یه داستان پرکشش، کلی دیالوگ های تامل برانگیز و نظریه های فلسفی در مورد روابط زناشویی در ادامه قسمت هایی از نمایش رو می ذارم: مردان و زنان از طریق پست ترین، عامیانه ترین و زشت ترین خصوصیتی که در خود دارند با هم می مانند منافع شخصی، دلشوره از تغییر وضع، ترس از پیری، ترس از تنهایی، در نتیجه کرخت می شوند به رخوت دچار می شوند نازک دل و شکستنی می شوند این تفکر را که می توانند برای زندگیشان کاری بکنند کنار می گذارند دست یکدیگر را می گیرند تا در مسیر منتهی به گورستان تنها نباشند. یک مرد معشوقه میگیرد تا در کنار همسرش بماند در صورتی که یک زن معشوق میگیرد برای آن که شوهرش را ترک کند و در این جدال از هر سلاحی می توان استفاده کرد. رعشه های عصبی، بیماری بی تفاوتی، ناشنوایی و حواس پرتی. برنده کسی است که توانسته است دیگری را به گریه بیندازد. به این می گویند زندگی زناشویی که در عمل مشارکت آدمکشانی است که به دیگران کینه می ورزند و بعد به جان هم می افتند. عقل گرایی عاشقانه: تا زمانی عاشقیم که رؤیاها و تصوراتمان پابرجاست. به محض زایل شدن توهمات، فارغیم. به عبارتی از یکدیگر جدا می شویم. به محض آن که واقعیت ظاهر می شود رؤیایی باقی نمی ماند. آن وقت هرکس به راه خود.
در این کتاب ار دقت کرده باشید زوج، بچهای ندارند و این یعنی کاملا نقش پدر و مادر رو از دو نفر گرفته و صرفا نقش معشوقه بودن و همسر بودن رو بهش میپردازه که این به نظرم فوق العادست. همچنین نگاهی که مرد داستان به اتفاق افتاده داره متفاوت از دنیای سنتها و تربیتهایی هست که حداقل ما ایرانیها داریم که این تفاوت بسیار جذابه، بعد از خواندن این کتاب شاید فکر کنید نابخشودنیترین گناه برای شما چیست؟
این یک نمایشنامه ست و خب بر اساس دیالوگ قراره شخصیت سازی کنه و خط داستانی رو پیش ببره. اینو بذاریم کنار فراموشی مرد و تعریف دوبارهی زن از او و زندگی و... برای به یادآوردن اونها توسط مرد، و هم زمان فراز و نشیبها و گرههایی که ایجاد میشه با همین دیالوگ ها. خیلی خوبه
از سن ۱۵ سالگی که تنها رمان زندگیمو خوندم و بعد از حدود بیست سال که بندرت کتاب کوچکی رو یکجا خوندم، این دومین و زیباترین رمان زندگیم بود. ارزش خواندن و انتشار را دارد. به همهی جملاتش باید نگاه درمانی کرد
کتاب خوب و خواندنیه. حقایق جالبی در قالب یک نمایشنامه در مورد زندگی زناشویی گفته شده بود هرچند شاید داستان اغراق آمیز بود. مطالعه این کتاب زیبارو به همه زوجها پیشنهاد میکنم. ترجمه خوبی هم داشت که از مترجم کتاب متشکرم
من تئاتر این کتاب رو اول دیدم تا خود کتاب این داستان نمایش نامهای فوق العاده زیباست از از ابتدا تا انتها کلی سوال در ذهن انسان ایجاد کرده و همه چیز رو غیر قابل پیش بینی میکند
تعبیری غیر متداول اما بسیار ملموس از انچه که در جان روابط طولانی مدت سر بر میآورند و لحضاتی تلفیقی از عشق و نفرت حسرت و ارزو شهوت و رخوت را نمایان میسازد.
من هم موفق شدم این کتاب و مطالعه کنم. نمایشنامه زیبایی بود حاوی واقعیتها و ریزهکاریهای استادانهای در مورد زندگی مشترک. یه کم اصل داستان غلو شده بود ولی خوب بود
به نظر من شخصیت زن داستان خیلی اغراق آمیز نشون داده شده است. اما در مجموع داستان کوتاه و خوبی بود. از نظر پیچیدگی روابط بین زن و شوهر, نکات جالبی رو بیان کرده است.