نقد، بررسی و نظرات رمان ثمره انتظار - مریم ثروت
3.9
2467 رای
➖ayraha➖ a
۱۳۹۸/۰۵/۰۶
00
چنتا ایراد بزرگ داشت اینکه نشون میداد سطح فرهنگی و شعوری خانوادهها خیلی پایین بود،، ، و اینکه تعریف پسره از هیکل دختره اونقد اغراق آمیز بود که تصویری که تو ذهن مجسم میشد جذاب نمیشد،، ، و شخصیت دختره که معلوم نبود با خودش چند چنده،، ، مثلا وقتی تو ذهنش میگفت کوفتت بشه میثاق این زن خوشگل،، ، آدم یاد زنایی که تو کوچه سبزی پاک میکننو غیبت میکنن میافتاد
داستان خوبی بود گرچه خیلی مردسالاری در این داستان دیده میشد، شخصیت اصلی زن در این داستان مرتکب اشتباهی شد و بیشترین تاوان را داد گرچه کارش اصلا درست نبود ولی شرایط ناچارش کرده بود و در آخر هم باز هم مجبور بود با کسی که مرد رویاهاش نیست زندگی کنه؛ ولی خوب این واقعیت جامعه است و اینجور داستانها متاسفانه واقعا وجود داره
داستان جذابی بود. برخی اغراقها در آن موج میزد که با زندگی عادی متفاوت است. محدودی غلطهای فاحش داشت مثل شنیدن جملات از پشت آیفون ولی در مجموع شاکله داستان کاملا درست چیده شده بود و خواننده را دنبال خود میکشید. برعکس رمانهای تکراری واقعا رئال بود و هدف خوبی داشت که به خواننده منتقل میکرد که باید با واقعیات کنار بیاید و همه دارای خوبی و بدی هستند
سلام و تشکر از نویسنده محترم، اول داستان واقعا کسل کننده هست، حوصله سربر، چند بار میخواستم کنار بذارمش، ولی من عادت دارم کتاب تا انتها بخوانم، ولی از اون قسمتش که ثمره اونجور وحشیانه مورد تجاوز قرارگرفت، کتاب پر استرس خواندم، و به عادات و رسوم پوچ قدیمی، اسم نامزدروی نوزاد گذاشتن متنفرشدم، امیدوارم هیچ دختری گرفتار این اذهان پوسیده نشه، قلمتان شکوفا🌺🌺
بنظر من این کتاب اصلا قشنگ نبود از نوع رمان حتی میتونیم شخصیت نویسنده رو هم بشناسیم کہ عقایدش اینِ کہ فقط پسرا قدرت دارن، دخترا ضعیفن در حالی کہ اشتباس!
من از این رمان لذت نبردم🎼
از این دیدگاه که پسر دستور میده خوشم نیومد، ما دخترا حتی قوی تر هم هستیم، و هر روز رو بہ پبشرفتیم و اینطور کتابی هم نباید چاپ میشد!
من از این رمان لذت نبردم🎼
از این دیدگاه که پسر دستور میده خوشم نیومد، ما دخترا حتی قوی تر هم هستیم، و هر روز رو بہ پبشرفتیم و اینطور کتابی هم نباید چاپ میشد!
اصلا خوشم نیومد مگه دوران عصر قاجاره دخترا هم مثل مردها همه حقوق یکسان دارند تینکه چرا انقدر سعی کردید یک دختر و اصلیت زن بودن رو خوار و خفیف نشون بدین برام خیلی جالب بود نویسنده خودش یک خانمه اما فکر کنم خودشم توی همین وضعیت بزرگ شده شما حتی به عنوان یک زن به جای دفاع خوار میکنید حتی مردها هم که مرد باشن این کتاب رو نمینویسن
فوق العاده ضد زن و مردسالاری بیش از حد بود توی داستان. شخصیت نویسنده رو نشون میداد که مشخصه چقدر افکار پوسیدهای دارن
توی کتاب گفته شده تا وقتی دختری سنگین و با حجب و حیا کار خودشو انجام بده پسری بهش تیکه نمیندازه که کاملا بر عکسه توی جامعهی ما!
تأسف برای کتابراه برای انتشار همچین کتابی و صد تأسف برای افکار احمقانهی نویسنده
توی کتاب گفته شده تا وقتی دختری سنگین و با حجب و حیا کار خودشو انجام بده پسری بهش تیکه نمیندازه که کاملا بر عکسه توی جامعهی ما!
