موضوع کتاب و شیوه بیان بد نیس اما نمیدونم چرا همیشه برای ابراز عشق به زن تو داستانهای ایرانی باید از خشونت علیه زن استفاده بشه.... کشیدن مو و زدن کسی که دوستش داری نشاندهنده اختلال روانیه...
سوژه جذاب بود به نظرم ولی خشونت زیادی توی داستان وجود داشت. داستان عاشقانه بود ولی لحظات عاشقانه چندانی نداشت. همش زجر دادن بود. حداقل میتونست آخر داستان رو چند خط بیشتر کنه تا خواننده بیشتر با حس یلدا همراه بشه. بعد هم رفتار شهاب خیلی بد بود. کتک زدن و داد زدن و... شاید تا اواسط داستان قابل باور بود ولی دیگه آخر داستان که دست شهاب رو شده بود به نظرم زیاده روی بود. شهاب دیگه بندی به دست و پاش نبود که بترسه و عصبی بشه. چرا باید این بلا رو آخر داستان سر عشقش بیاره. شخصیت شهاب به شدت متزلزل بود و این ناشی از عشق نبود بلکه شخصیت پردازی کامل نبود. البته با تمام این حرفا یه بار خواندنش ضرر نداره
به نظرم رمان نویسهای ایرانی باید در مورد سبک نوشتنشون کمی تجدید نظر کنند. این قالب تکراری دختری که تک که تنها با پدرشه و با اجبار با پسری پولدار که اونو اصلا نمیخواد ازدواج میکنه واقعا دیگه بیرنگ و بو شده. توصیه میکنم کمی تنوع بدید و از در دیگری به دنیا نگاه کنید.
با توجه به حجم بالای کتاب و مسلما زمان زیادی که واسه خوندش صرف کردم. ترجیح میدادم اصلا شروع به خوندن نکرده بودم و یه رمان کمی پر بار و پرمحتوا میخوندم. به عقیده من خواندن یه رمان علاوه بر ایجاد سرگرمی و فراغت خاطر باید تحولی در اندیشه و دیدگاه فرد ابجاد کنه و یا حداقل موجب همزاد پنداری با شخصیتهای داستان که خود همین همزاد پنداری ترمیم کننده روح خواهد بود. به عقیده من داستان کاملا غیر واقعی و غیرمنطقی بود و جتی دوران این گونه روابط منسوخ شده اگه واقعادارید از نبود سرگرمی و بیکاری دق میکنید سرگرم میشید همین. این مطلب تو ذهنم تداعی شد که؛ چوب خشک هم در بیابان غنیمته. عزیزانی که نظرشون بر عالی بودن رمان هست گویا اصلا رمان خوب نخوندن. رمانهایی مثل خیانت، جراح دیوانه، پشت درهای بسته،، بامداد خمار، ویرانههای حوس، شب سراب
من رمان ایرانی بجز کارهای خانم پیرزاد و خانم خلیلی فرد معمولا نمیخونم. سفر بودم خونه دوستی برای اینکه حوصله م سر نره تو کتابخونه شون اتفاقی به این رمان برخوردم و و دست گرفتم و دیگه نتونستم بگذارمش پائین تا انتها.... تا رسیدم ایران نسخه چاپیاش رو هم خریدم.... احساس خوب عشق را هر سه رمان (کتابراهی) خانم ریاحی در آدم زنده میکنه... هر چند بعضی از اتفاقات داستانها غیرقابل قبول بود و خشونت و دست بزن داشتن عشاق آقا هم بنظرم توهین به شان عشق واقعی و بانوان بود. ولی در کل برای من بسیار نوستالژیک و شیرین بود و هست. پیشنهاد میکنم "مثل پر" و (بخصوص) "کسی میآید" خانم ریاحی را اگر همخونه رو دوست داشتید، حتما دانلود کنید و بخوانید. قطعا لذت خواهید برد.
با اینکه داستان از الگوی تکراری استفاده کرده بود اما تونسته بود متمایز باشه و خواننده رو به خواندن ادامه داستان ترغیب کنه. انتهای داستان بسیار بسیار بد تمام شد. درست مثل سریالهای ایرانی که تا قسمت ۵۰ داستان رو پیش میبرن و در پنجاه و یکمین قسمت تمام داستان رو در عرض ۱۵ دقیقه تمام میکنن. داستان در ۴۵۷ صفحه در حال ادامه یافته و در صفحه ۴۵۸ و فقط چند سطر پایان داده میشه. این باعث میشه خواننده تمام احساس داستان رو که دنبال کرده و خودش رو در بطن داستان قرار داده به یک باره گم کنه و از خواندن این داستان حس پشیمونی بهش دست بده.
