کتاب طوفانالبکاء: در مصائب ائمه اطهار بخصوص سیدالشهداء علیهالسلام نوشته میرزا محمدابراهیم مروزی جوهری، از معروفترین مقتلهای فارسی و به نثر و نظمی روان و استوار است. این اثر سالها مورد توجه ذاکران و مداحان اهل بیت علیهم السلام بوده است.
طوفان البکاء فی مقاتل الشهداء از جملهی معروفترین مقاتل مورد استفادهی عامه در سدهی ۱۳ و اوایل سدهی ۱۴ بوده که به نام جوهری نیز مشهور بوده است.
این کتاب مشتمل بر یک مقدمه و ۱۴ آتشکده و هر آتشکده در چند شعله و یک خاتمه در احوال مؤلف است، مؤلف آن را به نام آقا صالح خانبان تألیف نموده است و در انتهای کتاب آورده است که روز سه شنبه ۲۱ ذی القعده ۱۲۵۰ قمری از تألیف آن فارغ شده است.
امام حسین (ع) سومین امام شیعیان در سوم شعبان بین سالهای سوم تا ششم هجری در مدینه به دنیا آمد و دهم محرم سال ۶۱ هجری در کربلا به شهادت رسید. در مورد زندگی او به خصوص سال پایانی و در آن سال ده روز آخر، کتب زیادی نوشته شده است و محققان زیادی در این زمینه تلاش کردهاند.
در بسیاری از این مکتوبات، حب و بغض زیاد وقایع را قلب ماهیت کرده است و در برخی موارد طوری وانمود شده است، که حضرت حسین (ع) مظلوم و زبون کشته شد، حال آن که شیعیان معتقدند، آن بزرگوار، دارای مقام و کشف و کرامت بود و قدرت داشت تمام قشون مخالفین را تار و مار کند، پس زبون و بیچاره و در تنگنا کشته نشد، او برای مخلوق امام بود و در آخرت هم بایستی به کمال مخصوص خود میرسید که غیر از کمال مخلوق است، از این رو با تبسم شهید شد تا همه بدانند به آن جایی که باید برسد رسید.
میرزا محمدابراهیم مروزی جوهری، به تشویق ملا محمد صالح و آقاصالح خانبان، از اعیان قزوین، طوفانالبکاء را درباره مصائب اهلبیت، در مدت دو سال نوشت. محمد ابراهیم بن محمد باقر جوهری هروی (در گذشته پس از ۱۲۴۰ یا ۱۲۵۳ق) ملقب به افصحالشعراء، شاعران و مرثیه سرایان فارسی زبان قرن سیزدهم است، وی سالیانی در قزوین به خدمت رکنالدوله در آمد، و لقب افصحالشعراء را از او دریافت کرد. وی در پایان عمر در اصفهان نزد محمدباقر شفتی رفت و در همانجا درگذشت.
در بخشی از کتاب طوفانالبکاء: در مصائب ائمه اطهار بخصوص سیدالشهداء علیهالسلام میخوانید:
خلیلان سرای محبت و ذبیحان منای مودت، قربانیان کعبهی رضا و تسلیم و کرامت یافتگان «و فدیناه بذبح عظیم» به عبادت فصیح و ملیح قضیهی قربانی حضرت ذبیح را چنین رقم زدند که: چون قربانی راه خدا و ذبیح کعبهی وفا، قوت روان خلیل حضرت اسماعیل آفتاب جهان تاب عارض خورشید مثالش عروج کرده در نصف النهار سپهر جلال و جمال به سر حد کمال رسید لشگر ملاحت پسر که شور در کشور ایجاد بشر افکنده جلو ریز در شهر بند صبر و سکون پدر تاخت و شاهین نگاه ذبیح که کبوتران حرم را دم داده به چنگال تصرف ولوله در بنیاد آرام خلیل انداخت.
زد محبت چو حلقهای بر در
نه پدر میشناسد و نه پسر
آنچه در راه طالب و مطلوب
حسن یوسف نمود با یعقوب
از همان ره بنای صبر خلیل
شد به تاراج حسن اسماعیل
بله


















