

کتاب رویای بیداری
برای شنیدن کتاب رویای بیداری و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب رویای بیداری
کتاب رویای بیداری نوشتهی نسرین پرک، روایتگر خاطرات شفاهی خانم زینب عارفی همسر شهید مدافع حرم مصطفی عارفی است.
در بخشی از کتاب رویای بیداری میخوانیم:
یک روز آقا مصطفی با سه تن از دوستان بسیجیاش به نامهای جواد کوهساری، محمد اسدی و محمد جاودانی آمدند خانه. دربارهی درگیریهای عراق و سوریه صحبت میکردند. از رفتن میگفتند. قبلا من و آقا مصطفی مفصل دربارهی این موضوع صحبت کرده بودیم. آقا مصطفی مصمم بود به رفتن، اما من هنوز تردید داشتم. آقا مصطفی و دوستانش روی مبلهای داخل هال نشسته بودند و من توی آشپزخانه بودم. سماور را روشن کردم و تا جوش آمدن آب داخل سماور، لیوانها و قندانها را توی سینی چیدم. سینی چای را گذاشتم روی اُپن و خودم رفتم داخل اتاق. در را کمی باز گذاشتم تا صدای آنها را بشنوم.
آقا مصطفی میگفت: «به نظر من ما نباید به عنوان یک نیروی عادی آموزشندیده بریم. نیرویی که فقط بتونه تفنگ دستش بگیره، رفتنش تأثیر چندانی نداره. ما باید اول دورههای آموزشی رو ببینیم، بعد از خود عراقیها نیروی داوطلب جمع کنیم و بهشون آموزش بدیم.»
آقای کوهساری خندید: «هنوز که هیچ ارگانی قصد بردن ما رو نداره. بسیج هم که با ما همکاری نکرد.»
آقای اسدی گفت: «ارگان مُرگان که نه، ولی شنیدم مامان جونت بلیط یک طرفه به سرزمین رؤیاها برات گرفته!»
آقای جاودانی گفت: «مبارکه رفیق، از آقای اسدی جلو زدی.»
آقای اسدی گفت: «فقط جهت اطلاع دوستان، خانواده برای آقازادهشون کت و شلوار خریدن، قراره به زودی ایشون متحول! ببخشین متأهل بشن!»
آقامصطفی گفت: «من موندم این بَشر به اضافهی اون دو تا بَشر دیگهای که اینجا نشستن چرا تن به ازدواج نمیدن؟ به خصوص جناب کوهساری عزیز که اخیرا پدر محترمشون یک ماشین صفر براش خریده و یک طبقه از خونه رو هم به نامش زده، برادر عزیز شما از بیست و چهار سالگی میتونستی زن بگیری و نگرفتی تا الان چهار پنج سال تأخیر داری، بجُنب دیر میشه.»
فهرست مطالب کتاب
مقدمه ناشر
مقدمۀ راوی
مقدمۀ نویسنده
فصل 1: آشنایی در راه مدرسه
فصل 2: برای این لحظه خیلی انتظار کشیدم
فصل 3: لویزان
فصل4: تو برای کارهای بهتری آفریده شدی
فصل 5: آواز جیرجیرک ها
فصل 6: تقارنی لذت بخش
فصل 7: ترسی موهوم
فصل 8: روزهای سخت در راهاند
فصل 9: جنون قیصری
فصل 10: بهار فصل جدایی ما بود
فصل 11: باز همان خیابان بود. همان روشنی، همان صدا
خوابهای صادقه
فصل 12: رؤیای بیداری
تصاویر
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب رویای بیداری |
| نویسنده | نسرین پرک |
| ناشر چاپی | انتشارات ستارهها |
| سال انتشار | ۱۳۹۷ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 328 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-254-055-3 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۶۰,۰۰۰ تومان |
| موضوع کتاب | کتابهای خاطرات دفاع مقدس |
نقد، بررسی و نظرات کتاب رویای بیداری
دلم میخواست بانوهمسر شهید، دوست عزیزم میبود. پریقین و پرامید.. زینب بانو.. شهادت روزی ات الهی
اولین همسرشهیدی بودی که بعد از خواندن خاطراتت، نیمه شب با اشک، برایت شهادت در راه خدا را خواستم. نوشتم شاید روزی بخوانی
زیبا و عالی بود. خوندن این کنتب برای همه لازمه تا کمی دست از
من ک از کتابش اصلا خوشم نیومد و
انشاءالله شهدا در آن دنیا شفاعت مارو هم بکنند:)
بله

















امید وارم که همیشه شادی در قلبتون ساکن باشه