زیاد با داستان کوتاه ارتباط برقرار نمیکنم انگار که نویسنده وسط یه گفت و گوی مهم یهو از جا بلند شه و بره و من و با دهن باز همون جا ول کنه اما یه بار خوندنش تجربه جالبی بودانگار که تو کافهای نشسته باشم که از پنجره رو به روی اون آدمهای زیادی در حال گذر هستند و فقط برای یه لحظه من میتونم اون چیزی که تو سرشون میگذره رو ببینم و از زندگیشون با خبر بشمفقط یه لحظه از زندگی هر فرد.. نه بیشتربدون پایان بندی و بدون جزئیات زیاد
از ۱۲ داستان ۴ داستان دوست داشتم و توقع بیشتری از نویسنده داشتم می تونست یک جوری داستانها را به هم مرتبط کنه که پایان جذابی داشته باشه مثلا شخصیت اصلی قصه پسر کوچولو بعدها متجاوز قصه نخ بخیه باشه یا شخصیت قصه تیک تیک همان شخصیت قصه سالها باشه