سلام علیکم
در چند ماه اخیر چند تا خاطره از شهدای مختلف به دستم رسیده که همه ش برای همدان بوده... برای همین تا خاطرات یه نفر را میخونم خاطرات بقیه هم میاد تو ذهنم و همه را میشناسم😂
در طول مطالعه این کتاب، یاد کتاب "یادت باشد" بودم که اونجا هم شهید "حمید سیاهکالی مرادی" و همسرش "فرزانه سیاهکالی مرادی" این کتاب را میخوندند و هی اعتراف میکردند که چقدر شبیه زندگی ماست... و الحق شبیه زندگی شون بود...
من معمولا وقتی کتابی را شروع میکنم از همون ب بسم الله میخونم تا آخر... سخن ناشر و مقدمه نویسنده و همه را بگیر تا آخر... 😂
و معمولا در انتهای کتاب دوباره دور میزنم سخن ناشر و مقدمه نویسنده را از اول میخونم😂
دیدی میگن "قبل از عمل" و "بعد از عمل"
دقیقا "قبل از کتاب" و "بعد از کتاب"😂
پیشنهاد میکنم این کار را انجام بدید...
خصوصا در مورد این کتاب...
حجم این کتاب زیاد نیست... همون یه نصفه روز... اینطوری میگم که تنبلی نشه😜
سلام، کتاب دختر شینا خیلی کتاب زیبایی بود فقط یه مشکل داشت روی جلد کتاب نوشته شده خاطرات قدم خیر همسر شهید ستار ابراهیمی هژیر ولی توی کتاب از اول داستان از اسم صمد برای همسر ایشون استفاده میشد که آدم رو گیج میکرد چون ستار اسمی بود که برادر شوهرشون رو صدا میزدن به خاطر همین تا اخرای داستان که متوجه میشی اسم شناسنامهای صمد ستار هست ولی صمد صداشون میزنن خواننده منتظره ک مثلا یه اتفاقی برای صمد بیفته و قدم خیر همسر برادر شوهرش ستار بشه تا اینکه تو صفحات اخر متوجه میشی اسم صمد در واقع در شناسنامه ستار است به نظرم باید روی جلد کتاب نوشته میشد خاطرات قدم خیر محمدی کنعان همسر شهید ستار ابراهیمی هژیر بعد توی پرانتز برای متوجه شدن خواننده اسم صمد روی جلد نوشته میشد
سلام بنده خودم سابقه 3 سال حضور داوطلبانه در جنگ تحمیلی را تجربه کرده ام اما شهید ابراهیمی و همسر خدابیامرزشان از نمونه های شاخصِ این مرز و بوم هستند فکرش رو بکنید امروزه روز وقتی کسی از خونه درمیاد بیرون و مثلا به یه آدم بد اُغور برخورد میکنه برمیگرده و با خودش میگه: با دیدن این آدم، خوبه که برگردم و الا بد! میارم ولی شهدا از عزیزترین کسان خود دل کنده و عازم ماموریت انتخابی خود میشوند خداوند جزای خیرتان دهد.... و اگر تذکر یا آرزویی دارید (شما خواننده گرامی) بجای افراد عادی، خطابتان به مسئولین باشد و الا من و امثال من آتیش هم که باشیم خودمون و یا حداکثر خانواده مون رو میسوزونیم
جزء بهترین کتابهای خاطرات دفاع مقدس بود ک تا حالا خوندم
سلام و صلوات به روح پاک و آسمانی شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم و امام عزیزمان
و سلام و صلوات به روح پر فتوح خانوادههای عزیز از دست رفته شهدای عزیز و بازماندگان این عزیزان
و سلام و صلوات بر جانبازان عزیز و یادگاران عزیزمان از دفاع مقدس که همگی این عزیزان برای خاک پهناور ایران عزیز حماسه آفریدند
امیدوارم همه ما خاکیان در این سرزمین قدردان تلاش و از خودگذشتگی این عزیزان باشیم و نگذاریم ذرهای از دلیری این مردان خدا پایمال شود🤲🤲
شیر مردان و شیر زنانی بخشی از تاریخ این کشور را ساختند که از خود گذشتند تا هموطنان، فرزندان و آیندگانمان با سربلندی در ایران زندگی کنند، این کتاب نشانگر رشادت شیر زنی است که تمام بار یک خانواده را از ابتدای آغاز زندگی مشترکشان بدوش کشیده است و در بازتاب از خودگذشتگی یکی از سرداران بزرگمان بوده است که در نهایت به درجه رفیع شهادت نایل شده است و چه خوب که نماند تا شاهد خودخواهی، خودبزرگ بینی و سهم خواهی افرادی از انقلاب باشند که کوچکترین نقشی در اعتلاء آن نداشتهاند.