تأسف برای کتابراه برای انتشار همچین کتابی و صد تأسف برای افکار احمقانهی نویسنده
هر کسی إز أین داستان برداشتی داره ولی من شخصا برام جذاب بود، و برام روایت زندگی خیلی إز زنان کشورم بود که با قلم توانای نویسنده به تصویر کشیده شده بود، بهتره که بعضی إز واقعیتهای جامعه را إنکار نکنیم، هنوز هم تو خیلی إز شهرها إز أین نوع مرد سالاری به وفور دیده میشه و زنانی که مجبور به قبول سرنوشت إز قبل تعیین شده خود هستن
بسیار بد وغیر واقعی، به فرض که همه بر علیه دختر باشن اخرش خودشم از این جریان راضیه ومیره سر زندگیشو وتازه شوهر پدر ظالمو راضی میکنه با دخترش اشتی کنه؟!!! هزاران هزار زن دازیم که بزور شوهرشون میدن ولی هبج کدوم دلشون با پدر وشوهر تا اخر عمر صاف نمیشه و همبشه حسرت ارزوهایی رو دارن که بواسطه مرد سالاری بر باد رفت
متاسفانه حقیقت زندگی بسیاری ازخانوادههای ایرانی و سنتی به همین صورت هست که روایت شد.
در کل داستان افسوس خوردم برای دختروپسری که شاید اگه مسیر زندگیشون حرفهای مستبدانه وافکار دیکتاتوری خانواده نبود کارشون به این جا نمیرسید. کاش میشد خود انسانها به راحتی برای زندگیشون تصمیم بگیرن.. کاش حال همه خوب بود و به شادی زندگی میکردن
در کل داستان افسوس خوردم برای دختروپسری که شاید اگه مسیر زندگیشون حرفهای مستبدانه وافکار دیکتاتوری خانواده نبود کارشون به این جا نمیرسید. کاش میشد خود انسانها به راحتی برای زندگیشون تصمیم بگیرن.. کاش حال همه خوب بود و به شادی زندگی میکردن
یه رمان جهان سومى هم نه بلکه جهان سه هزارمى!!! من اگه جاى دختره بودم هیچ وقت و هیچ وقت به روى اون مثلا پدر و پدر بزرگ وحتى مادر نگاه نمیکردم. بچه هم دلیلى به نگهداریش نمیدیدم. سعى میکردم تنها زندگى کنم و کار هم کنم! خیلى به جایگاه زن ضعیف و ذلیل نگاه شده بود شاید این داستان ٥٠٠ سال پیش میتونست بیشتر قابل درک باشه تا سال ٩١
بنظرم داستان بسیار بیمحتوایی بود.. با یک موضوع بسیار کلیشه ای.. اگ هدف فقط خوندن باشه و وقت گذروندن خوبه.. اما اگ هدف چ چیز خوندن باشه.. اصلا ب درد نمیخوره.. ضمنا.. فرهنگ بقول بعضی از دوستان بستهی ما.. بسته نیست.. بنظرم اینکه ب راحتی مساعل جنسی مطرح بشه اصلا مناسب نیست و شورش رو نباید درآورد..
داستان متاسفانه واقعیت جامعهای رو بیان میکنه که هنوز هم ممکنه در برخی از قومها و روستاها و حتی شهرها وجود داشته باشه.
تلخ بود.... کارهای میثاق خونم رو به جوش میآورد طوری که یه دفعه دیگه اشکم در اومد چون خودم رو جای ثمره گذاشتم...
ولی در نهایت چون با نتیجه تلخی که در انتظارش بودم تموم نشد خیالم راحت شد
تلخ بود.... کارهای میثاق خونم رو به جوش میآورد طوری که یه دفعه دیگه اشکم در اومد چون خودم رو جای ثمره گذاشتم...
ولی در نهایت چون با نتیجه تلخی که در انتظارش بودم تموم نشد خیالم راحت شد
خیلی مرد سالاری را به اوج رسانده.. من کلا تا چند روز بفکر رفته بودم یک شخصیت خشن. دید آدم را نسبت به مردها عوض میکنه یعنی هر چقدر هم دوست داشته باشه بازم بیرحماند 😐 و طوری خانم هارا ضعیف جلوه داد که واقعا با دنیای ما افغانها تطابق داشت 😑 زندگی ما افغانها را البته تا حدودی متاسفانه بیان کرده 😶
کتاب خوبی بود و غلط املایی کمی داشت اما موضوعش، اونم خوب بود اما از یه چیزیش خوشم نیومد اینکه یه مرد حتی اگر نامزدت باشه تورو اون همه کتک بزنه بعد سرت بلا بیاره چطور اجازه میدی یه بچه هم داشته باشی منظورم ثمره هس درسته میثاق خوب بود ولی با اخلاق بدش و اشتباهش داشتن یه بچه اصلا فکر درستی نبود. ممنونم.
