کتاب حسنیه در دربار هارونالرشید نوشته ابوالفتوح رازی، دربارۀ مناظره بانویی از شاگردان امام صادق (ع) در دربار هارونالرشید است که با علمای اهل سنت به بحث نشست و حقانیت مکتب اهل بیت را به اثبات رسانید.
حسنیه، بانوی بزرگواری است که به افتخار خدمتکاری و شاگردی خاص حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام شرفیاب میشود و در اثر نبوغی که از خود نشان میدهد، حضرت مهمترین مسائل اعتقادی و ولایی را آنچنان به او میآموزد که پس از شهادت حضرتش توانست در مجلس هارون با مخالفان مکتب اهل بیت علیهمالسلام بحث و مناظره کند و ریشه اعتقادات فاسد علمای آن زمان را بخشکاند.
موضوع کتاب حسنیه در دربار هارون الرشید که در قرن دهم هجری به زبان عربی تألیف و اینک به زبان فارسی برگردانده شده، اثبات خلافت و امامت علی (ع)، و فضیلت اهل بیت است. متن کتاب در قالب گفت و گوی 'حسنیه' (کنیزک دارا فصل و علم) با علمای بغداد در دربار هارونالرشید تدوین گردیده است.
در بخشی از کتاب حسنیه در دربار هارونالرشید میخوانید:
مفسر کبیر ابوالفتوح رازی روایت کرده است که در زمان خلافت هارونالرشید مردی بازرگان میزیست که مال و نعمت فراوانی داشت و از مشاهیر بغداد بشمار میرفت و در محبت خاندان عترت و طهارت شهرتی تام داشت. پیوسته ملازم امام صادق علیهالسلام بود و وظیفه خدمتگذاری آن حضرت را به جای میآورد.
بعد از شهادت آن حضرت، در اثر ظلم و ستم دشمنان، اموال و داراییهایش را از دست داد و به درویشی و مسکنت افتاد و از اموال دنیا جز کنیزی برایش نمانده بود.
او را وقتی که پنج ساله بود خریده و به مکتب فرستاده بود.
این بانوی خوش شانس مدت ده سال برای کسب علم و معرفت به محضر مبارک امام جعفر صادق علیهالسلام شرفیاب میشد و قریب بیست سال به مطالعه علوم دینی اشتغال داشت.
چون مشقت فقر و تنگدستی خواجه شدت گرفت، روزی از تنگی روزگار نزد کنیزش اظهار شکایت کرد و گفت:
ای حسنیه، تو مانند فرزندم هستی و غیر تو کسی را ندارم، زحمات زیادی برایت کشیدهام تا به این فضائل و کمالات آراسته
شدهای. اینک از تو میخواهم که از روی فراست چارهای برایم بیندیشی، که کارم از هجوم فقر، به رسوایی کشیده است.
حسنیه گفت: ای خواجه! به نظر من صلاح در این است که مرا برای فروش نزد هارون ببری و اگر او از بهای من پرسید، بگویی که صد هزار دینار زر رایج ارزش دارد.
اگر بگوید مگر او چه هنری دارد که این بهای سنگین بر او نهادهای!؟ بگو: هنرش این است که اگر تمام علمای عصر حاضر جمع شوند و در علوم و مسائل شرعی و دینی با او بحث کنند، بر همه فائق آید و آنها را در بحث مغلوب نماید.
خواجه گفت: حاشا که من چنین کاری کنم. اگر آن ظالم بر فضیلت و سیرت نیکوی تو آگاه گردد، در صدد برمیآید تا تو را از من بگیرد.
حسنیه گفت: نترس، به برکت محبت اهل بیت رسول خدا علیهمالسلام کسی نمیتواند مرا از تو جدا کند. بر خدا توکل کن که هر چه خیر ماست خدای متعال برایمان پیش خواهد آورد.
خواجه برخاست و نزد یحیی بن خالد برمکی، وزیر هارون رفت و جریان را همان گونه برای او شرح داد.
یحیی گفت: برو و کنیزت را بیاور.
خواجه با نگرانی به خانه بازگشت.
بله











تنھا دلیلی کہ باعث شد یہ ستارہ کم بدم این بود کہ خیلی کتاب و بد ساختہ بودین منظورم اینه کہ چون کتاب الکترونیک بود بھتر بود معنی آیات قرآنی کہ آوردین زیر خود متن مینوشتین چون وقتی کہ کتاب و میخونی اینہ کہ حسنیہ وسط بحث آیہ قرآنی میارہ بعد یکم ادامہ بحث وسط ادامہ بحث علامت زدہ شدہ معنی اون آیہ خب آدم گیج میشه کدوم و اول بخونہ