نقد، بررسی و نظرات کتاب تیمور لنگ: آخرین فاتح بزرگ جهان - هارولد لمب
4.2
156 رای
کتاب زندگی نامه ای تاریخی است اما عامه پسند و جدی به نظر می رسد که نویسنده زبانی حماسی و پر کشش دارد. و سعی دارد داستان زندگی تیمور را در بستر زمان خودش روایت کند نه از زبان و زاویه دید حال. به لطف قلم زنده ی نویسنده و ترجمه روان مترجم منبعی گیرا و خواندنی برای اشنایی کلی با دوران تیمور محسوب می شود مشروط به اینکه خواننده ان را به عنوان یک روایت تاریخی داستان وار بپذیرد نه یک سند تاریخی. در واقع تیمور نه یک قهرمان مطلق است و نه صرفا هیولای بی منطق! بلکه شخصیتی پیچیده در دوره ای خشن از تاریخ است. با تشکر از کتابراه.
کتاب خوبیه فقط دو تا نکته منفی دیدم چون تجسم کردن من سخته امتیاز کم نمیدم یک اینکه تصویر سازی کتاب به نظرم از محیط خوب نبود و اگر عکس میداشت عالی میشد و دوم اینکه خیلی از شهر هارو اگر موقعیتی ذکر میکرد بهتر بود چون مثلا شهر سبز یکی از شهرهای غربی ازبکستانه و بعضی جاها چون به گوش خواننده نخورده یکم غریبه و نمیشه تصور کرد ک کجاست خود تیمور هم به عنوان آخرین فاتح بزرگ جنگ دیگ مشخصه
کتاب بسیارمهیج وجذابیه خیلی ازخوندن این کتاب لذت بردم درسته تیمورازنژادمغول وجنایت کاربوده اما ارادش درانجام هرکاری تحسین برانگیزه. وقتی به اصفهان حمله میکنه دستورمیده ممههای خانوم هاروببرن. کاملترین تاریخی که ازتیمورمغول باقی مونده ازابن عربی هست چون توکاروان خودتیمورزندگی میکرده

درسهایی که من از این کتاب گرفتم:
نقاط مثبت تیمور:
-مشکلات را اصلا جدی نمسگرفت مثلا بعد از رفتن تا میانههای آسیای صغیر لشکریانش خسته بودند و اسلحه هایش ضعیف شده بود خلاف نظر تمام فرماندهانش به سوریه تاخت سوریهای که هم نیرو هایش بیشتر بود و هم استحکامات محکمی داشت.
-عادل بود طوری که پسر خود را تا مرز اعدام پیش برد
اول هشدار میداد بعد حمله میکرد تمام غارتهایی که انجام داده تقصیر خودشان بوده. میخواست با اصفهان به خوبی برخورد کند و مالیات کمتری نسبت به آل مظفر از اونا بگیره ولی اونا ۳۰۰۰ نفر از سربازش رو کشتند و اون هم غارتشون کرد.
به پیشرفتها جایزه میداد و فراریها را شکنجه میکرد.
-بسیار به زندگی امیدوار بود تا جایی که در زمان مردن هم دست از تلاش برای ارزش هایش دست نکشید.
نقاط ضعف:
-صبور نبود.
-به دیگران اعتماد نداشت یا از شکست میترسید چون فرمانده جنگی اغلب جنگها خودش بود و این باعث شد امیران فرماندهی را خوب یاد نگیرند و قلمرو او پس از مرگش مثل گذشته قوی نباشد.
-به فتح و غارت بیشتر از نگهداری در قلمرو اهمیت میداد.
-جانشینش راتا زمان مرگش معرفس نکرد اگر چنین میکرد پیر محمد از سمرقند آنقدر دورنبود.