کتاب امام حسین (ع) آبروی همیشه تاریخ، به تالیف عباس عطاری کرمانی، زندگى سالار شهیدان را از زوایاى گوناگون مورد بررسى و تجزیه و تحلیل قرار مىدهد که خواندن آن، صفحات جدیدى از حماسه کربلا را مىگشاید و دریچههاى جدیدى را روى خوانندگان مىگشاید و اما شهادت درسى است که باید از مکتب سیدالشهدا آموخت.
حسین بن على(ع) پرچم همیشه در حال اهتزاز اسلام ناب محمّدى را با خون خود و یاران باوفایش رنگین و امضا کردند تا در همیشه تاریخ و در همه زمانها و مکانها، تشیع سرخ پرچمدار حریت و آزادى و ظلمستیزى باشد و هر مظلومى اعم از سیاه و سفید، آسیایى و اروپایى و آمریکایى، عرب و غیر عرب را در پناه خود پاسدارى کند و به یارىاش کمر همّت بربندد و تمام مظلومان در گستره زمین و زمان بدانند که خون سرخ حسین(ع) یار و یاور آنهاست.
نهضت حسینى با تمام حرکتهاى تاریخ فرق دارد. به طور مثال اولین کسى که در واقعه کربلا از خاندان پیامبراکرم (ص) شهید شد، حضرت علىاکبر فرزند آن حضرت، و آخرین آن امام ایثارگران تاریخ حسین (ع) بوده است. اگر نویسندگان تنها همین حرکت تاریخى درخور تحسینِ علىاکبر جوان را به تصویر بکشند و آن را با بیانى روان و جذاب به قلم درآورند، روح ایثار و گذشت جوانان و نوجوانان چنان تقویت مىگردد که کارآیى ماهوارهها را خنثى خواهد کرد. زیرا جوانان درمىیابند که اخلاص، عرفان، خلوص، رضاى الهى، خدامحورى، عشق به الله، فنا فى الله، اتکا و اتکال به خداوند و به طور کلى الهى شدن که از تعالیم عالیه و آثار برجسته قیام عاشورا است، در وجود عرفانى و مبارک علىاکبر عینیت و تجسم یافته است.
عباس عطاری کرمانی سالیان دراز در راه فرهنگ پُربار اسلامى به نشر و چاپ آثار پُرفیض و برکت اسلام عزیز مصمّمانه تلاش کرده و در تمام زمینهها سعى او بر این بوده که بتواند نسل جوان را با فرهنگ غنى اسلام آشنا سازد. بیاییم جوانان و نوجوانان را با عشق حسینى پیوندى خالصانه و جاودانه دهیم و از کربلا برایشان بگوییم و درس و زمزمه عشق از ترنم باران اندیشه را بر آنها ایثار کنیم تا سفسطه غربى نتواند جولان پیدا کند.
جوانان باید بدانند که یاران حسین مىدانستند که هیچ پیامبرى براى تعلیم شمشیر نیامد. پیامبران آمدند تا ذایقه بشر را با شیرینى ایثار و ایمان آشنا کنند، براى تکثیر تبسم و تداوم نسترن آمدند، آنان آمدند تا اشراق را به نسل انسان ارمغان دهند، بیاموزانند و تابش آفتاب را یاد دهند، آنها براى گریه و زارى نیامدند، بلکه بهرهورى از حیات و تجلى ذات یار را مبناى کار خود قرار دادند.
بله
















