کتاب زیبایی بود ولی برای من کمی خسته کننده بود، گاهی اوقات کتابی رو میخونیم که به شدت زیباست و هر لحظه واسه خوندنش اشتیاق داری، و انتظارت بالا میره من قبل از این کتاب، کتاب جایی که خرچنگها آواز میخوانند رو تموم کرده بودم، به شدت زیبا بود، واسه همین انتظار داشتم که این کتاب هم به زیبایی اون باشه، ولی واسه من خیلی جذاب نبود
سماجت و صبوری فلورنتینو برای بدست آوردن فرمینا و عشق بی پایانش به اون، منو یادِ "گتسبی بزرگ" انداخت...
تا حدود صفحه ۱۰۰ شاید داستان زیاد جذاب نباشه اما رفته رفته بهتر میشه. آخر داستان هم خوب تمام شد. به ویژگیهای شخصیتی به طور مفصل پرداخته شده بود و ترجمه هم کاملاً روان بود...
واقعا یکی از کتابهایی هست که باید خونده بشه خصوصا توی دوران قرنطینه، چشم انسان رو به دنیای اطرافش بازتر میکنه همینطور نسبت به انسانها و انسانیت، من که خیلی دوستش دارم قبلا خوندمش و توصیه میکنم دوستان بخونن این کتاب رو.... ممنون از کتاب راه بابت کتابهای عالی 😍
رمان عاشقانه و گیرائ دوس داشتنئ و خواندنش واقعا دلچسب اوایل داستان یکم گیج و گنگ برائ خواننده ولئ به مرور داستان واقعا جالب و زیبا میشه یه رمان دوس داشتنئ و پراحساسه که حس جوانئ رو همیشه تا لحظه مرگ زنده نگه میداره
باید کل کتاب رو خوند بعد در موردش قضاوت کرد، ممکن خیلیها اواسط کتاب به خوندن ادامه ندن چون بیش از اندازه موضوعات رو نویسنده کش دار میکنه، در کل کتاب زیبایی هست.
درکل کتاب خوبى بود، ولى اونقدر که تعریفشو شنیده بودم جذبم نکرد. اوایل کتاب کمى خسته کنندست وکم کم جذاب میشه. به جزئیات خیلى پرداخته شده که گاهى جذابه وگاهى حوصله سر بر.
عشق در هفتاد و خرده ایی سال به نظرم واقعا چیز مسخره ایی است فکر نکنم چیز جالبی باشه ولی گابریل گارسیا قلم بسیار توانایی داره و خوندن کتاب خالی از لطف نیست