خیلی کتاب قشنگی بود.. خصوصا قسمت اول داستان که زمان جنگ بود.. اصلا دلم نمیومد کتابو بذارم زمین.. عالی عالی.. ولی دقیقا زمانی که داستان به اوج رسید یهو رسید به زمان حال و واقعا ضدحال بزرگی بود.. خصوصا که اوایلش مشخص نبود دیالوگا رو کی داره میگه.. همش منتظر بودم دوباره برگرده به عقب درمورد شخصیتای زمان جنگ بگه.. ولی خب آخرشم خیلی عالی و غیر قابل پیش بینی تموم شد.. هرچند که به لطف یکی از دوستان که آخرشو لو داده بود میدونستم تقریبا چی قراره اتفاق بیفته😑.. فقط یه قسمتش انگاری سانسور شده بود و متوجه نشدم بلاخره اون شب که سوفی رفت پیش فرمانده چی شد که فرمانده بهش توهین کرد و پرتش کرد بیرون.. هیچ توضیحی نداد که بلاخره باهم رابطه داشتن یا نه.. اگه از دوستان کسی میدونه لطفا بگه . البته من با یک ترجمه دیگه خوندم
کلمه جنگ همواره با واژه غارتگری در کنار هم بکار گرفته میشوند، چنان که میتوان غارتگری را یکی از پیامدهای گریز ناپذیر جنگ به حساب آورد. و این موضوع در تمام تاریخ به دفعات تکرار شده است. لیکن میتوان گفت که جنگ جهانی دوم از نظر گستردگی و شدت در این مورد بیمانند بوده است. غارتگری علمی، مالی، هنری و… که با گذشته سالهای متمادی همچنان پیامدهای آن گریبانگیر کشور آلمان به عنوان آغاز کننده جنگ است.
جوجو مویز، موضوع اصلی داستان خود را اشغال فرانسه توسط نازیها و غارت اشیاء هنری فرانسه توسط آنها قرار داده است.
کتاب دختری که رهایش کردی داستانی درباره دو زن با ویژگیهای مشابه است که یکی از آنها به نام سوفی در زمان اشغال فرانسه مجبور است تا از خانوادهاش در نبود شوهر در مقابل نازیها محافظت نماید و دیگری به نام لیو که در لندن زندگی میکند. شوهر لیو قبل از فوت به وی یک تابلو نقاشی هدیه میدهد که نمایی از یک زن است و مربوط به یک قرن قبل و در جریان جنگ از فرانسه به انگلستان منتقل شده است. این دو داستان با این تابلو در هم میآمیزد.
روایت جالبی بود در کل و گیرا چون انقدر جذاب بود که هر روز خوندم تا تموم شد. بخش گذشتهی این روایت رو یا همون بخش اول کتاب رو بیشتر دوست داشتم اما وقتی بخش حال شروع شد یهو اسامی رو قاطی کردم و از دستم در رفت کلا انگار ترجمهی اون قسمت زیاد جالب نبود. دیگه این که کمی تاریخ یاد گرفتیم و من تا حالا این بخش از جنگ رو در جایی نخونده بودم یعنی دزدی آثار هنری و سرگذشت یه تابلو جالب و نو بود برای من. شخصیت سوفی خیلی تاثیرگذار بود و آخر داستان اشک منو درآورد: (امیدوارم دنیا همیشه پر از صلح باشه جنگ هیچ چهرهی زیبایی نداره و سرتاسرش زشتیه. عشقی که در این روایتم بود بسیار زیبا بود خوشحالم که ته عمرشون رو کنار هم سپری کردن هر چند یه داستانه اما مطمئنا شبیه این داستانم تو واقعیت رخ داده و همین دردآوره 💔
کتابی بود به سبک کتابهای نویسندگان مطرح قدیمی که به شخصه نمیتونم از خوندنشون دست بکشم و به وادی نویسندگان جدید کوچ کنم. واقعا زیبا بود. پر از حسهای ملموس و درست. کتاب میتونه کاری کنه که حس کنید داخل کتاب هستین و به عنوان یک (شاید) همشهری یا هموطن دارین به مسائل زندگی اطرافتون نگاه میکنین. عاشقانههاش رو دوست داشتم. واقعی بودن (چیزی که این روزها حتی تو کتابها هم پیدا کردنش سخت شده). هر کدومشون مختص زمان و شرایط خودشون بودن.
