پرونده ویژه درباره مدیرعامل جدید مایکروسافت (ساتیا نادلا) است. آیا انتخاب مایکروسافت درست بود؟ آیا ساتیا نادلا غول ردموند را بیدار میکند؟
حالا زمانى است که جانشین، باید کنترل خیلى چیزها را به دست بگیرد. هزاران نکته و حیلت لازم است تا بتوانى از پس کار بر بیایى.
باید جنم اش را داشته باشى. و خیلى چیزهاى دیگر. باید بتوانى میراث را حفظ کنى و هم زمان میراث تازه اى بیافرینى. کار جانشین از این حیث دشوارتر است که حالا میلیون ها چشم تو را - حاصل کار و مدیریت ات را- مى پایند. صدها و شاید هزاران سهم دار و سهم خواه ارثیه شان را طلب مى کنند و اکنون به میمنت گسترش بازارى که خودت در پدید آمدن اش نقش مستقیمى داشته اى، ده ها و صدها رقیب سر برآورده اند که تو را به چالش مى کشند. این ها همه یعنى تجارت و تو باید قاعده این بازى و بازى هاى دیگر را بلد باشى. درست در همین گیر و دار، گاه و بى گاه تو را با بنیان گذار مبتکر و به طور معمول کاریزماتیک شرکت مقایسه مى کنند و سایه سنگین او را در هر تنش و نزول شرکت احساس مى کنى. مهم نیست این مقایسه منطقى و به جا است یا نه. تو به هر حال آن را احساس مى کنى. البته در طول تاریخ شرکت هاى بزرگ صنعتى، گاهى این سایه سنگین عمرش به کوتاهى غروبى زمستانى بوده است و پیش آمده که «جانشین» چنان در کار مدیریت و حیلت و تقویت، خوش درخشیده که بر نام و آوازه پیشین افزوده است و از خود هویت و اعتبار دوچندانى برجاى گذاشته است.
بله
