عالی بود خیلی گریه کردم خیلی یاد شهید حاج ستار صمد ابراهیمی هژیذ تا ابد جاودان و همین طور همسر باوفاشون سرکار خانم قدم خیر محمدی روحشون شاد و نزد همسرشون سر سفره اباعبدالله در بهشت روزی بخورند. بی شک اگر سردار حاج ستار ابراهیمی هژیر تونستن تو. جبهه کارهای بزرگی کنن به پشتوانه صبری بود ک همسر مکرمهشان داشتن چه قدر خوبه که این شهید پنج یادگار برامون گذاشتن الهی که همشون عاقبت بخیر بشن
چقدر مرحومه خانم قدم خیر محمدی کنعان رو دوستشون دارم.
خدایا مرا هم پاکیزه کن و شهید کن.
داستان خوب شروع شد و خوب ادامه پیدا کرد اما تنها مشکل من با پایان داستان بود.. پایان داستان یعنی فصل آخر دیگه جزئیاتی که باعث میشد کتاب رو زمین نذاری دیگه وجود نداشت همه چیز سریع میرفت سر اصل مطلب.. به نظرم این موضوع از گیرایی داستان کم میکرد
در کل توی سبک خودش کتاب قابل قبولی بود و من معتقدم هر کتابی که به دست آدم میرسه کاملا حساب شدست از طرف کائنات و قراره یه موضوعی رو به تو بگه.. امیدوارم هر کسی با خوندن هر کتابی رزق خودش رو دریافت کنه و متوجه این موضوع بشه
همسر من از مدافعان حرم هستند. من ۳تا بچه دارم. اولین باری که همسرم به سوریه رفت خیلی اذیت شدم چون بچهها م خیلی گریه میکردن و دلتنگ میشدن
نمیدونستم چه طور آرومشون کنم این سری که خواست اعزام بشه نذاشتم
الان که این زندگینامه رو خوندم خجالت کشیدم
ان شآء الله
ان شآء الله
ان شآء الله با کمک خدا و مدد اهل بیت ع همسرم رو برای دفاع از انقلاب و حرم اهل بیت علیهم السلام یاری میکنم و از خدا میخوام به من استقامت زینبی س بده
اگرچه با خواندن کتاب بخوبی رنجهایی که خانم کنعانی کشیدند مشخص بود ولیای کاش بودند و بزرگ کردن فرزندان و ادامهی راه را که مطمئنا سخت تر بوده برامون میگفتند. روحشون در کنار همرشون شاد باشه. واقعا کتاب تاثیرگذاری بود با خواندن این کتاب احساس خجالت کردم از اینکه برای این انقلاب کاری نکردم.
کتاب متنی روان و جذاب داشت. خواننده را به سمت خود جذب میکرد. بقیه کتابهای دفاع مقدس که خواندم گاه گاه گوشههایی از طنز و شوخی داشت ولی این کتاب سراسر غم و غصه بود. درک کردن این زن و شوهر و اعمال رفتارشان برای من غیرممکن بود. از نظر من چسبیدن به یک بعد و رها کردن بقیه ابعاد زندگی....
با این حال با خواندن این کتاب متوجه میشویم چقدر به شهدا و خانواده آنها مدیونیم
روایت بسیار شیرین و ساده از پشتوانه مردان تاریخ ساز...
این داستان دیدگاه من را به شخصه نسبت به زندگی متحول کرده.
