رعنا سادات رضوی می نویسد: «بنده تمام اشعار را دوست دارم و با دل و جان می خوانم و معتقدم که یک شاعر با تمام احساس و عاطفه ای که درون تک تک سلول های بدنش وجود دارد کلمات را به صورت موزون و آهنگین به زبان قلم به رشته تحریر در می آورد. فلذا سخنان اینجانب حمل بر خود ستایی نباشد که در فحوای کلام منظور بزرگان و اساتید شعر و شاعری را خاصه عنوان کردم (نه بندهی حقیر) شعرایی چون (حسین منزوی، محمدعلی بهمنی، مهرداد نصرتی و...). »
تو مثل برگ گم شدی شبی که باد می وزید
و چشم های خسته ام هنوز هم تو را ندید
ببین هنوز یادم هست سر قرار سبزه ها
نیامدی و قلب من چه بی قرار می تپید
بله
















