انتظار کشیدن زندگی رو تحت تاثیر خودش قرار میده و اون رو به اسارت میکشه... این نمایشنامه درباره لحظههای انتظار کشیدنه. از طرفی گفتوگوهای نقشها که در حین انتظار کشیدن رخ میده مفاهیم قابل تاملی داره، نمادهایی که هر نقش به عهده گرفته تا به نمایش بذاره هم قابل توجه هستش، توجه به جزئیات، به زمان، مهم بودن نحوه دقیق رخ دادن اتفاقات و... مفاهیمی هستند که تو این نمایشنامه نشون داده میشه. توصیه میکنم قبل از خوندن نمایشنامه، توضیحات مترجم رو بخونید تا به فهم بهتر و لذت بیشتر کمک کنه، نمایشنامه چیزی برای لو دادن نداره، پس ازین بابت خیالتون راحت باشه!
این کتاب، یک نمایشنامه است به سبک کمدی تراژدی.
در بعضی از صحنهها، خواننده واقعا نمیدونه باید بخنده یا گریه کنه... میخوای بخندی، ولی انقدر دردآوره که خنده ات نمیگیره.
روی موضوعی انگشت گذاشته که چنان عمیق و فراگیره که حتی نمیدونیم چقدر گرفتارش هستیم.
......
کتابی برای همه افراد با هر نوع طرز فکر؛ مذهبی، غیر مذهبی، ماتریالیستی، سطحی نگر (در لحظه زندگی کردن)، عمق گرا (در جستجوی معنا)، پوچ گرا، اهل مسائل سیاسی اجتماعی.
کاش میتونستم بیشتر توضیح بدم.
بنظر من ی مفهوم دیگه از این نمایشنامه میتونه تکرار مکررات باشه
اینکه زندگی ما هم در گردشه، حالا با کمی تغییر
با کور و کر شدنهای لاکی و پوتزو
حالا با تصمیمهای که هزاربار گرفتیم و انجام ندادیم
اینکه من میرم و بهتر از هم جداشیمهای که هیچوقت نشد
و میشه باز هم بی حرکت ایستادن ها
واقعا تعجب میکنم چرا اینقدر دیر با بکت آشنا شدم کارهاش فوق العاده ان
نمایشنامه دارای ۴ شخصیته که دو تا از اون شخصیتها در انتظار اومدن شخصی به نام گودو ان یه اثر مینیمالیستی که به سادگی شرایط انسان مدرن رو توصیف کرده
(خطر لو رفتن داستان) خیلی جالبه که وقتی این نمایشنامه رو میخونی، ولادیمیر و استراگون رو سرزنش میکنی که چرا بیخودی منتظر کسی هستن که هیچوقت نمیاد اما کسی گودو رو سرزنش نمیکنه که چرا هیچوقت سر قرارش نمیاد...
بکت عجیب "واقعی" مینویسه؛ از عمق وجود، از اونجایی که سوالات بیرون میان، حوصله سر میره، ناامیدی میاد، حتی امیدواری. از اونجا که وقتی شب میشه حسش میکنیم: "عمق وجود. "