کتاب مبانی برنامهریزی آمایش سرزمین نوشتۀ سید فاخر علوی، به بررسی مفهوم کلی برنامهریزی شهری و منطقهای جهت بهبود وضعیت مادی و معنوی جامعه میپردازد.
اجرای مبانی برنامهریزی آمایش سرزمین (Basis of Spatial Regional Planning)، موجب تنظیم رابطۀ بین فعالیتهای انسان و فضای پیرامون برای بهرهبرداری منطقی از همۀ امکانات جهت بهبود وضعیت مادی و معنوی جامعه، بر اساس ارزشهای اعتقادی، سوابق فرهنگی و با ابزار علم و تجربه در طول زمان میشود.
آمایش سرزمین دارای اهدافی نظیر: 1- تقویت توسعه متوازن اجتماعی و اقتصادی نواحی، 2- افزایش کیفیت زندگی شهروندان، 3- بهرهوری آگاهانه و مسئولانه از منابع طبیعی و حفاظت محیط زیست و 4- کاربری هدفمند فضای ملی است. آمایش به لحاظ معنای لغوی از مصدر آمودن به معنای آمیختن، درنشاندن، مستعد کردن، آراسته کردن و در کنار هم چیدن به دست آمده است.
در مورد آمایش سرزمین دو سطح از کار را میتوان به لحاظ فنی تصور کرد:
الف- تناسب بین الگوی اسکان جمعیت و سازماندهی اقتصادی فضا، در این باره باید در منطقه چشمانداز اشتغال را جستجو و سهم بخش را مشخص کرد. بنابراین در این سطح نگاه کمی میباشد.
ب- تناسب بین جهتگیری کلی اسکان جمعیت و جهتگیری کلی سازماندهی اقتصادی فضا، این نگرش به دنبال تحلیلهای کمی نیست و سعی میکند سازگاریهای کلی را طرح کند و هر مقوله مستقل بحث شود، یعنی نگاه کیفی میباشد.
آمایش سرزمین باید دموکراتیک، کلگرا، هدفمند، بلند مدت، آیندهنگر، انعطافپذیر، معطوف به اراده و دارای نگرش کیفی باشد. آمایش سرزمین ماهیتاً مفهومی عام دارد. این ویژگی مفاهیمی مانند آمایش ملی، آمایش منطقهای و آمایش شهری را دربرمیگیرد. این واژه میتواند همراه با صفاتی برای مشخص کردن عملکرد تخصصیتر مانند آمایش صنعتی، آمایش گردشگری و همچنین برای مشخص کردن آمایش محیطهای خاص مانند آمایش نواحی کوهستانی، آمایش مناطق ساحلی و آمایش مناطق مرزی و نیز برای مشخص کردن بخشهای مختلف نظیر آمایش راهها، آمایش بنادر، آمایش دفاعی و... استفاده شود.
در بخشی از کتاب مبانی برنامهریزی آمایش سرزمین میخوانیم:
بروز سطوح متفاوت رفاه در مناطق مختلف در کشور هلند نابرابریهایی را در پهنههای مختلف سرزمین به وجود آورده است. محدودیت سرزمین موجب شده است که تراکم جمعیت و پراکنش آن به صورت یک معضل رو به افزایش همچنان باقی بماند. بنابراین علیرغم مقیاس کوچک و جمعیت حدود پانزده میلیون نفری در سال 1995 این کشور توانسته است الگوی خوبی برای نظام برنامهریزی فضایی به وجود آورد.
در این کشور کوچک عامل حیاتی رشد جمعیت و توزیع جغرافیایی آن است. مشکل رشد جمعیت در کنار مسئله توزیع آن در منطقهای کوچک و مرفهتر در غرب این کشور، مسئله توزیع جغرافیایی جمعیت و فعالیت را به وجود آورده است. دلایل مختلفی برای تمرکز فعالیتها در منطقه غربی وجود دارد که مهمترین آن نزدیکی به محورهای اصلی تجارت در این منطقه اروپایی است. از این نظر برنامهریزان هلندی به این نیاز پی برده بودند که برای غلبه بر مشکلات عدم تعادلهای فضایی در کشور لازم است یک برنامه سراسری و فضایی داشته باشند و به این دلیل یک ساختار برنامهریزی سه سطحی در کشور شامل برنامهریزی ملی، برنامهریزی استانی و برنامهریزی شهرداری به وجود آمد. سیاستهای توسعه در هر سطح نیز از طریق سطح بالاتر تعیین میشد.
در سطح ملی مسئولیت تهیه سیاستهای برنامهریزی فضایی به عهده وزیر برنامهریزی فضایی مسکن است. البته تشکلهای دیگری او را در تهیه این برنامه کلان فضایی کمک میکنند. برنامهریزی اقتصادی در سطح ملی در وزارت امور اقتصادی صورت میگیرد و مسئولیت هماهنگی بین این دستگاهها به عهده نظام برنامهریزی بینبخشی است.
بله



















