"انسان اولیه" باور داشت که انسانها دارای "جان" و یا "همزاد" هستند و اگر بر جان یا همزاد کسی دسترسی یابد، بر قرین او نیز غلبه خواهد یافت. او به همین اعتبار، مجسمههای کوچکی به شکل دشمنان خود میساخت و خنجری در دل آنها فرو میبرد. به باور دیرین شناسان، "هنر" نه از دیواره غارها بلکه از بستر باورهای عامیانه برخاسته است.
در مقام تحقیق، باورهای عامیانه و حتی خرافات را نمیتوان ناچیز و بی مقدار شمرد زیرا اگر نه فرهنگ در اشکال مختلف خود اما دست کم هنر و ادبیات در گرایشهای گونه گون، وام دار باورهای عامیانه است.
آنچه که از باب باورهای عامیانه در این کتاب آمده است (بی آنکه قصد ارزشگزاری داشته باشیم) گواه صادقی بر تأثیر ادبیات عامیانه بر زمینههای مختلف هنر و ادبیات نوین در غرب است تا جایی که شاید بتوان ادعا کرد باورهای عامیانه، به قوه خلاقیت اقوام و ملل، فرصت بلند پروازی داده است. دست کم به نظر میرسد که باورهای عامیانه اگر به هیچ کار نیاید، لااقل در حوزههایی چون ادبیات نمایشی و هنرهای تجسمی منبع الهام کم نظیری تواند بود. بی شک اگر محتوای این کتاب از هیچ منظری قابل اعتناء نباشد، دست کم حجم اعجاب آور تخییل و خلاقیت در این کتاب، محل انکار نیست.
در این کتاب میخوانید:
چرا ناپلئون بناپارت مقرر ساخت تا انقلاب "پریمار" که قرار بود روز جمعه برپا شود، به روز شنبه موکول شود؟
معنای این سخنان "ژان ژیرودو" چیست:
عنکبوت صبحگاهان؛ اندوه
عنکبوت ظهر؛ کسب مال
عنکبوت شبانگاهان؛ امید
چرا مردم اتریش از اشاره کردن به "رنگین کمان" پرهیز میکنند؟
چرا برخی دختران اروپایی از عبور بین دو درخت خرما وحشت دارند؟
و چرا قبل از فروش گاو، تکهای از دم حیوان را میبرند؟
چرا گربه سیاه را "شیطان نقرهای" لقب دادهاند؟
چرا در استانه منزل، نقش صلیب ترسیم میکنند؟
چرا برخی از زنان، مغز روباه را در کیسهای از جنس پوست حیوان با خود همراه دارند؟
بله

