اینجا میتوان نقش زن را به درستی در زندگی دید که چطور در هیاهوی جنگ مسئولیت زندگی را به دوش میکشد و بدون هیچ شکایتی نقش مادری را به معنای واقعی کلمه ایفا میکند...
ای کاش بانوان این سرزمین به خود واقعی خود برگردند و زندگی را بر خود و خانواده شیرین کنند...
با سلام سبک روان وزیبای کتاب انسان را به عمق ماجرا میکشاند وبسیار اثرگذار میساخت درود به روان شهدا که همواره مدیون مجاهدتها ورشادتهای آنها هستیم ودرود به همسران وخانوادههای آنها که مدیون صبوری و مقاومتشان هستیم ودرود بر روایتگران این همه رشادت ومقاومت که لحظات درخشانی را برای فهم و درک یک ملتی به ثبت رساندند.
خیلی کتاب زیباییه. واقعا سادگی متنش آدمو جذب میکنه. داستان بسیار غمناکی داره... خوبه که با خوندن چنین چیزهایی فراموش نکنیم برای آرامش الانمون چه زحمتایی کشیده شده و چه زندگیایی فدا شده... واقعا عالیه. بعد تموم شدنش انقدر بغض داشتم که نشسته بودم فقط گریه میکردم! ☹️☹️ مخصوصا با عکسایی که تهش بود (نسخهی کاغذیشو من خوندم).
خیلی عالی وغمگین بود هروقت میخوانم بغض گلویم را میگردو اشکم درمیاد بخاطر این زن مردی که عاشق هم بودن ولی هیچوقت دل سیر باهم نبودن ,ممنون از خانم ضرابی بابت این نوشته
دختر شینا روایتی ساده و بیتکلف از یک عشق واقعیست. عشقی که وسط سختیها رشد میکند و با صبر و ایمان معنا پیدا میکند. نثر روان و صمیمی کتاب باعث میشود احساس کنی قدمبهقدم همراه زندگی یک انسان واقعی پیش میروی، نه اینکه صرفا یک داستان بخوانی. کتابی که هم دلت را گرم میکند، هم نگاهت را به زندگی عمیقتر. روحشان قرین رحمت
خاطره نگار و نویسنده سعی داشته با متنی با زبان عامیانه مخاطبان عام را جذب کند و همچنین به متن گفتار گونه و روایی نیز پایبند و وفادار بماند. چند فصل ابتدایی گرچه کمی خسته کننده مینماید اما فصول بعدی سعی بر جبران آن را دارد. همانطور که از مقدمه بر میآید نویسنده تلاشی در جهت ثبت وقایع سالهای جنگ و سختیهای آن از منظر همسر یک شهید دارد.
بسیار عالی. بخشهای اول کتاب حتی جزئیترین کارها مفصل بیان شده بود ولی بخش پایانی کتاب که مربوط به شهادت حاج صمد بود خیلی مختصر... من که متوجه نشدم ایشان تو چه عملیاتی و در کل چطوری شهید شدند. من انتظار داشتم زندگی خانم محمدی بعد از شهادت هم نوشته بشه.
سلام کتابهای مربوط به دفاع مقدس و سرگذشت شهدا و رزم و هنگامههای حماسهی خونین آنها بسیار خواندنیاند. در این ژانر کتابهای ارزشمندی مانند: کتاب دا شنهای روان کوشک نورالدین پسر ایران و کتاب حاضر یعنی دختر شینا از کتابهای خواندنی در این موضوع هستند.
کتابراه:
من برای بار دوم این کتابو میخونم. اصلا باور نکردنیه انقد که موضوعش جذابه دیگه اون وسطا حوصلهت سر نمیره که کتابو بذاری کنار و بری جایی.