درسته کتاب ضعفهایی ازقبیل فحاشیهای بیجا و پرداختن به کلیشههای بی اساس داشت اما این قلم نویسنده بود که باعث شد تا آخر بخونم، دوستان دقت کنیم که دنیای رمان هیچ محدودیتی نداره و لازمه که هر کاراکتری ساخته بشه خوب یابد در دنیایی واقعی هم وجود داره اما با همه این تفاسیر انتظار بیشتری داشتم 💐خسته نباشید
زیاد خوب نبود.
خیلی از فحش استفاده کرده بود.
برای یک نویسنده واقعا زشته که اینقدر متنی پر از حرفهای بیتربیتی بنویسه.
وقتی میخوندمش حس خوبی نداشتم.
نویسنده کاملا داشت مشکلات جامعه رو به رخ ما میکشید.
وقت تلف کنی بود.
اصلا داستان خوبی نبود.
برای نویسنده این داستان آرزوی موفقیت دارم.
خیلی از فحش استفاده کرده بود.
برای یک نویسنده واقعا زشته که اینقدر متنی پر از حرفهای بیتربیتی بنویسه.
وقتی میخوندمش حس خوبی نداشتم.
نویسنده کاملا داشت مشکلات جامعه رو به رخ ما میکشید.
وقت تلف کنی بود.
اصلا داستان خوبی نبود.
برای نویسنده این داستان آرزوی موفقیت دارم.
به نظرم داستان خوبی نبود، نتیجه گیری از داستان اصلا خوب نبود، اگه ازدواج با میثاق بر ثمره تحمیل نمیشد شاید هیچ وقت با پسری صحبت نمیکرد شاید به آرزوهاش میرسید، شاید چادرسر میکرد، ولی در نتیجه گیری ثمره خودش رو مقصر میدونست، میثاق نود درصد کاراهاش اشتباه بود ولی جوری داستان روایت شد که انگار حق با اونه
رمان غمگینی بود ولی به یه موضوع خیلی مهمجامعه اشاره کرده بود که متاسفانه هنوزم پابرجاست. زندگی اجباری و در نهایت تسلیم شدن به سرنوشت، دختر رمان رو خیلی حقیر کرده بود. ولی در کل از داستان خوشم اومد. در حین اینکه به یه معظل اجتماعی اشاره شده بود به عواقبش هم خیلی خوب اشاره شده بود. ممنون از نویسنده
سلام من این رمان رو خیلی وقت پیش خوندم به نظر من اصلا وابدا با معیار جامعه ما مطابقت نداشت اینجا هیچ مردی این رو قبول نمیکنه که زنش یکسال گم بشه بعداز یکسال تازه پیداش بشه و دوباره زندگی رو از سر بگیرن اگه شهرستان ما بود دختره رو میکشتند ولی جدای از این بحث به نظر من اصلا با فرهنگ ما ایرانیا نمیخوند
تو این داستان چقدر مرد سالاری بود. بخاطر یه شک به دختر تهمت میزنن و کتک میزنن ولی تجاوز یک پسر اونم به دلیل غیرت اونم غیرت بیجا بخشیده میشه. اگه دختر هرز باشه ترد میشه ولی پسر بخشیده. آخر داستان به نظر خوب تموم شد ولی به نظر من خیلی غمگین اینجوری زندگی ادامه بدی. اول میخواستم امتیازی ندم ولی واقعیتی که وجود داره.
چارچوب وطرح اولیه داستان خوب ومحکم بود ولی روی شخصیتهای داستان خوب کار نشده بود ما بیشتر نیمی از کتاب رو خوندیم وتقریبا چیزی از شخصیت پدر ارائه نشده بعنوان کسی که با یک تصمیم کل زندگی دخترش رو به فنا رسوند کاش زمان ومکان داستان نیز تغییر میکرد خسته نباشی مطمئنا کتابهای بعدی شما از پختگی بیشتری بر خوردارند
اصلا کتاب خوبی نبود.... همهاش غم.. ناله.... زجر.... تجاوز.... اه رمانهای ایرانی متاستفانه همهاش از بدبختی و بیچارگی و انتظار میگه.... ادم افسرده میشه اینا چیه تو مغز مردم فرو میکنین نمیتونین لذت بخش بنویسید اصلا ننویسید تا با روح و رمان مردم بازی نشه فوق العاده کتاب نحس و منزجر کنندهای بود....