چیزی بیخود و اضافی نبود و هر اشاره، منظوری داشت.
و چیزی که حتما باید ازش بگم، تصویر رسای جنگ بود که حین خوندن کتاب به وضوح هر چه تمامتر درکش کردم. اولین کتابم در این حوضه نبود اما فضاها روشن تر از چیزی بودن که شما حس کنین فقط یک خواننده هستین.
بنظر من این کتاب ارزش خوندن داشت. نویسنده طوری داستان رو برای خواننده مصور میکرد که من واقعا با وقایعی که جز به جز در حال اتفاق افتادن بود جلو میرفتم و به شکل واقعی در ذهنم تصورشون میکردم. تنها ایرادی که داشت جهش ناگهانی داستان از حال به گذشته و بالعکس بود و همچنین دیالوگهایی از اشخاص جدیدی که قبلا در داستان حضور نداشتند که باز هم بشکل ناگهانی در طول خواندن ظاهر میشدند، کمی زمان میبرد تا متوجه ارتباط اشخاص و دیالوگهای جدید با اصل داستان بشی. با اینحال داستانی جذاب و زیبا و پر از عشق بود. من واقعا لذت بردم از خوندنش.
خیلی داستان کتاب جالب بود یعنی کاملا غیر قابل پیش بینی و اینکه اصل داستان حتی تا صفحههای انتهایی مشخص نمیشه.. اما یه ایرادی که میشه گرفت اینکه پرش داستان از گذشته به حال و اینکه راوی گذشته، اول شخصه در حالی که داستان حال رو سوم شخص تعریف میکنه، یکم ایجاد گنگی میکنه و همینطور مکالمههای زمان حال که خیلی جاها متوجه گوینده نمیشی و مجبوری دوباره و دوباره بخونی
تازه تمومش کردم، توصیفات عالی و خواننده رو دنبال خودش میکشونه تا وقتی وارد فصل یازده و زمان حال میشه، اونقدر گیج و عصبی بودم و فکر کردم یه داستان جدیده، ورق زدم رفتم جلو تا به فصل بیستوسوم رسیدم. و تا آخر کتاب همین کاروکردم. فقط فصلای که سوفی نوشته بودم روخوندم. علاقهای چندانی ندارم در مورد لیوبدونم، شاید اگه توی ده فصل اول بهش اشارهای میشد قابل درک تر بود. فوق العاده بود داستان سرسختی یک زن اون هم زمان جنگ، راحت و مثال زدنی نیست.
بهترین رمانی بود که از جوجو خوندم 👍 اینکه تو زمان سفر میکرد، شباهت بین زندگی عاشقانهی سوفی و لیو، کشش دائمی داستان و درنهایت پایان بندی فوقالعاده اش، همه و همه رو دوست داشتم. و چیزی که خیلی تحت تاثیرش قرار گرفتم، جنگ بود! اینکه چقدر ویروونی به بار آورد و بیشمار زندگی رو نابود کرد! اینکه فرصت زندگی آروم رو از خیلیها گرفت و این اتفاق هم برای طرف پیروز و هم طرف بازنده پر از خسارت و همراه با رنج بود. بهتون خوندنش رو پیشنهاد میکنم.
قسمت اولش واقعا جذاب بود ولی وقتی به زمان جدید رفتن انقدر حوصله سر بر شد که من نتونستم ادامه بدم اصلا آدم شوکه میشه از اون داستان زیبا یهو به یه جایی میره که اصلا معلوم نیست کی داره حرف میزنه داستان چیه 😔
من بعد از چند ماه تونستم کتابو تا آخر بخونم نمیدونم به خاطر ترجمه بود یا نویسنده کمی ضعیف عمل کرد ولی از یه جایی به بعد کتاب دوباره جذابیت پیدا میکنه الان داستان لیو رو از سوفی بیشتر دوست دارم 😍
کتابی بود بادو روایت در گذشته و حال، گذشتهای که درزمان حمله نازیها به فرانسه در1940 هست ک ناخودآگاه تلخیهای زیاوی رو بهمراه داره بخاطر وقایع و بیعدالتیها و ظلمهایی ک جدایی ناپذیر از جنگ هستن، بااین وجود من این کتاب رو خیلی دوست داشتم و ازش لذت بردم چون درسراسر کتاب جنبههای مختلف عشق نشون داده شده بود و نشون داد ک اکثر آدمها تا در شرایط سخت قرا. نگیرن متوجه چیزهای بارزش زندگیشون نمیشن.
