کتاب اسطورههای صهیونیستی در سینما نوشته محمدحسین فرج نژاد، به بررسی سوژهها و قهرمانان سینمای غرب و هالیوود با گرایشات یهودی میپردازد.
بیشک یکی از تفریحها و سرگرمیهای همهی ما تماشای سریال، کارتون، فیلمهای تلویزیونی و سینمایی است و ساعات زیادی از شبانه روزمان را صرف دیدن این برنامهها کرده و از دیدن آنها لذت میبریم. اما شاید هیچگاه به این موضوع فکر نکردهایم برنامهای که ما با کمال میل تماشا میکنیم و از آن لذت میبریم هدف و رسالتی صهیونیستی را با خود دارد! و دشمن از ساخت این برنامهها اهداف شومی را دنبال میکند.
برای روشن شدن این موضوع باید بدانیم که فیلمها و کارتونهایی مثل یانگوم، ارمیا، ماتریکس و... از برنامههای ساخته شده توسط کمپانی یهودی هالیوود است که با برنامه و هدف خاص خود به خصوص مبارزه با اسلام و مقابله با آخرالزمان، برتری یهود و ساخت سرزمین موعود ساخته شدهاند.
اسطورههای صهیونیستی در سینما نام اثری است که سعی در شناسایی همهی نشانهها و نمادهایی دارد که سینمای غرب با وام گرفتن از معتقدات، باورها، تعصبها، اهداف و خط مشی یهود و صهیونیسم آنها را در آثار سینمایی و تلویزیونی به تصویر کشیده است.
بیگمان فیلمهای یاد شده در این کتاب دربرگیرندهی تمامی آثار ارائه شده در یکصد سال فعالیت سینمایی نیست، بلکه بیان مصادیق و نمونههایی است که امکان بررسی و تحلیل دقیقتر و دگرگون را برای علاقمندان به مطالعات فرهنگی فراهم میکند.
با اندکی تأمل در تاریخ و فلسفهی هنر، همراهی هنر و اندیشه هویداست. به راستی هیچ اثر هنری را نمیتوان از اندیشهای خاص، خالی دانست؛ از طرفی دقت در مکاتب مسلط بر جهان غرب و تفکر در سیاستهای فرهنگی و هنری حاکم بر جهان معاصر، ما را به تأمّلی افزون دربارهی محصولات فرهنگی و هنری آن فرا میخواند. از طرف دیگر نفوذ شرکتهای بزرگ صهیونیستی و اندیشههای دنیوی آنها بر سینما، هر مخاطب و منتقد فهیمی را به بازشناسی بن مایهها و اساطیر و غایات آثار سینمای غرب فرا میخواند. اما متأسفانه کمبود منابع محققانه در این باره احساس میشود.
این نوشتار، ابتدا به بررسی معنای اسطوره پرداخته و پس از طرح سؤالاتی بنیادین دربارهی تعاریف مرسوم و مفهوم آنها، به اصطلاحات گوناگون اسطوره اشاره و سعی کرده است تا به معنای لغوی و بار فرهنگی این واژه در فرهنگها و زمانهای گوناگون نیز توجه لازم را داشته باشد.
اسطوره، در برخی شرایط به معنای داستانهای نیمه حقیقی نیمه افسانهای، در بعضی دورهها، به معنای داستانهای تخیلی الگوپرداز و در برخی دیگر، به معنای داستانهای دروغین و هدفمند است. در این بررسی به اندیشههای عالمان مسلمان نیز توجه شده است. در بخش دیگری، اسطوره در گذر تاریخ، نیز در هشت دوره، با روش جدیدی تقسیمبندی و در هر مرحله، ویژگیها و دلایل تمایز آن مرحله بیان شده است.
در بخش بعدی، کوتاه و گذرا، دلایلی برای یهودی صهیونیستی بودن هالیوود آوردهایم. در این باره در آثار دیگران به تفصیل بررسیهایی صورت گرفته است. از این رو، به بیان چند منبع مکتوب و دیجیتال در پانوشت اکتفا نمودهایم. تنها برای نمونه، از مهمترین کارگردانان و تولید کنندگان و شرکتهای رسانهای یهودی صهیونیستی هالیوود نام بردهایم و اشارهای کوتاه به نفوذ مسیحیان صهیونیست در صنعت سینما و رسانهی جهانی داشتهایم.
در بخش دیگر، به چگونگی، چرایی و هدفهای سینمای غرب و نحوهی بهرهگیری آنها از اساطیر گوناگون، تعامل سینما و اسطوره و نیز مشترکات اسطوره و سینما توجه شده. در بخش بعدی، شیوهی نهادینه شدن فیلمنامهنویسی اسطورهای در هالیوود، با توجه به کتاب پرتیراژ سفر نویسنده، مورد بررسی قرار گرفته است.