من تا الان خیلی رمان خوندم بیش از ۵۰ تا و واقعیتش خیلی سخت زمان میپسندم ولی فوق العادهترین رماااان همینه ک من تا الان سه بار خوندم و هر روز هم جاهای حساس رمانو میخونم😍کلا مریم ریاحی نویسندهای هست ک شخصیتهای رمانش ب خصوص شخص ذکور رمانو جوری مینویسه ک سریع باهاش اخت میشی و فک میکنی ک اون شخصیت رمان واقعیه💙و جوریه ک واقعا عاشقش میشی و این رمان ک اصلااا در بینظیر بودنش جای بحث نیست❣من با خواندن این رمان کلا ب خواندن علاقه مند شدم و اولین رمانی بود ک خوندم😍فقط بگم ممنووون از نویسنده❣
بسیار کتاب خوب و هیجان انگیزی بود و بسیار روان و دل انگیز پیش میرفت که تا آخر داستان بدون وقفه به خوندنش گرایش داشتم فقطای کاش پایان داستان بهتر و با یک روند بهتر بود یعنی انگار که نویسنده از ادامه دادن خسته شده بود ویکباره تصمیم به پایان رساندن داستان میگیره میشد هیجان پایانی همچون قبل ادامه پیدا میکرد تا کیف و لذت یک دفعه از خواننده گرفته نشه... من واقعا خستگی به تنم موند... به هر حال خوب و ارزش خواندن داره. تشکر از نویسندهی عزیز و شما دوستان کتابراه
وقایعی که نوشته شده خیلی هاش با واقعیت و منطق جور نیست و اصلا چرا هرمردی اطراف یلداست میشه جزوه عاشق پیشه هاش و چرا همیشه دختری که رقیب عشقی هست با آرایش غلیظ و شخصیت جلف به تصویر کشیده میشه؟
چرا نویسنده از نشون دادن خشونت و خشم شهاب و مظلومیت یلدا اینقدر لذت میبره
درکل شخصیت شهاب خیلی خشن و عصبی بود
جدا از همه اینها برای کسانی که میخوان یه رمان عاشقانه ایرانی بخونند انتخاب بدی نیست
خب اگر از این سبک رمانها کسی خوشش بیاد خوبه و میشه گفت راضی کنندست اما به نظر من خیلی ضد زن بود و کلیشهای چون توی این رمان اینطور بود که دخترها بیکار نشسته بودند که یکی بیاد خوشبختشون کنه و خب البتهمثل بقیه رمانهایی از این دست. اما با احترام به نویسنده اگر برای زمانتون ارزش قائلید این کتاب رو پیشنهاد نمیکنم چون خیلی سطحیه و نکته خاصی نداره کلا
سلام... گرچه داستان بیشتر مربوط به دهههای قبل هست، امادرعین حال روند داستان طوریه که خواننده رو مجاب به مطالعه تا انتهای رمان میکنه،،، درهرحال من لذت بردم.. گاهی برحسب شرایط برای فراغت،، سرگرمی یا... میتونه قشنگ باشه...
از کتابراه خواهش میکنم، لطفا رمان همدل از خانم سیما سروشه رو که ادامه رمان همخونس رو هم درلیست کتابهاقرا بدین.
به نظر من کتاب همخونه مریم جانی کتاب پر جاذبه بود که من کارشناس ارشد مالی بای مادرمریض که پرستارش بودم وی عالمه مشغله کاری واداره و توی ماه رمضان با این همه کار رو چنان جذب خوش کرد که دو روزه با تمام احساس خوندمش خیلی جالب بود و دوست نداشتم کتاب رو که از کتابراه خریده بودم و تو گوشیم سیو شده بودی لحظه ترک کنم ممنون از این قلم توانای خانم ریاحی
کتاب خوبی بود، دستم گرفتم دیگه نشد بزارم زمین راستش تمام شب رو هم بیدار موندم، یه نکته که برام جالب بود این که تو قسمت خلق حالتهای مذهبی هم خوب قلم میزنه
شاید یه کم بهتر بود رنگ مذهبیش رو زیادتر کنه تا یاد بگیریم که زیر سایه رحمت خدا عشق (این حس مقدس) پا بر جاتر میمونه
من این رمان رو قبل از به چاپ رسیدنش خوندم و برای اولین بار برام جذاب بود، اما به نظرم موضوع و روند داستان به گونهای نبود که جزو چاپیها باشه. درکل به عنوان یک نویسنده یکبار خوندش رو توصیه میکنم برای اوقات فراغت، چون من هم نکته آموزشی و محتوای خاصی رو مشاهده نکردم. به هرحال سپاس از بانو ریاحی. قلمتون همواره بدرخشه!
