر عامل منفرد دستور دهد که چگونه رفتار کند. نمونههای طبیعی سیستم SI شامل کلونی مورچهها، دستههای پرندگان، گلههای حیوانات، رشد باکتریایی و دستههای ماهیها میباشد.
بله












