سلام! من پسرم. مدتی بود دنبال دوست یابی و دوست دختر بازیو این جور حرفا بودم، خوشبختانه هیچ وقت هم نتونستم بای دختر آشنا شم و حتی حرف هم نزدم!! (البته هم قیافشو دارم هم شغلو. . . ) خودم قبل خوندن این کتاب ب اشتباه بودن کارم پی بردم و ترکش کردم! الان با خوندن این کتاب، واقعا متحول شدم و ب خودم افتخار میکنم و با خودم عهد میبندم ک تا وقتی که با روح و روان، عاشق نشدم، احساسات کسی رو ندزدم!! این نتیجهی این کتاب بر من بود!
الان هم لازمه اینو بگم: این روزا با گسترش فضای مجازی، پیامایی با این مضمون که خوبی نکنید، خوبی هم کنید در خوبی خود میسوزید، کسایی که خوبی میکنند خامند و از این حرفا زیاد پخش میشه. این کتاب بر اساس واقعیتیست که اتفاق افتاده، با خوندنش متوجه میشید که خوبی کنید، خوبی هم میبینید: مثل دکتر ک جواب خوبیهاشو گرفت، یا سربازی که زندگی کسی رو نمیگرفت و....
در آخر هم به دور از هر گرایش مذهبی (چون من همونطور که قرآن رو با معنی خوندم، مزامیر و کتابهای عهد عتیق و تورات و... هم مطالعه کردم) میگویم که واقعا قرآن کتابیست که زندگی انسان وارانه رو به آدم نشون میده و اگه بهش عمل کنیم، در زندگی اجتماعی، هم از لحاظ روح و روان و هم از لحاظ روابط، خیلی موفق تر میشیم.
با آرزوی موفقیت و زندگیای سرشار از نیکی و عشق. . .
گذشته از این که میگن درباره هلوکاست ویهودی کشی وتبلیغ این چیز هاست از یک چیز نباید گذشت که مهربانی همیشه پسندیده است مثل مادر ودختر قصه ما، قصه قصه قشنگی بود هرچند اون جذابیتی که باید به هیجان قصه رو میافزود رو نداشت ولی خوب بود پنج ستاره به خاطر مهربانی در اوج سختی وهمت مادر خانواده بود
عالی بود، ممنونم از کتابراه برای قرار دادن رمانهای خارجی و پر مفهوم، رمانهایی که صدو چهل صفحست اما بیشتر از صدتا پیام مفید نیست!!! مثل رمانهای ایرانی که از بعضیها میخونیم!!! و گاهی فک میکنم این حد از شر و ور در ذهن کسی هست واقعا و بعد میبینم که این رمانها چاپ هم شدن! حیف کاغذ واقعا
با اینکه طرفدار تفکر نازی هستم و زیاد با یهود و تفکر یهود میانه خوبی ندارم ولی کتاب درباره روح بزرگ یه انسانه که نشون میده چقدر میتونه رشد کنه تا به بالاترین درجه کمال برسه امیدوارم روح فرانچسکا و دخترش هلنا در آرامش ابدی باشه و راه این نوع از انسانها ادامه دار باشه
کل داستان در مورد حمله نازیها به لهستان هست و هر قسمت در مورد افراد مختلفی که در طول جنگ دچار بحران شدند و به نوعی با هم دوستن، در حد رمانهای سطح متوسط ایرانی هست، برای گروه سنی زیر ۲۰ مناسبتره
نمیدونم نویسنده داستان مبتدی هست یا مترجم، ولی خیلی نگارش ضعیفی داره
با عرض سلام
واقعاً عالی بود. از شما سپاسگزارم
میتونم بگم احساساتم بعد از خواندن این کتاب بیدار شد، اصلاً اهل مبالغه گویی نیستم ولی مواجه با شخصیتهای این کتاب به یاد ادم میآره صفاتی رو که واقعاً کم شده و، ما واقعاً به این صفتهای خوب نیازمندیم.
این کتاب یکی اززیباترین آثاریست که تابه حال خوانده ام، داستانی تکاندهنده که میتواندسرمشق، هرانسان دوست عاشقی باشد، هرکسی میتوانداین کتاب رابخواندوازخواندنش لذت ببرد. درهمه جای دنیاانسانهای نیک سرشت باهرمذهب وزبانی وجوددارند.
فضای جنگ فضای ترسناکیه اما این کتاب چندان نقاط ترسناکی نداشت و داستان دلپذیری رو روایت میکرد روایت عشق و انسانیتی که ربطی به نسبت فامیلی و دوستی عمیق بین افراد نداره و فقط حس نوع دوستیه یه قلب بزرگ هست که افراد رو گاهی خاص میکنه.