موضوع کتاب نسبتا خوب بود ولی حواشی و اتفاقات اکثر رُمانهای ایرانی تقریبا دیگه یکی شده و نمیشه خیلی با هم مقایسشون کرد چون خیلی موضوعات شبیه بهم و بر پایهی خیالاته و همه مون میدونیم که اینها فقط توو داستانها اتفاق میافته! کاش یکم از زندگی و حقایق اطرافش بنویسند!
با سلام
داستان پر کششی هست که بهت اجازه نمیده خواندن کتاب رو رها کنی. از خواندنش واقعا لذت بردم اما خیلی آخر قصه وا رفتم، این همه شهاب و یلدا با لج بازی هاشون ما رو حرص دادن، موقع وصال شون به یکباره داستان تموم شد، اصلا انتظارشو نداشتم.
ممنون از نویسنده و کتابراه
متن روونش باعث میشد جذب بشی اما کلیات داستان تکراری بود به هر حال کتابی نبود که بیعیب باشه اما برای سرگرمی کتاب خوبی بود توی این جور داستانا کتابای خیلی قشنگ تری هم هست اما من سبک ادبیات نویسنده رو خیلی دوس داشتم فقط کمی داستان پردازی ضعیف بود.
در سبک نوشتهها تعصب دیده میشد خیلی جاها غیرواقعی بودن موضوعات کاملا محسوس بود و نکات تکراری به چشم میخورد و به جای خوب قصه که رسید ناگهانی و بیمقدمه تمام شد در مجموع دوستش نداشتم
من خیلی سال پیش وقتی این کتاب و دست گرفتم تا تمومش نکردم نتونستم زمین بذارمش، موضوعش کاملا جذاب و جدید بود که البته بعد از اون همه نویسندهها این موضوع ازدواج اجباری و همخونه بودن رو کپی کردن، این کتاب در زمان خودش خیلی جذاب بود
کتاب فوق العاده ایه نمایشگر یه عشق واقعی به همراه غرور نویسنده خیلی خوب فضارو به تصویر کشیده اصلا حس نمیکنی داری کتاب میخونی من ب شخصه خودمو توی اون فضا حس میکردم و جالب تر ازون اینه که تا لحظهی اخر نمیتونی پیش بینی کنی چی میشه من عاشق رمانش شدم
من تعریف رمان همخونه رو خیلی شنیده بودم و وقتی خوندمش شخصیت شهاب خیلی عجیب بود برام
ولی با همه اینها رمانی نبود که وسطش منصرف از خوندنش بشی و لذت میبری از دوستی عمیق شخصیتهای رمان
و به نظر من همینه که این رمان به دل میشینه
خیلی سال پیش این کتاب خونده بودم و کسایی که میگن موضوع تکراریه اتفاقا در زمان خودش جز اولین رمان با این موضوع بود وبسیاری کتاب و فیلمنامه از روی این کتاب نوشته شده. قدیما که بنظرم خیلی خوب بود.
این همه حقارت برای زنان! حقیقتا طرح داستان نفرت انگیز بود. جالبه که نویسنده خانم بود! از ماست که بر ماست. گفتگوهای داستان هم سطحی و بچه گانه بودند خیلی وقت بود داستان بیمحتوا و آبکی این مدلی نخونده بودم!
شاید اولین رمانی که خوندم سالها پیش رمان همخونه بود به نظرم خیلی خوب بود فقط آخرش میتونست خیلی بهتر تموم بشه، واینکه توی این سبک داستان این اولین رمانی بوده که نوشته شده بقییه از روی این رمان میشه گفت کپی برداری شده
کتاب واقعا قشنگیه و جزو اولین کتابهای سبک همخونهای بود... 👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍 ولی حیف که بعد از این دوستان نویسنده تازه کار گند زدن به این سبک و مدااااام تکرارش کردن به روشهای کاملا کودکانه و آبکی...
رمان بسیار زیبای بود. من هم با دوستان دیگر موافق هستم که در اکثر رمان های فارسی عشق یک مرد به کسی که عشق داره همراه با ممنوعیت، تعصب، حسادت و خشونت همراه هستش. با این حال از رمان های مریم ریاحی خیلی لذت میبرم.
این کتاب رو خیلى دوست دارمنوجونیم خونده بودمو الان بعد بیست سال باز باهاش گریه کردم و بعضى قسمتاشو چند بار خوندم متاسفانه اینجا خیلى از کتابها نیستن، دیگه کتابى از مریم ریاحى ندیدم، کتاب هاى م. مودب پور نیست….
