داستان در مورد یک زوج به ظاهر خوشبخت و عاشق هست که در ادامه به ابعاد تاریک روح مرد و انگیزه پنهان او از این ازدواج میپردازد. در کل فضای داستان بسیار سیاه و آزاردهنده است و زیادی کش پیدا کرده و هیچ جاذبه و هیجانی برای ادامه ایجاد نمیکند. هر چند نویسنده در توصیف فضای رعب آور و ترسناک موفق بوده و صحنههای غافلگیر کنندهای را خلق کرده (خصوصا در فرارهای ناکام زن) ولی در کل داستان و انگیزه مرد خیلی باور پذیر نمیباشد. این همه هزینه و برنامه ریزی برای رسیدن به خواسته خود غیر عادی است. اشکالاتی هم در خود داستان هست. چرا مرد که هدفش به دست آوردن میلی بوده خواسته او را از پله انداخته و بکشد؟ یا شیوه ریختن قرصها در نوشیدنی بدون این که مرد متوجه شود که قطعا هر فردی به راحتی میتواند ببیند و یا این که میلی چطور به دوست خواهرش که یک غریبه است در مورد جک میگوید ولی به پرستارش که خیلی به او نزدیک است چیزی نمیگوید.
اوایل داستان خیلی جالب پیش میره و شما شک میکنید و سوال براتون پیش میاد، داستان که جلو میره کم کم جوابا رو پیدا میکنید شخصاً نتونستم بزارمش کنار و در عرض دو سه روز تمومش کردم، گرچه حدسهایی که میزدم درست بودن کمی قابل پیش بینی بود ترجمه روان بود، داستان کتاب در بُعد خودش جدید بودبعضی جاها ر و کش داده بود یا توضیحاتی بود که از نظر من نبود بهتر بود و لطمهای به داستان نمیزدآخر داستان متوجه میشید که چی میشه ولی ادامه میداد و خود نویسنده مشخص میکرد بنظرم جالب تر میشد برای یه بار خوندن مخصوصاً تو این بُعد جالبه چون در اطرفمون هستن همچین آدمای مازوخیسمی در آخر متشکرم از کتابراه
کتاب فوق العادهای بود روند کتاب کاملا مشخص بود و حتی پایانش هم قابل حدس بود و بیشتر از معمایی بود ترسناک بود و واقعا عالی بودشما پا به پای شخصیت اصلی کتاب تلاش میکنید تا از اوضاع سخت رها بشید مهم تر از همه جمله آخر کتاب فوق العاده بود و واقعا از لحاظ احساسی جذاب بودشاید به خاطر قابل حدس بود بعضیها خوششون نیاد و به نظر کتاب قوی نیاد ولی به شخصه عاشقش شدم چون به نظرم جوری ترسناک بود که واقعا ممکنه تو زندگی واقعی هم باشه
برعکس بسیاری از رمان های جنایی قتل در اول داستان رخ نمیده و از خواننده نمیخواد که دنبال قاتل بگرده بلکه خواننده رو همراه با کرکتر اصلی پیش میبره تا با احساسات و طرز فکرش اشنا بشه و بتونه باهاش ارتباط برقرار کنه و ترسش رو عمیقا حس کنه. به شخصه خیلی از خوندن این کتاب لذت بردم و پیشنهاد میکنم بخونینش.
به نظرم کتاب جنایی خوبی بود. چون خودم هم یه برادر سندروم دارم که فوق العاده باهوش و مهربونه و تا آخر داستان دعا میکردم موفق بشه جک روبکشه. و اینکه آخر داستان واقعا شُکه شدم و از انتهای داستانش خوشم اومد.
کتاب یه موضوع رایج داره ولی با کمی اغراق نوشته شده با اینکه از کتابایی با فضای هولناک خوشم میاد ولی برای من یه حس منفی داشت و جذبم نمیکرد شاید برای خوانندههای دیگه اینطور نباشه.. برای یکبار خوندن بدنبود
داستان زیادی اغراق امیز بود و اصلا قابل درک و وپذیرش نبود در سیاه نمایی شخصیت جک و بی دست و پایی شخصیت گریس بسیار زیاده روی شده بود که باعث سر رفتن حوصله و کش امدن بی مورد داستان و عدم پذیرش اون میشد
اگه ادم منطقى هستید بهتون توصیه نمى کنم این کتابو بخونید اولاش هیجان داره ولى از یه جا قابل پیش بینى میشه پایانش هم قابل پیش بینیه
اگه معتقدین همیشه ادم خوبا برنده میشن احتمالا خوشتون میاد
داستان یکم جلوتر که پیش میرودخیلی هیجانی میشود و خیلی ناراحت کننده اما روزنههای امیدی که از اواخر داستان باز میشود و به نتیجه مطلوب میرسد احساس ارامش به خواننده میدهد خیلی خوب بود
درود، چندان این کتاب رو نپسندیدم. با اینکه چهارچوب برام تازگی داشت اما بسیار غیر واقعی و اذیت کننده بود. ترسیم فضا و احساسات ضعیف بود و از اواسط داستان به بعد کاملا قابل حدس میشد. سپاس.
روند داستان خیلی هولناک و هیجان انگیزه به طوری که نمتونی ازش دل بکنی، اوایل داستان شاید از شخصیت نا امید بشین ولی در ادامه میتونین بفهمین چ کار بزرگی میکنه!