داستانش عالی بود ولی پایانش منو درگیر کرده کاش اینجوری تموم نمیشد اشکم رو در آورده بود😍😍 به خانم شیدا اکبریان نویسنده کتاب تبریک میگم و خیلی ممنونم بابت این داستان خوبشون.
لوس بازى هاى امیر یکم رو اعصاب بود 😅 ولى در کل اینو میشه ازش یاد گرفت که با انعطاف پذیرى میشه شاید چیزهاى بهترى از نقشهها و فکرهاییکه کرده ایم بدست بیاریم.. الان دیگه کسى مثل امیر پیدا نمشیه به کل.
درود بر شما کتاب خوبی بود و تلنگری بود که قدر داشته هامون رو بدونیم و از زندگی لذت ببریم زیرا زندگی خیلی کوتاه ست و بایستی کسانی که لیاقت دوست داشتن دارند دوست داشت. شاد باشید
عالی بود این نوشته نشون داد که دنیا همچنان برای ادمها یه ارزوی محاله روی خوش خودش رو فقط مدتی کوتاه نشون میده که بفهمونه به هیچ چیز نباید دلخوش کرد هر خوشی تو این دنیا یه پایانی داره....
عشق واقعی اینجوریه... عشقی که امیر به شیده داشت... عشقهای زیبایی که حتی یک شبشم برای انسان یه عمر خاطرات به همراه داره... یه جمله یادم اومد: یک چیز را بیشتر از تو دوست دارم "آنکه تو را دوست دارم"
کتاب خوبی بود وای که از شخصیت شیده چقدر لجم میگرفت یه دختر لوس و خودخواه ولی شخصیت امیر خیلی خوب بود روح بزرگی داشت کتابی بود که ارزش خوندن را داشت موضوعش هم تو جامعه ما زیاده عشقهای یک طرفه
وای چقدر کتاب خوب و دوستداشتنی بود من که عاشقش شدم وقتی شروع کردم تا تمومش نکردم ولش نکردم چقدر قشنگ حال همه رو توصیف کرده بود من بینهایت از نویسندش ممنونم میخوام کتابای دیگش رو هم بخونم
با سلام و عرض ادب
دوستان لطفا به یه موضوع توجه فرمائید علاوه بر داستان و سوژه باید به طرز نگارش هم توجه کنید به طرز رقص قلم روی کاغذ که خانم شیدا اکبریان بسیار خوب به این موضوع رسیدگی کرده بودند
خیلی خوشم اومد اخرشم خوب بود، اگه خوب تموم میشد به این قشنگی نبود من همش میترسیدم امیر دخترشو نبینه و بمیره ولی کاش صحنههای بهتری مثل بدنیا اومدن دخترشون هم اضافه میشد به داستان که شیرین تَر بشه
نویسنده چندسالشه؟ اخه چطور میشه یه کتاب اینقدر آبکی و سطح پایین و توهماتی
متاسفانه هرکتابی بر اساس تایید و نظرات مثبت کاربرها خوندم برعکس از اب در اومده
چقدر سطح سلیقهها متفاوته
کتاب و دوست داشتم پایان غمگینش خیلی درسا رو بهمون میده خیلی از ما تا وقتی چیزی رو داریم قدرش رو نمیدونیم وقتی از دستش دادیم تازه متوجه میشیم چی از دست دادیم
متن جوری بود که آدم دوست داشت دنبالش کنه تا کتاب تموم بشه حجم مناسب کتاب داستان قشنگش پایانی کهی مقدار دور از انتظار بود فضاسازی خوب پیشنهاد میکنم بخونید💜
رمان خوب بود از رمانای قبلی ک خوندم بهتر بود یه شکست عشقی آغاز یه عشق دوباره و عمیق تر ک برای بیشتر آدما اتفاق میفته بنظرم توی زندگی واقعیام آخر بیشتر رابطههای عاشقانه جداییه
خیلی زیبا بود اما چرا اخرش اینطوری شد؟؟ چطور به ذهن نویسنده رسیده که اخرش انقدر دردناک باشه؟قلبم تیکه تیکه شد به خدا. پسری که انقدر ماهه باید انقدر زود بمیره؟
عالی بود عالی بود عالی بود رمان انسجام خوبی داشت لوس نبود پایانش خیلی دردناک بود ولی دور از باور نیست این اتفاقات توی دنیای واقعی هست ممنون از نویسنده محترم
خیلی رمان قشنگی بود و حس خوبی به آدم میداد ولیای کاش آخرش اینطوری تموم نمیشد البته اگه به هم میرسیدن و آخرش خوشبخت میشدن یه رمان تکرای میشد ممنونم
با تشکر از نویسنده عزیز رمان واقعا خوب بود، درسته بعضی جاها زیادی کش اومد و غمگین تموم شد ولی من خوشم اومد به نظرم نباید که همیشه رمانها به شادی و خوشی تموم شن
عالی بود قلم خوبی داشت لذت بردم خسته نباشید توضیحات کاملا بجا وکافی بود به هیچ عنوان خسته کننده نبود طوری که من تلاش میکنم اگر اثر دیگری از این نویسنده باشه بخونم
اغراق داشت و فکر نکنمی مرد هرچند عاشق اینکارارو بکنه و انقد خوددار باشه یکم هضمش سخته و اخرشم ک اینجور تلخ تموم شد امیر مثلی قربانی بود ک لذتی از زندگیش نبرد
چرا آخرش بد بود؟؟؟من فکر میکنم اگه خوب تموم میشد مخاطبین بیشتری جذب این کار نویسنده و بقیه کارهاشون میشدن رمان به این قشنگی حیف شد که آخرش اینجوری تموم شد. خسته نباشید نویسنده.
عشق و عاشقی واقعی رو تو ذهنم به نمایش گذاشت و زندگی زیبا رو همراه باعشق رو تو ذهنم تجسم کرد و در پایان نابود شدم بینهایت لذت بردم همراه با درد بیپدری ممنونم
سلام من همیشه ممنون و سپاسگزارم از شما و زحامتی که برای فرهنگ این خطه میکشید و همچنین از نویسندگان محترم که باید بیشتر قدرشان دانسته شود. با احترام. مهدی غلامی منفرد.
کتاب فصل آخر، به تالیف شیدا اکبریان، رمانی واقع گرایانه از نوع داستانهای خانوادگی و عاشقانه نیز است. یک عشق محروم و دردآور که روایتی است غمناک از دلتنگی.
محتوایی نداشت متاسفانه و در طول خواندن کتاب میشد حدس زد که در ادامه چه اتفاقی میفتد به جز قسمت پایانی که به طور ناگهانی مسیر داستان عوض شد و پایان غم انگیزی داشت
مثل بیشتر داستانهای ایرانی زیادی تخیلاتی بود. کاش نویسنده هامون یکم واقعیتر مینوشتند. وقتی دقیق فکر میکنم میفهمم چرا دخترهای ایرانی انقد تخیلاتی به عشق نگاه میکنند.
به خانم شیدا اکبریان نویسنده کتاب تبریک میگم و خیلی ممنونم بابت این داستان خوبشون.