یکی از بهترین رمانهایی که در رابطه با روابط انسانی خوندم. نثر شیوا و صحنه پردازیهای ماهرانه و همچنین بازی با سرنوشت در شخصیتهای مختلف بسیار دلنشین میکنه این اثر رو.
حتما توصیه میکنم بخونین و به دوستاتونم توصیه کنید.
واقعا کار هرادمی نیس ک بخاد با این همه ترس جون این همه ادمو نجات بدی واقعا این ادما فرشته بودن ممنون کتاب خوبی بود واسه ماها ک باخوندنش گاهی ب خودمون بیایم و ب همنوع و هرکسی با هر دینی کمک کنیم
خوبه ولی تو این رمان پدر و مادر و بد وصف کرده بجای کله شق میتونستی چیز دیگه بگه و این که تو این خانواده بجای این که پدر یا مادر حرف اول و بگه پسراشون سر پدر داد میزنه و احترام تو این خانواده کم پیش میاد. ب هر هال خوب بود
کتاب جالبیه ب تصویر کشیدن روحی بزرگ درقالب زنی که فرشته مانند رفتارمیکنه همیشه درتمام طول تاریخ زنان سرزنده روشن دل شجاع شریف بودن که انسان با شناختشون بیشتر متوجه میشه که دنیا بدون نبود زنان چقد بی معنی و پوچ میشد
کتاب خیلی جالبی بود. این که انسانیت رو میشه حتی تو بدترین شرایط دید. هم چنین با خوندن این کتاب واقعا متاثر شدم از بیرحمی که تو وجود بشر میتونه وجود داشته باشه و دست به کارهای وحشتناکی مثل نسل کشی بزنه
قصه شجاعت زنی که خطر را به جان میپذیرد تا جان عدهای را که هر کدام از قشر خاصی هستند را نجات دهد. بعدها معلوم میشه این افراد قبلاً در جایی با هم تلاقی داشتند.
داستان کتاب در رابطه با زنی ست که فرای هر دین ومذهبی، انسانیت برای او مهم بوده ودر راستای طرز فکرش، به انسان ها کمک میکرد وحتی دربرابر خطرات نوع دوستی در اولویت قرار میگرفت
این ایده بسیار جالب بود که داستانها به هم ربط داشتند و در واقع، یک حکایت واحد رو از چند زاویه نقل میکردن. ترجمه هم کاملاً روان بود و در آخر، شجاعت هیچ ربطی به جنسیت نداره!
سلام
کسی میتونه رمانهایی از این دست یا شبیه آن فرانک به من معرفی کنه. رمانهایی از خاطرات پارتیزانهای لهستانی در زمان جنگ جهانی دوم... کسی میشناسه؟ معرفی کنه... مرسی
چراغ امید رو ته دل آدم روشن میکنه
امید به مهربانی
امید به عشق واقعی
امید به زندگی پیش رو
اینکه هر اتفاقی بیفته با همه سختیها خودتو نبازی بالاخره میشه!
من پسرم. مدتی بود دنبال دوست یابی و دوست دختر بازیو این جور حرفا بودم، خوشبختانه هیچ وقت هم نتونستم بای دختر آشنا شم و حتی حرف هم نزدم!! (البته هم قیافشو دارم هم شغلو. . . ) خودم قبل خوندن این کتاب ب اشتباه بودن کارم پی بردم و ترکش کردم! الان با خوندن این کتاب، واقعا متحول شدم و ب خودم افتخار میکنم و با خودم عهد میبندم ک تا وقتی که با روح و روان، عاشق نشدم، احساسات کسی رو ندزدم!!
این نتیجهی این کتاب بر من بود!
الان هم لازمه اینو بگم: این روزا با گسترش فضای مجازی، پیامایی با این مضمون که خوبی نکنید، خوبی هم کنید در خوبی خود میسوزید، کسایی که خوبی میکنند خامند و از این حرفا زیاد پخش میشه. این کتاب بر اساس واقعیتیست که اتفاق افتاده، با خوندنش متوجه میشید که خوبی کنید، خوبی هم میبینید: مثل دکتر ک جواب خوبیهاشو گرفت، یا سربازی که زندگی کسی رو نمیگرفت و....
در آخر هم به دور از هر گرایش مذهبی (چون من همونطور که قرآن رو با معنی خوندم، مزامیر و کتابهای عهد عتیق و تورات و... هم مطالعه کردم) میگویم که واقعا قرآن کتابیست که زندگی انسان وارانه رو به آدم نشون میده و اگه بهش عمل کنیم، در زندگی اجتماعی، هم از لحاظ روح و روان و هم از لحاظ روابط، خیلی موفق تر میشیم.
با آرزوی موفقیت و زندگیای سرشار از نیکی و عشق. . .