موضوع جالب کتاب اینکه در دو زمان مختلف روایت میشه و وقتی به قسمت حال میرسی از اینکه میبنی افرادی که داشتی زندگیشون رو میخوندی حالا مردن اما به نحوی همچنان حضورشون حس میشه حس عیجیبی به ادم دست میده... و شخصیت فرمانده هم دوست داشتنیه عشقی که به سوفی داشت تا پایان عمر باهاش بود و کاری که برای رسیدن سوفی و ادوارد انجام داد فداکاری و از خود گذشتگی زیادی رو مطلبید...
یکی از بینظیرترین کتابهایی که میتونید بخونید…بینهایت زیبا، کلمات عمیق و دقیق کنار هم قرار گرفته اند، به طوری که احساس میکنی از زمان حال دقیقا به زمانی که کتاب توصیف میکند رفتی. شاید صفحههای اول زیاد جذب کننده نباشد اما بعد از همین صفحهها میرسید به زیباترین جملهها که طوری میخکوبتون میکنه که حاضر به کنار گذاشتن کتاب و رها کردن داستان نیستید
کتاب ظاهرا داستان هست، بسیار گیرا، مخاطب، غرق در داستان میشه، و تمام مراحل داستان قابل تصور هست، اما بنظرم صرفا داستان نیست، جملاتی آموزشی برای شناخت انسان از خود و زندگی داره. فقط از قسمتی که داستان، در لندن شروع میشه، باید در خواندن بیشتر دقت کرد، چون ناگهانی، راوی و مکانها تغییر میکنه.
سلام خسته نباشید کتابراه خیلی دلنشین بود خیلی کم پیش میاد چنین داستانهای عاشقانهای یه آدم بخونه خیلی لذت بردم خیلی توروح دلم نشست واقعا چنین کتابهای باید بیشتر شه وتو صفحه اصلی کتابراه به نمایش داده شه کتابراه آگه امکان داره کتاب آخرین انسان رو میتونید اضافه کنید ممنون میشم خانوم شیدا رضایی ممنون
قسمت اول داستان خوب بود اما پرش داستان بطور ناگهانی انهم در لحظه اوج داستان، بطرز خسته کننده و ملال اوری ادامه پیدا میکنه. طوری که واقعا میلی به خوندنش ندارم. ترجیح میدم وقتم رو برای دیالوگهای بیمعنی ک با توجه به عدم شناخت خواننده از شخصیتهای جدید، کاملا بیمفهوم و کسل کننده بود. من خوندنش رو توصیه نمیکنم
من نسخهی چاپیش رو خوندم. کتاب خوبی ولی خیلی سانسور داره. مثلا من اصلا نفهمیدم تو دیدار فرمانده با سوفی چیشد که فرمانده عصبانی شد و سوفی رو بیرون کرد؟؟!
واینکه وسطهای داستان واقعا کسل کننده و نامفهوم هس وبه شدت ادم رو خسته میکنه.
واینکه پرش داستان از فصل اول و دوم یکمم باعث گیجی میشه
خیلی کتاب دوست داشتنیی بود و داستان جذابی داشت من همه بخش هارو دوست داشتم فقط اینکه زیادی سانسور داشت و یجاهایی توضیحات اضافی و تکراری داشت صبر منو لبریز میکرد اما در کل داستان واقعا جذاب و تاثیر گذار بود و من ارتباط خوبی باهاش برقرار کردم، پیشنهاد میکنم بخونید و لذت ببرید از زندگی سوفی
کتاب هائ خانم جوجو مویز پراز احساس و رمز و راز و معناست و هیچ وقت از خوندنش خسته نمیشم خیلئ این کتاب دوست داشتمً انگار هرلحظه نقاشئ (دخترئ که رهایش کردئ) جلو روم بود و میتونستم خودم تو هتل روژه تصورکنم غرق داستان بودم و خوندنش واقعا یه حس غیرقابل توصیف به مخاطب میده عالئ بود
دختری که رهایش کردی داستان جنگ.. آنچه جنگها بر سر مردم آورد و داستان اینکه هیچ انسانی بی رحم نیست و مقام و موقعیت هر فردی شاید باعث شود او رفتارهای خشک و خشن داشته باشد ولی در اصل و ذات انسان تاثیر ندارد و انسانها به صورت ذاتی مهربانند و مهربانی کردن را دوست دارند
رمانی عاشقانه و احساسی بود از خواندنش سیر نمیشی. خیلی خوب چهره واقعی جنگ رو نشون میده و در آخر به این نتیجه میرسی که جنگ فقط به مردهایی که در جنگ هستن ضربه نمیزنه بلکه به خانوادههایی که در انتظارشان هستند آسیب بیشتری میزند. پیشنهاد میکنم این رمان عالی را از دست ندهید.