خوب بود اما به نظرم یه کم عشقشون عجیب بود چون اون پسر هیچوقت خونه نبود تا همدیگرو ببینن تا عاشق بشن سر جمع یکی دوبار خونه بود اونم همش در حال دعوا بود عجیب بود چون دخترو نمیدید بعد یهو غیرت نشون میداد
سلام.
مثل همه کتابهایی که در دسته رمانهای عاشقانه ایرانی هستند از یک سری تکرار پیروی کرده بود. افراد متمول، عشقهایی که زیر غرور و تکبر پنهان شدهاند. یک نفر سوم که رقیب عشق است و در نهایت وصال پر شور!
کتاب فوق العاده زیبایی بود. داستان به نوعی قبلا دیده شده منتهی سبک نگارش و قلم نویسنده بر یکنواختی و زیبایی داستان افزوده است. لحظههای اوج و افول یک عشق به خوبی به نمایش گذاشته شده و در انتها که...
رمان قشنگی بود و از لحظه به لحظش لذت بردم فقط کاش آخرش خیلی خلاصه تموم نمیشد دوست داشتم بیشتر به تصویر میکشیدم رسیدنشون بهم رو و کلا از خوندش لذت بردمو پیشنهاد میکنم بخونین اگر عاشقانه دوست دارین
بد نبود... کتابی مثل بقیهی رمانهای ایرانی... یک چنین زندگی خارج از عرف ایرانی نیاز به نداشتن پدر و مادر دختر هستش که معمولا در داستانها پدر و مادر دختر نیستن تا چنین اتفاقاتی رقم بخوره
کتاب بسیار جالبی بود ولی شخصیت شهاب خیلی خشن و زمخت تصویر شده بود. در پایان داستان باید شهاب فردی عاشق با زیرپا گذاشتن غرورش عاشقانه یلدا رو به خونش میآورد نا با خشونت و کتک زدن
سلام هر کسی دنبال رمان عاشقانه و جذاب و باحال میگرده رمان همخونه مریم ریاحی خیلی خیلی قشنگیه هر کی نخوانده پیشنهاد میکنم چون یه رمان کل کلی باحاله پیشنهاد میکنم بهتون
کتاب همخونه خانم ریاحی رو چندین سال پیش خوندم وقتی شروع کردم به خوندش اونقدر برام جذاب بود که تا وقتی تمومش نکردم کنار نذاشتمش،، البته بعد از اون بود که تمام رمانها کپی شد از موضوع این کتاب
عالی بود مثل همیشه... واقعا لذت بخش بود.. یکروزه تمومش کردم.. اصلا دلم نمیخاست تموم بشه احساس میکنم خیلی سریع به پایان داستان رسیدم.. قلم خانم ریاحی محشره... ممنون از کتابراه.
موضوع این کتاب تکراریه
تو چندتا رمان ایرانی و خارجی این هم خونه شدن رو نوشتن
کاش یکم از تنشهای دو نفر من میکردیم و با منطق و مفهوم لحظه عاشق شدن و دوست داشتن رو شرح میدادید
کتاب خوبیه ولی دیدگاه نویسنده تکراریه تقریبا شبیه بقیه رمان هاست میشه حدس زد داستان چطور پیش میره و چه اتفاقهایی قراره بیفته ولی در کل ارزش خوندن داره
کتابهای پگاه رستمی فرد نه پگاه رستمی چون این دو فرق دارن با هم، کتابایی هستن که وقت و چشم و علاقهی شما درست و به جا صرف میشه براشون و داستانهایی جدید و نو که از کلیشه به دورن
من اولین کتاب رمانی که خوندم همخونه بود که مادرم برام خریده بود اولش گفتم این به چه درد من میخوره ولی بعد که خوندم خوشم اومد و خاطره خوبی ازش دارم.: -)
من این کتاب رو در خدمت سربازی تو شرایط سختی خوندم.. حدودا دو سال پیش.. خیلی زیباست خاطرات شیرینی با خوندن این کتاب برای خودم ساختم.. ممنونم از نویسنده کتاب🌹🌹🌹
خوبه اما موضوع تکراری و کلیشه ست. ک خوب چون این کتاب قدیمیه نمیشه ب نویسنده خرده گرفت. رمان همخونهای تازه کلیشه شده. ۱۰ سال پیش نبود. قلم نویسنده هم خوب بود
من از این سبک رمانها خیلی خوشم میاد واز خواندنشون کمال لذت رو میبرم هم زیباست هم سرگرم کننده و واقعا مطالب آموزنده هم داره و به مطالعه و خوندن میارزه عالیه