قشنگ از اول تا آخر کتاب پر از هیجانه😍
فقط اون قسمتی که اسم شخصیت توی کتاب از اول صمد اومده ولی توی شناسنامه ستار یکم گیج کنندهست. 😶
زیبا، نگارش روان و جذاب. عشقی صادقانه و پاک. با احترام به همه آقایون چه قدر رفتارهای مردانه قابل تقدیر، نسبت به گذشته کم شده. شخصیتهای داستان، چه ساده زندگی کردن، صادقانه عشق ورزیدن و صادقانه جاودانه شدن. ولی یه حسرت بزرگ: اینهمه جدایی و سختی به خاطر چیزی که الان داریم؟؟ 😔
ولی سختی بیپولی نکشیده بود که الان ما خیلی باهاش مواجهه هستیم ازبی پولی نانی برای بچههای طفل معصوم خود بگیریم درد بیمحبتی ندیده بود که الان بیداد میکنه تو جامعه😢خودتی و بچه هات. شب تا صبح بیداربمونی سه شب نخوابی که لباس دوخت کنی هزینهاش نان دو روز خونه رو بخری.
خیلی سخته یک زن جوان چند تا بچه کوچک رو دست تنها بزرگ کنه... این قصه خیلی متاثرم کرد چون مادر من هم تو سن 25سالگی با سه تا دختر بچه همسرش رو تو جنگ از دست داد.... خدا رحمت کنه همسر شهدایی رو که دست تنها بودن ولی خم به ابرو نیوردن و استقامت کردن
سلام امیدوارم جوانهای امروزی با خواندن این نوع کتابها به درک درستی از امنیت موجود در کشورمان برسند وهمیشه یاد وخاطره شهدا وخانواده شهدا را محترم بشمارند
خیلی رویایی و کمال گرایانه شهید صمد ابراهیمی رو به تصویر کشید و یه جور تافته جدا بافته از سایرین درستش کرد... ارائه تصویر سازی رویایی از شهدا و رزمندهها فقط باعث سرخوردگی جوونا میشه... ای کاش خوب و بد واقعیت صمدها رو با هم به تصویر بکشن.
بسیار زیبا و تاثیر گذار بود.. من به تازگی صاحب فرزند دیگری شدهام الان دیگه سختیهای بچه داری رو راحت ترتحمل میکنم... چون با سختیهای ایشون قابل مقایسه نیست...
از خودگذشتگی خیلی از زنان و مردان این سرزمین باعث ارامش الان کشور است. همیشه خودم رو مدیون انها میدونم امیدوارم ما هم بتونیم قدردان باشیم. بسیاز زیبا بود ممنون از خانم ضرابی زاده بابت قلم زیباشون
کتاب دختر شینا کتابیست با سلیقههای شخصی و با اعتقادات شخصی، برای بعضیها اوج قله رفتاری هر دو زوج است و برای بعضی دیگر نه میشه بهتر هم از دنیا ودر دنیا زندگی کرد.
زندگینامه شهید و همسرش عمومیت وآموزنده برای همگان نیست. خاص نیست.
بنظرم کتاب بسیار جالبی بود و تفاوت فاحش تفکرات و زندگی جوانان آن دوره با دورهای که درآن زندگی میکنیم کاملا مشهود بود و به ما یکسری ارزشهای واقعی و لازم برای زندگی و خصوصا ازدواج که الان کاملا فراموش شده را یادآوری میکند
یکی از بی نظیرترین کتابهایی بود که خوندم.
کاملا با راوی داستان میشد همزاد پنداری کرد بخاطر نثر روان متن و همچنین گوینده بسیار خوب احساس را به شنونده منتقل میکرد.
بانویی همراه و عاشق و مادری محکم واقعا بارها خوندمو گوش کردم.
با سلام کتاب دختر شینا خیلی عالیه من صوتیشو گوش کردم و پشیمان شدم که چرا این خانم گوینده کتاب به این زیبایی رو با این صدا از جذابیتش کم کرد میتونست خیلی ساده بدون اینکه صدای مرد در بیاره و خواننده رو عذاب بده بخونه
چقدر زیبا یک رابطه عاشقانه سالم وپاک ازنوع روستاییش که حالا اگه نگیم پیدانمیشه کمیاب که هست محبت عاشقانهای که پاک باشه میتونه اینجوری یه خانم خیلی جوون رو سر زندگی وپنج شش بچه نگهداره تا اونارو به سرانجام برسونه و...
