عمر انسان محدود است. پس از تولد دوران کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی، و سالخوردگی به ترتیب میگذرند. سه دوره اول و دوران خامی و تجربه اندوزی است و انسانهای هوشیار معمولا در دو دوره آخر از تجربیات قبلی بهره برداری مطلوب را انجام داده و ادامه مسیر را روشنتر و بهتر طی مینمایند. در این تداوم مدت زمان باقیمانده عمر، محدودیتهای اجتماعی و شغلی، اراده، و توانایی فرد در تصمیمگیری همه مواردی هست که در بهبود وضعیت و استفاده بهینه از موقعیت مؤثر هستند.
گاهی انسان فکر میکند اگر با مرگ هر کس تجربیاتش به گور نمیرفت و مثلاً فرزند جوان میتوانست با چشم پدر 70 ساله (در حال احتضار) به جهان بنگرد و این سلسله همچنان ادامه مییافت شاید وضع انسانها به گونه دیگری بود.
عمر کتابت بشر محدود به دو یا سه هزار سال گذشته است اما ببینید بشر در طی این دوران چه استفادهها که از کتاب بهعنوان نتیجه عمر پیشینیان خود برده است.
با خواندن کتاب میتوانیم عمر خود را به اندازه عمر همه پیشینیان خود توسعه دهیم، اشتباهات آنان را تکرار نکنیم و انتخابهای درست آنان را برگزینیم. بدیهی است منظور از پیشینیان، دانشمندان و نخبگان و مصلحان و راهبران راستین است که تقریباً همه اندیشهشان بصورت مکتوب در آمده است.
بله




















