تاریخچهای واضح و خوشترجمه از زندگی اسامه بنلادن از دیدگاه همسر و فرزندش.
این کتاب با اختصاص بخشهایی به همسر اسامه و اوجگیری داستان به روایت فرزند وی، جریان صعود و نزول زندگی این مرد ثروتمند و آسپرگری را نشان داده و رفتهرفته عملکرد تکبعدی ذهنی که با رواننژندی سر و کار داشته را عیان ساخته و سقوط شرافت شخص را در گرو تندرویهای متمرکزِ دینی نشان میدهد.
به راستی این عاقبت هر شخصیست که بیپذیرش عقاید دیگری و دیگران، حلقهای چند از یارانی که صرفاً موافق و همنظر باشند به دور خویش جمع نموده و در جزیرهای متروک از تمجیدهای یکطرفه و تصدیقهای سودجویانه خویشتن را اسیر میکند.
کتاب؛ آغازی نه چندان تاثیرگذار دارد که رفته رفته با ورود فرزند چهارم اوج میگیرد و ابعاد مختلف زندگی پدری دیکتاتور و رادیکال را به رخ میکشد.
در بخش پایانی کتاب، ضربهای مهلک به خواننده وارد میآید و بالاخره در جایی همه چیز رها میشود و به حال تعلیق میماند درست به مانند زندگی.
داستانیهایی از این دست را پایانی نیست چرا که این چرخهی بیمارگونهی جنگطلبانه و صلحکُش همواره در اشکال مختلف سر درآورده و در قامت اسامهای جدید راه خویش را میسازد.
باشد که درسی شود از دلِ تاریک تاریخ بر ضمیر روشن جانهایمان.
من فعلا کتاب رو کامل نخوندم ولی تا اینجا کار خیلی قصه روان و جذابی داشته، اومدم نظرات افرادی که کتاب رو مطالعه کردن رو بخونم ولی دیدم اغلب درباره کتاب چیزی نگفتن و در مورد این شخص (بن لادن) صحبت کردن، خواندگان لطفا درمورد کتاب نظر بدید و کتاب رو تحلیل کنید تا سایر افرادی که میخواهند کتاب رو خریداری کنند بتونن درست تصمیم بگیرن
رهبری کار سخت و پیچیدهای هست چه رهبر یک تشکیلات تروریستی باشی یا رهبر یک فعالیت صلح طلب. مطالعه کردن شخصیت افراد و نتیجههایی که از رفتارشون حاصل شده ارتباطی به خوب یا بد بودن اون شخص نداره.
این کتاب با اختصاص بخشهایی به همسر اسامه و اوجگیری داستان به روایت فرزند وی، جریان صعود و نزول زندگی این مرد ثروتمند و آسپرگری را نشان داده و رفتهرفته عملکرد تکبعدی ذهنی که با رواننژندی سر و کار داشته را عیان ساخته و سقوط شرافت شخص را در گرو تندرویهای متمرکزِ دینی نشان میدهد.
به راستی این عاقبت هر شخصیست که بیپذیرش عقاید دیگری و دیگران، حلقهای چند از یارانی که صرفاً موافق و همنظر باشند به دور خویش جمع نموده و در جزیرهای متروک از تمجیدهای یکطرفه و تصدیقهای سودجویانه خویشتن را اسیر میکند.
کتاب؛ آغازی نه چندان تاثیرگذار دارد که رفته رفته با ورود فرزند چهارم اوج میگیرد و ابعاد مختلف زندگی پدری دیکتاتور و رادیکال را به رخ میکشد.
در بخش پایانی کتاب، ضربهای مهلک به خواننده وارد میآید و بالاخره در جایی همه چیز رها میشود و به حال تعلیق میماند درست به مانند زندگی.
داستانیهایی از این دست را پایانی نیست چرا که این چرخهی بیمارگونهی جنگطلبانه و صلحکُش همواره در اشکال مختلف سر درآورده و در قامت اسامهای جدید راه خویش را میسازد.
باشد که درسی شود از دلِ تاریک تاریخ بر ضمیر روشن جانهایمان.