اگر ی نوجوان صفحه ۱۲۶ رو بخونه میدونی درگیر چه مسائلی میشه و از آینده چقدر می ترسه واقعا متاسفم من به عنوان ی جوان تمام مدت استرس گرفتم کاش نوشتی آنقدر واضح در این مورد صحبت نمی کردی و من اصلا از این که شخصیت ی خانم رو آنقدر حقیر کردی تاسف کشیدم کاش هیچ وقت این کتاب رو نمیخوندم که باعث بشه......
آخر داستان فقط حرص میده آدم رو... تمام افکار مردسالاری در نهایت تایید شد و زنها بهش گردن نهادند. از ابتدای داستان منتظر بودم این دختر زنجیرهای ستم رو پاره کنه. نه اینکه آخرش بره به دست و پای همون پدربزرگ و پدر و شوهر و.... بیفته که قبولش کنند. جوونیش تباه شد آخرش هم خوشحاله که بخشیده شده؟
ثمره دختری که قربانی فرهنگ غلط شد، دختری که دوست داشت دانشگاه بره رشته تربیت بدنی بخونه و مستقل باشه، کاش پایان داستان میثاق با کمک مشاور تغییر میکرد و کمک میکرد ثمره به خواسته اش برسه و یک زن مستقل بشه بجای اینکه گوش به فرمان و مطیع باشه. متاسفانه پیام داستان بجای تغییر فرهنگ غلط پذیرش بود.
چقدر یه دختر میتونه حقیر و بی چیز باشه که در نهایت عاشق متجاوز خودش بشه به شخصه جز حقیر نشون دادن زن توی داستان و عادی نشون دادن مردهای دیکتاتور و به اصطلاح غیرتی چیز دیگهای از داستان متوجه نشدم. فقط اگه میخواین خودتون رو آزار بدین و با خط به خط کتاب حرص بخورین حتما این کتاب رو بخونین😂
کتاب رو دوست داشتم نه به خاطر اینکه این تصمیمات و سلطه جویی ها درسته به خاطر اینکه به دور از رویا بافی داستان حقیقی خیلی از خانم ها بیان شده که چه درست چه غلط به این روال شکل گرفته ما نمیتونیم از یه سری اتفاق هایی که اطرافمون میفته چشم پوشی کنیم ولی میتونیم نپذیریم و سعی در اصلاح داشته باشیم ممنون
کلیت رمان مثل همه رمانهای ایرانی بود کشمکش پسر و دختری که یکی تاسرحد مرگ عاشقه دیگری فارغ انتظار داشتم مثل اکثر رمانها باهم همخونه اجباری بشن بعد عاشق هم بشن ولی فرار ثمره کلا غیرمنتظره بوداینکه اخر داستان اشتباهات همو بخشیدن و لجبازی و کنارگذاشتن از نکات مثبت رمان بود خسته نباشید به نویسنده محترم
توی ۶ ساعت کتاب رو تموم کردم. نوشته و موضوع خیلی کشش داشت منو یاد رمانهای میم مودب پور مینداخت. اما طرز فکر دختر داستان شدیدا بی عزت نفس و کم اعتماد به نفس بود و این قضیه در محوریت داستان گاهی شدیدا اذیت کننده میشد. به طور کلی اگر خیلی تاثیر پذیر هستین حواستون باشه که دیدگاههای ثمره اشتباه بود
در خصوص نقد این کتاب باید بگم که خیلی عالی هم پایانی زیبا هم شروعی دل انگیز درکل خیلی قشنگ بود عشقی که مرد داستان به ثمره داشت خیلی ستودنی بود و این که عشق بینشون با گذر زمان خیلی بهتر شد این کتاب خیلی زیبا فهمونده که هر آدمی تو زندگیش به تکیه گاه نیاز داره تکیه گاهی از جنس عشق و سراسر محبت
کاش به جای اینکه از نویسنده نقد منفی بکنید و بگویید کتاب زن رو خوار و خفیف نشون داده... یک مقدار از ایستادگی ثمره هم تعریف میکردید. چون در اون شرایط ثمره تنها کاری که میتونست بکنه همین بود. اون با حال روحی و جسمی بدی که داشت میخواست از بچش محافظت بکنه و موفق هم شد. یک نمونه زن و مادر قوی:)!
