نقد، بررسی و نظرات کتاب جان به ماهیگیری می رود (مجموعه روزی روزگاری - زندگی در طبیعت) - رونا منرو
4.5
2 رای
📚 Kowsar 💎
۱۴۰۵/۰۷/۰۶
00
داستان کوتاه و خواندنی درباره دوست شدن دو پسر و یادگیری کاری که مشترک انجامش بدن بود. جمله ی مادرش خیلی قشنگ بود: «شاید توی اون بازی خوب نباشه ولی توی بازی دیگری چرا». اینکه چقدر آروم و صمیمی ازش خواست شخصی که ندیده رو قضاوت نکنه و تلاش کنه که دوست پیدا کنه. یه ستاره رو کم کردم چون به عنوان پسر مزرعه دار وقتی سرت خلوته تو مزرعه کمک میکنن ولی برای پسر مهم نبود و همین طور والدینش. چرا خواهرش رو تنها فرستادن پیش مادربزرگ و پدربزرگ؟
