کتاب خوبی بود. ترجمه ش روان بود. سبک خاصی داشت که ممکنه همه پسند نباشه. بیانش، شیرین بود و باعث میشد که ترغیب بشی پیوسته بخونیش. اشتراکاتی بین این کتاب و کتاب "مزایای منزوی بودن" هست. قسمت جالب شخصیت هولدن، این بود که برعکس همه ما که بنا به دلایلی از یه نفر متنفریم و بعد هر کاری اون انجام داد، با دیدِ تنفر بهش نگاه میکنیم، هولدن جزئی نگر بود و مثلاً میگفت از اون حرفی که فلانی زد، متنفرم یا از فلان حرفی که بعدش زد، خوشم اومد... شاید پایان بهتری میشد براش متصور شد اما نویسنده در روند داستان، به هدفش میرسه و نیاز به پایان خاصی نداره...
پسر، وقتی یکی میمیره، حسابی مرتبش میکنن. امیدوارم اگه واقعا مردم، یه نفر پیدا شه که عقل تو کلهش باشه و پرتم کنه تو رودخونه، یا نمیدونم، هر کاری بکنه غیر گذاشتن تو قبرستون. اونم واسه اینکه مردم بیان و یکشنبهها گل بذارن رو شکمم و این مزخرفات. وقتی مردی گل میخوای چیکار؟
من وقتی که کتابو میخوندم فکر میکردم من هولدن کالفیلد هستم. همذات پنداری مطمئن باشید نمیتونه ضعف کتاب باشه.
یکی از بهترین رمانهایی که خوندم... داستان سه روز از زندگی پسری نوجوان به اسم هولدن کالفیلد که از مدرسه شبانه روزی اخراج شده و داره به شهر خودش برمیگرده، طنز قشنگی داره که عقدهها و تنهاییهای هولدن رو برای خواننده بیشتر قابل درک میکنه... هولدن جز محبوبترین شخصیتهای داستانیه و مونولوگ هاش لحظات بسیار شادی رو برای خواننده به وجود میاره
من خیلی تعریف این کتاب و شنیده بودم و تو کامنتها خیلی ازش تعریف کردن و میگفتن شبیه کتاب "مزایای منزوی بودنه" آره مقداری شبیهش بود. قشنگ بود از خوندش خیلی لذت بردم. ولی من داشتم میخوندمش که یکدفعه دیدم تموم شد😑 چه جور پایانی بود آخه. هیچی نشد. فقط یک دفعه تموم شد انگار که وسطاش بود. خورد تو ذوقم.
این کتاب واسه دهه پنجاه میلادی تو امریکا یه چیز حیرت انگیزی میشه. شاید همین الانش هم تو امریکا چیز خوبی باشه. اما من نتونستم تو اعمالش همراهش باشم ولی با افکارش خوب تونستم ارتباط برقرار کنم. بهترین قسمتش ارتباط هولدن با خواهرشه. اینکه هولدن باشی و همچین خواهری داشته باشی شانسه دیگه پس چیه.
اصلا از کتاب خوشم نیومد خیلی متن خیلی ساده بدون جزییات بود انگار نویسنده میخواست فقط یه چیزی بگه برای خالی نبودن عریضه گویینده تلاش میکرد جذاب کنه کتاب رو ولی خب کار از ریشه مشکل داشت
کتاب عالی، ترجمه آقای محمد نجفی رو خوندم که خیلی روان و مناسب با فضای داستان بود. نگرش یک نوجوان به مسائل و مشکلاتش و چالشهای فکری و صحبتهای درونی که با خودش داره خیلی زیبا در این کتاب نوشته شده...
معمولا میگم هر کتابی ارزش یه بار خوندن رو داره ولی متاسفانه این کتاب از هر نظر خیلی ضعیف بود روایت، انسجام متن، ماهیت داستان که یه پسر بچه دبیرستانی اخراج شده هست همه و همه کنسل کننده و یکنواخت
تحولات درونی یک نوجوان رو که بیشتر اوقات خودش هم نمیدونه چه چیزی خوشحالش میکنه چه چیزی ناراحتش میکنه و کسی که خیلی زود نسبت به همه چیز و همه کس حس بد پیدا میکنه رو شرح میده
اصلا نمیدونم چطوری خوندمش. انقدر گیرا بود که بیخیال همه چیز شدم که بتونم سریع بخونمش... روان، زیبا، واقعی و پر احساس بود. چیزی که برای من ناب، خالصانه و دوست داشتنی بود 💛🌼💛
کتاب قشنگیه درمورد پسری هست ک وارد دورهی نوجوونیش شده و داره با واقعیتهای دنیای اطرافش آشنا میشه. پیشنهاد میکنم بخونین مخصوصا برا نوجوونا عالیه بنظرم ارزش وقت گذاشتن داره👍👍🌷
خیلی کتاب خاصی هست و اگه کسی کامنتها رو میخونه که ببین این کتاب ارزش خوندن داره یا نه، در با ارزش بودنش شک نکنه. کتابی هست که هر کتاب دوستی حتما باید بخونه.
کتاب خوبیه ولی کاش مثل فرهنگ خودمون از این نمونهها نوشته میشد توی آمریکا سیگار کشیدن و مست شدن و رقص برای سرگرم شدن خوبه ولی اینجا چطور میشه مدیریت کرد؟؟؟!!!
برخلاف اینکه خیلیا خوندن این کتابو توصیه میکردن دوسش نداشتم. ریتمش خیلی کند بود. این همه توضیح میداد ولی داستان پیش نمیرفت. خوندنش رو به کسی توصیه نمیکنم 🙁