کتاب خوب و پرمحتوایی بود، و منم با دیدگاههای افرادی مثل ماکیاولی و رابرت گرین و امثالهم موافقم، چرا که ذات انسان برخلاف کتابهای دینی، ناپاک، ستمگر، منفعت طلب، سرکش و طغیان گر و... میباشد و بهترین راه برای ادارهی امور چه شخصی چه حکومتی متوسل شدن به راههایی غیر از اخلاق هستش، چرا که در حقیقت افرادی را میبینیم که در صورت پایبند بودن به مفاهیم انسان دوستانه و خلق و خوی نیک براحتی مورد سواستفاده و ظلم و ستم قرار میگیرند و زیر دست و پای آدمها له میشوند، در نتیجه برای بقا و حفظ سلامت و موقعیت هم که شده میبایستی به خیلی از پلیدیها آراسته شد
به نظر من کتاب خیلی خوب و جذابی هست و خوندنش رو برای همه توصیه میکنم ولی باید به یه موضوعی درباره این کتاب اشاره کنم وقتی که شروع به خوندن این کتاب کردم اوایلش احساس کردم که کتاب شیطانس هست ولی وقتی به خوندنش ادامه دادم متوجه شدم که در واقع نویسنده کتاب فقط خود واقعیت رو به همون شکلی که هست ترسیم کرده همه واقعیتی رو که همه ما میدونم ولی به هزاران دلایل مختلف همیشه ترجیه میدیم نادیده بگیریمش و به صورت تابو کارهای نادرست میشناسیمش اشاره داره اگه میخواین این کتاب رو بخونین باید بدون داشتن هیچ گونه دیدگاه مثبت یا ونفی فقط به حرفهایی که میگه گوش بدین و درموردشون یکم بیشتر فکر کنین
این کتاب را سالها قبل مطالعه کرده بودم. محتوای کتاب شهریار، افکار و عقاید استعماری و امپریالیستی نیکولا ماکیاولی است که جهت راهنمایی مقامات کشورش برای نگهداشت مستعمرات و ساخت مستعمرات نوشته بود. با مطالعه این کتاب مشخصههای یک حکومت دست نشانده هویدا میگردد.
- بارهای سنگین فلاکت و مصیبت، بر دوش مردمان آن سرزمین بنهید و ارتش و نیروهای نظامی از درون حکومت دست نشانده، تشکیل دهید که بقای حکومت را تضمین نمایند. با سپاس!
کتاب خیلی خوبی بود. اموزه هاش با این که مرتبط به قرن 16 بود اما بدون شک در زمان حال هم جواب میده. بعضی از اموزه هاش مثل طرفداری در جنگ فکر کنم نیاز به پختگی بیشتری داره. همچین هم در کتابش وسیله رو توجیه نکرده بود.
برای درک سیاست چگونه کار میکندکتاب مفیدیه هرچند از این نویسنده اثار دیگهای همچون گفتارها موحوده ک مفصل ماکیاولی اندیشههای خود رو شرح میده.
ی نوعی این کتاب این زاویه دید رو بما میده ک هوشیار تر زندگی کنیم...
کتاب جالبی بود. به نظرم همهی مدیران باید این کتاب رو بخونن. بحث فقط بر سر شهریار بودن نیست. اداب داشتن یک اجتماع هر چند کوچک ویا بزرگ رو بیان میکنه. نکات مثبت و منفی یه شهریار رو شرح میده. دانستنش یرای همهی انسانها لازمه
بیشتر، برداشت شخصی از حکومتها و خاطره نویسی بود .
با این اوصافی که ماکیاولی نوشته تمام حکومتها فاسد به نظر میرسند.
به نظر، ذهنیت خودش فاسد بوده که الان هم این نوع تفکرِ من بخورم و بمونم، بقیه به جهنم به اسم ماکیاولی معروف شده.
قسمت تلخش مثالهایی بود که از کتاب گزنفون میزد. گنجینهای ارزشمند که همه مردم دنیا از جمله آقای ماکیاولی ازش بهره بردن اما ما در ایران انگار از این گنجینه که متعلق به ما (کوروش بزرگ) هست بی خبریم!
نمیتوان پذیرفت که چنین کتابی بی کم و کاست به چاپ رسیده باشد ولی آنچه باید از آن به دست آورد و درآن اندیشید در همان ده نکته ابتدایی خلاصه شده است...
چه شرح آشنایی از زمانه ماست...
متاسفانه سانسور شده بود و بسیاری از نقل قولهایی که از ماکیاولی شنیده بودم توی کتاب وجود نداشت. درواقع اصل مطلب مورد بحث نویسنده از کتاب حذف شده. چندان جالب نبود
در هر صورت میتوان صفات مختصر و مفید را به این کتاب نسبت داد همچنین میتوانیم متون این اثر را حاوی حیله گریها و زشت سیرتیها بدانیم اما از نظر من با حقیقت منافاتی ندارد.