شب از نیمه گذشته، و من هنوز درگیر جـنگ واژگان خیالم ؛ تا بـدانم، کدامین واژه، جمله، یاد سطری میتواند شـمشیر پـیروزیاش را مـقتدرانه در این جـدال خـونین به غلاف بنشاند و با هـیاهوی هم کیشانش در مـیدان نبرد، فـریاد شـادی سر دهد!
سـرم انبوهی از ایـن واژه هاست...
کتابی که پیش روی شماست، نتیجه ی صف آرایی خیل بیشماری از این واژه ها و مفاهیم میباشد که در جدال برای پیروزی به جنگ با یکدیگر بر خواسته اند؛ و در آخر، پیروزمندانشان به زیبایی، شادی لحظه ی زایش خویش را با شما تقسیم کرده اند.
دیشب صدای عاشقان دیگر نیامد
آن های و هوی زندگی دیگر نیامد
پرواز مرغان هوا با خون بدل شد
دلدادگی ها چون گلی پژمرده خم شد
بله

