چرا نویسنده جایگاه زن رو اینقدر خوار و خفیف کرده
چرا مردها این رو نمیفهمن که زنها برای خودشون شخصیت دارن چرا دارن شخصیت زنها رو خورد میکنن
این کتاب دقیقا داره وضعیت الان کشور رو نشون میده
یه خواهشی از مردهایی که دارن این پیام رو میخونن دارم (خواهشا شخصیت زنها رو خورد نکنید
چرا مردها این رو نمیفهمن که زنها برای خودشون شخصیت دارن چرا دارن شخصیت زنها رو خورد میکنن
این کتاب دقیقا داره وضعیت الان کشور رو نشون میده
یه خواهشی از مردهایی که دارن این پیام رو میخونن دارم (خواهشا شخصیت زنها رو خورد نکنید
متشکرم کتاب جالبی بود از نظر تعقیب و گریز😂
به هر حال پایان خوشی داشت و اما هر چه قدر خوش اتفاقهای ناخوشایندی افتاد و همینطور غیر منتظره
نویسنده بعضی اتفاقات که اصلا مهم نبودند و به رمان چیزی اضافه نمیکرد وجود داشت که فقط وقت انسان گرفته میشد اما در برابر رمانی هیجانی بسیار محدود بود.
به هر حال پایان خوشی داشت و اما هر چه قدر خوش اتفاقهای ناخوشایندی افتاد و همینطور غیر منتظره
نویسنده بعضی اتفاقات که اصلا مهم نبودند و به رمان چیزی اضافه نمیکرد وجود داشت که فقط وقت انسان گرفته میشد اما در برابر رمانی هیجانی بسیار محدود بود.
کتاب خوبی بود ولی با این حال ناراحت کننده بود که بعضی از مردم با این دیدگاه به دختران و زنان نظر میکنند ونوعی مرد سالاری که متاسفانه هنوز هم در جوامع دیده میشه، درکل اگه بعضی بحثهای ارزشی رو در نظر بگیریم خیلی جایگاه زن در جامعه تحقیر شده بود، نمیشه واقعیتهای جامعه رو انکار کرد متاسفانه
افتضاح بود
تو عمرم کتابی ب این داغونی نخونده بودم و واقعا واسهی همچین طرز فکرایی تو جامعه متاسفم ک دختری ک بهش تجاوز میشه ب خاطر تنگ نظری باباش سکوت بکنه و بعدش حاضر بشه بره زیری سقف با مردی ک بهش تجاوز کرده
واقعا میگم واقعا حیف وقت ک بزارین رو این کتاب افتضاح با این سطح فکر پایین
تو عمرم کتابی ب این داغونی نخونده بودم و واقعا واسهی همچین طرز فکرایی تو جامعه متاسفم ک دختری ک بهش تجاوز میشه ب خاطر تنگ نظری باباش سکوت بکنه و بعدش حاضر بشه بره زیری سقف با مردی ک بهش تجاوز کرده
واقعا میگم واقعا حیف وقت ک بزارین رو این کتاب افتضاح با این سطح فکر پایین
عالی نبود، ولی بد هم نبود. بیان کردن بعضی کلمات و جملات زننده بود. ولی آگاهی خواننده از طرف فکر هردو شخصیت داستان جالب بود. بیشتر از این که به یک دختر ناخواسته تجاوز شده و آخر سر اون خودش رو مقصر میدونست خوشم نیومد. و در آخر مرد، سالاری اونم تو این دوره یک خورده زیادی بود.
از نظر مناین کتاب مرد سالاری رو تو جامعه رواج میدهد و علاوه بر اون مردا رو وحشی نشون داده بود که فقط به خاطر غریزهی جنسی و ارضا هوس هاشون با زنا رابطه برقرار میکردن. زنها رو هم بسیار حقیر و تو کرده بود به طوری که شخصیت اصلی داستان حاضر شد با متجاوزش زندگی کنه و خودش رو هم مقصر بدونه.
راستش میشه گفت داستانش با بقیه رمانها فرق داشت، بیشتر شبیه زندگی واقعی خیلی از ادما تو ایران بود، زنهایی که با بیرحمی تحت تسلط مردهایی غیرتی هستن و مردسالاری در خانوادشون موج میزنه، ولی نویسنده اگه یکمی با شکیبایی بیشتر و استفاده از ارایههای ادبی تر نوشته بود خیلی بهتر میشد
با عرض سلام. داستان قشنگی بود و جذاب.... ولی اشتباهات میثاق خیلی خیلی بیشتر از ثمره بود اگه من جای نویسنده بودم یه کم بیشتر میثاق را اذیت میکردم. در اسلام غیرت بسیار پسندیده است ولی تعصب بیجا خیلی نکوهیده وزشت هست که در احدیث به ویران گری خانواده اشاره شده. با آرزوی موفقیت برای نویسنده عزیز