عالی بود، یکدلستان واقعی، حس میکنم این اتفاق واقعا افتاده و تون نقاشی واقعا وجود داره، داستانی کاملا پیش بینی نشده و باید تا آخر خواند، اینکه هنرمندانه سه زمان را در داستان را باهم پیش میبرد، اینکه همه چیز آنطور تمام میشود که خواننده خشنود میشود، عالی بود
کتاب خوبی بود کلا داستانهایی که در گذشته و حال روایت میشن جذابیت خاصی دارند تنها ایرادی که میتونم بگیرم که ربطی به داستان نداره و به ناشر یا مترجم وارد هست اینه که بخشها و موضوعات درست جدا نشدن که بیشتر اوقات باعث گیج شدن خواننده میشه! ممنون کتابراه
درود بر همگی کتاب دوستان و کتابراهیهایی عزیز
من به شخصه آثار جوجو مویز رو خیلی دوست دارم و این کتاب گرچه تعلیق زیادی رو به همراه نداشت ولی به قدری توصیفات کتاب ملموس بود که تمام خلاهای داستان رو پر کرده بود حتما پیشنهادش میدم
متفاوت بخونیم
کتابی با موضوع خاص بود و برای من تازگی داشت اینکه داستانی در گذشته دور به حال پیوند میخوره و هر دو داستات بسیار لطیف و احساسی بود... فقط از قسمتی که لیو وارد داستان میشه یه مقدار تنوع اسامی و افراد من رو گیج میکرد ولی نهایتا داستان زیبایی بود
این کتاب عالیترین کتاب بود که خوندم تواین روزها خیلی از خوندش خوشحالم واقعا کتاب خوبی بود من کتاب زیاد میخونم ولی بیشترشون قابل پیش بینی بودن ولی این کتاب اون جوری نبود کتاب خیلی خوبی بود ۵ تا ستاره واقعا کمی برای این رمان خوب😊😊😊😊😊
کتاب خیلی فوق العاده ایه. شاید صفحات اولش به نظر خسته کننده بیاد ولی بلافاصله جذب کتاب میشید به حدی که نمیتونید بذاریدش زمین. من واقعا با این کتاب و دنیاش زندگی کردم. داستان دو تا زن تو دو زمان متفاوت. پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش و ازش لذت ببرید
رمان بسبار زیبای دیگر از جو جو مویز، در این رمان که به راحتی نمیتوان آنرا کنار گذاشت حوادث هر دو جنگ جهانی و سالهای حال حاضر به هم گره خوردهاند هم روایت تاریخی دارد هم نوعی جذابیت کاراگاهی. بسیار خلاقه بود.
عالی و بینظیره از قسمتهایی ک مربوط ب گذشته میشد لذت بردم فقط یه ایراد توو ترجمهی زمان حال داشت و بعضی جاها متوجه نمیشه آدم ک گوینده کی بوده و چند بار باید بخونی در کل عالی بود... انسانیت و عشق در ورای جنگ ها
خیلی زیبا بود انگار یه جور سطح جدیدی از نویسندگی بود عجیب بود طرز نوشتن و گیج کننده و هیجان انگیز. باعث میشد فکر کنی بفهمی داستان چیه؟ عین معما بود همش زمانش و مکان داستان تغییر میکرد همین باعث هیجان داستان میشد.
