حدود 350 سال قبل از میلاد افلاطون در رسالهای به نام تیمائوس چنین نوشت: "12 هزار سال پیش از این جزیرهای بوده است بزرگ با تمدنی ستایش انگیز موسوم به آتلانتیس". آیا چنین تمدنی واقعیت داشته یا افلاطون از رویاهای خود سخن گفته است؟
افسانه ها نخستین آوردگاه سرزمین ها و قاره های گمشده بودند. مفقود شدن و ناپیدایی شان، رازوارگی آن ها را برای انسان ها تقویت می کرد و عجایب توصیف شده از آن ها بر لذت عامه مردم از آن روایت ها افزوده و موجب پاسداری شان در سینه ها می شد، به طوری که یاد آن را از نسلی به نسلی دیگر انتقال می دادند. اما رشد فزاینده دانش مبتنی بر پژوهش ها که به کمک داده ها و روش های علمی به استنتاج هایی منتهی می شد، به شدت از رونق شان کاست و آن ها به خاستگاه شان، یعنی همان افسانه ها عقب نشینی کردند.
با این همه سرزمین ها و تمدن های مفقوده از حیطه ذهن های کاوشگر و به خصوص باستان شناسان به دور نماندند. با کشف ترُا بود که نخستین شوک وارد شد. ترایی که در «ایلیاد» و «ادیسه» حماسه سرای معروف یونانی «هومر» توصیف شده مدت ها بود که به مثابه افسانه و اسطوره ای پنداشته می شد که اینک تنها ارزش ادبی آن به جای مانده بود. اما کوشش های چندین ساله باستان شناس آلمانی «هنری شلیمان»، آن را به واقعیت بدل ساخت. او که از کودکی با افسانه های هومر مأنوس بود، با یافتن خرابه های ترا، این رویای خود را به واقعیت بدل ساخت. آری حقیقت داشت، ترانه سرزمین تخیلی که شهری واقعی بود و داستان های هومر، روایاتی تاریخی که اندکی در آن ها مبالغه شده بود و حماسی می نمود!
بله

















به هر حال متشکرم