در بخش دیگر، اساطیر صهیونیستی سینما را بررسی و به فیلمهایی اشاره کردهایم که از اسطورهها الهام گرفتهاند. در این بخش درصدد استقرای تمام فیلمهایی که بر اساس اسطورهها ساخته شدهاند، نبودهایم، زیرا کار سادهای نیست؛ اگرچه گاهی نقدهایی کوتاه دربارهی آنها آوردهایم. در اینجا بر پایهی سخنان و نوشتههای سران صهیونیست و یهودی و عوامل و درونمایهی فیلمها، اساطیر طرح شده بررسی شدهاند.
نکتهی مهم این است که بخشهای گوناگون این نوشتار را باید پیوسته دید، زیرا نگاه جزیی و جدا جدا، ذهن مخاطب را آشفته میسازد؛ برای نمونه، در چندینجا دربارهی آثاری چون ارباب حلقهها یا ماتریکس یا هری پاتر بحث شده است. در نگاه جزیی شاید در بخشی، دلیل انتساب فلان صحنهی فیلم به اسطورهای خاص، قابل تأمل باشد، ولی با دیدن دیگر زنجیرههای به هم پیوسته، این ابهام رفع خواهد شد و شواهد، همدیگر را کامل خواهند کرد. کوتاه سخن آنکه، به دلیل تازگی برخی از بحثهای بیان شده، مطالب باید با تأمل مرور شود تا جایگاه نقدهای احتمالی این نوشتار، دقیقتر گردند.
ضروری است به این نکته هم اشاره شود که سینما، طیفی پر تنوع از مخاطبان را دارد که هر کدام به فراخور میزان دقت و علمشان، برخی از این اسطورهسازیها را درک میکنند و تأثیر لازم را میپذیرند. به طور قطع همهی مخاطبان، تمام محتوای فیلمها را درک نمیکنند، اما تکرار بنمایهها و اساطیر صهیونیستی در فیلمهای مختلف، باعث جا افتادن آنها در ناخودآگاه ضمیر آنان میگردد و نوعی همسویی انفاس انسانی با برنامههای صهیونیسم را به وجود میآورد و مقاومت مخاطبان را کم میکند. علاوه بر آن، قوت اسطورهپردازیهای سینمایی و هنری، باعث قوت قلب و افزایش انگیزهی همراهان صهیون نیز خواهد بود.
در بخشی از کتاب اسطورههای صهیونیستی در سینما میخوانید:
دلیل اصلی همسویی کنونی سیاست خارجی و فرهنگی و سینمایی انگلیس و آمریکا را باید از قرن 16 میلادی و ظهور پروتستانتیسم و فرقههای گوناگونش بازبینی کرد. دکتر رفعت سعید، مانند هارون یحیی (عدنان اکتار) اندیشمند ترک و عبدالله شهبازی مورخ نامدار ایرانی و دیگر نویسندگان محقق به حق، مارتین لوتر را بنیانگذار مسیحیت صهیونیستی میداند.
بنیادهای دینشناختی صهیونیسم مسیحی (که تعبیر مسیحیت صهیونیستی برای آن بهتر است) در تداوم اندیشههای پولس و لوتر و کالوین و پیوریتنها و البته اندیشههای مسیحایی کابالیستهاست. این بنیادها اکنون در هالیوود، دستمایهی ساخت آثار بسیار زیادی اعم از مستند، فیلم، انیمیشن، کلیپ و بازی رایانهای و... شده است و نیاز دارد هر کدام به طور جداگانه به مثابه یک بنمایه و اسطورهی جعلی صهیونیستی، بررسی شود. فقط با اشارهای گذرا، کلیات آن را در اینجا میآوریم.
مسیحیان صهیونیست در ادامهی حرفهای پروتستانها و پیوریتنها، مکتب پروتستانتیسم بنیادگرا یا اوانجلیسم را بنیان نهادند. اوانجلیسم در لغت به معنای بازگشت مسیح است که نخستین بار برای لوتر و یارانش به کار رفت، ولی امروزه به مسیحیان محافظهکار و بنیادگرا (غالبا در آمریکا) گفته میشود.
اینان که بر عهد عتیق بیش از عهد جدید تأکید میکنند، حتی «انجیل» را با تفاسیر عهد عتیقی میفهمند، گرچه انجیل از نظر زمانی متأخر از «تورات» بود و باید با انجیل، تورات را تفسیر کرد و عقیدهی سنتی مسیحیان نیز همینگونه بوده است، ولی با نفوذ اندیشههای پروتستانها و یهودیزه شدن بیشتر مسیحیت، دست از این حالت عقلایی برداشته و انجیل را با عهد عتیق تفسیر میکنند. در اواخر قرن نوزدهم، یکی از مفسران معروف آمریکایی به نام سایروس اسکوفیلد بر اساس افکار جان داربی انگلیسی، «انجیل» را تفسیر کرد که امروزه از مهمترین منابع مسیحیت صهیونیستی شمرده میشود و معتبرترین تفسیر «انجیل» برای پروتستانهای سراسر جهان به شمار میآید.
بله

