کتاب خیلی خوبی بود ازخوندنش لذت بردم
اصلا هنگام پرش زمانها گیج نشدم و اونایی که این مشکلو داشتن درک نکردم (اصلا گیج کننده نبود و میشد فهمید که کدوم زمان و چه کسی داره دیالوگ رو میگه) پیشنهاد میکنم بخونید
این کتاب شامل دو فصل هست و داستان دو دختر با فاصلهی صد ساله در اروپا. فصل اول بینهایت جذاب هست ولی فصل دوم خیلی داستان کند پیش میره. من" رمان پر " ترجمهی خانم میمنت دانا رو بهتون پیشنهاد میکنم.
بسیار عالی و انسانی. شاید مهمترین پیامش اینه که در تمام طول تاریخ و در هر موقعیتی حتی در سختترین جنگها، عشق و هنر هست که انسانها رو بهم نزدیک میکنه و زبان و ماهیت مشترک تمام انسانها همین عشق و هنره
یکی از بهترین کتابایی که خوندم عالی بود داستان سوفی رو خیلی دوس داشتم و جاهایی که داستان قطع میشد و میرفت به اینده دوس داشتم زودتر برگردم به زندگی سوفیای کاش از این داستان زیبا فیلم هم میساختن
یه کتاب خوب با عاشقانهی ارام در زمان جنگ جهانی اول رو به تصویر میکشه ولی اواسط رمان کمی کسل کنندست چون ما درکی از اون زمان نداریم ولی در اخر رمان دوباره جذابیت به رمان برمیگرده خیلی خوبه توصیه میکنم حتما بخونید
از خوندنش لذت بردم، توصیفات دقیقی که توی کتاب بکار رفته کمک میکنه که خیلی راحت تر تجسم کنید هم افراد رو هم شرایط رو، و انسجام خیلی خوبی در سرتاسر رمان حس میشه، پایان شایستهای هم داشت:)
کتابی که در هر لحظهی اون غرق میشدم و خودم رو در کنار شخصیتها حس میکردم و با تمام احوال اونها همراه بودم.
و چه تاریخی که گاهی تلخ و گاهی شیرین بر قلب زنان و مردان زخمی به یادگار گذاشته
داستانش جالب بود قسمت حالش یه جورایی شبیه زندگی کلارک تو کتاب من پس از تو بود.
ولی ترجمش کمی مشکل داره مخصوصا قسمت زمان حالش. بعضی جاها نمیشه فهمید کدوم شخصیت داره کدوم دیالوگ رو میگه
کتاب بسیار جذابی ست. البته وقتی وارد زمان حال میشود اسامی زیاد میشود و روند قصه رو به کسل کنندگی میرود اما با برگشت ب گذشته و توصیفهای بی نظیر نویسنده باز جذابیت ب اثر بر میگردد
داستان خیلی زیباییه، عشق وایمان رو تو سختترین شرایط نشون میده یه جورای میگه اگه به هدفت ایمان داشته باشه حتما بهش میرسی. از خوندن این کتاب حس خیلی خوبی دارم خیلی متفاوت بود.
کتاب بسیار زیبایى است نویسنده با قدرت و مهارت فضاى جنگ جهانى را به زمان اکنون پیوند زده و اینکه داستان روایتى از هردو زمان را در خود جاى داده به زیبایى این اثر اضافه کرده
هم به جهت یادآوری تاریخ، هم به جهت توصیف رفتارهای اجتماعی، و هم با یادآوری انسانیت، رمانی درخور و شایسته است. سبک نوشتار آن هم، شوق خواندن را دوچندان کرد.
داستانش رو دوست داشتم ولی پرش زمانیای که داشت گاها من رو دچار اشتباه میکرد، متاسفانه ترجمهی کتاب خیلی دلچسب نیست که همین از جذابیت و بهم پیوستگی داستان کم میکنه.
داستان پر از هیجان واقعا بینظیر بود، از کتابایی که وقتی شروع میکنی به خوندن انگار داری با شخصیتهاش زندگی میکنی، احسنت به این نویسنده توانا واقعا لذت برم
کتابی بسیار زیبا و دلنشین که دو بازهی زمانی مختلف را با ظرافت خاصی به یکدیگر متصل کرده است. کتابی که یک لحظه نمیتوانید زمینش بگذارید. حتما پیشنهاد میکنم