عالیییی بود با احترام فراوان به روح پاک این شهید و همسر بزرگوارشان و آرزوی سلامتی برای فرزندان این دو انسان بزرگ... چند روز است که شب و روز زندگی ما شده دختر شینا و عرض ادب و احترام خدمت خانم ضراب زاده
زنی با حیا، صبور، فداکار، شجاع.. خوشا به سعادت حاج ستار به خاطر داشتن چنین همسری و خوشا به سعادت قدم خیر به خاطر داشتن گوهری کم یاب چون حاج ستار.. این کتاب درس بزرگ استقامت است برای نسلهای بعد از خود
خیلی قشنگ بودم. من که اشکم جاری شد. روح این زوج عاشق وباایمان شادخوش به حالشون چه زندگی چه عشقی چه صفاییایشالاه خدا قسمت همه بکنه زندگی کردنو نه فقط زنده بودن روممنون از نویسنده تواناش خدا اجرشون بده عالی بود
بسیار زیبا، جذاب در تمام صفحات من در این کتاب و صحنههای و اتفاقات آن حضور داشتم خندیدم، استرس داشتم، نگران شدم، گریه کردم و عاشق شدم، عاشق لحضاتی وصف ناپذیر، عاشق شهادت، عاشق رهبرم خیلی عاشق تر و مطیع تر از قبل
عالی. خانواده شهدا چشم چراغ ملتند و شهدا شمع محفل بشریت. نمونه کامل از زندگی حیا. عفت. صداقت. ایثار. گذشت. شجاعت. بصیرت. خانه داری. مادر. استقامت. توکل. سادگی. قناعت. اگاهی. معرفت. عشق. و... زبانم قاصر از بیان ان...
بیشتر از هر زمان دیگری دلم هوای آن سالهای بی ریا و مخلص را کرد. واقعا جهاد واقعی را چنین زنان زینبی انجام دادند که با صبر و استقامت خود نشان دادن پیروان واقعی مکتب عاشورا هستند. حاج ستارجان ما را هم نزد ارباب یاد کن...
رمانیه که با زبان ساده و روان از زندگی سخت اما پر از عشق یک زن میگه
معمولا در رمانهای این چنینی بیشتر راجب خود شهید و رفتارهای اون شهید صبحت میشه ولی این رمان کاملا متفاوت از بقیه است و قدم خیر در الویت است
واقعا بی نظیر بود و این کتابها باعث میشه جوانان امثال من خود را بیشتر مدیون رشادتهای رزمندگان و انقالاب بدونن.
من عاشق حاج ستار ابراهیمی شدم و سعی میکنم الگو برداری کنم از رفتار ایشون با خانوادش
🌷🌷🌷🌷✔️✔️✔️✔️✔️
کاش بودنو ادامهی قصهی صبوریشونو برامون میگفتن...
و الان که در بین ما نیستند لااقل خانم ضرابی از زبان بچهها ادامه شو مینوشتن.
در هر حال عالی بود..
روحشون شاد ❤️🥀🌷💐🍃
عالی تر از عالی زیبا تر از زیبا عشق تر از عشق البته که به همه توصیه میکنم که بخوننش ولیای کاش همه درک کنن زیباییشو خیلی دوست دارم از نزدیک ببینم بچههای شهیدو یا اینکه هرچه زود تر به مزار شهید برم
من که آدمی هستم که سخت متاثر میشم و کم گریم میگیره واقعا موقع خوندن بخشهای شهادت از گریه نمیتونستم نفس بکشم. دلم بحال خودمون میسوزه که چطور میخوایم با این وضع مملکت جواب شهدا رو بدیم
بسم الله الرحمن الرحیم بسیار کتاب عجیب و زیبایی بود زندگی این زنان غیور و فداکار، باید الگویی زیبا و جامع برای دختران و مادران امروز باشد و همچنین نشر و گسترش این کتب، وظیفه است بر گردن همه ما...
من نسخه چاپی این کتاب رو هدیه گرفتم و واقعا خوندنش خالی از لطف نبود پیشنهاد میکنم هدیه دادن کتابهایی که دوستشون داریم و میتونن سر لوحه زندگیها قرار بگیرن رو فرهنگ سازی کنیم...
بسیار عالی ولذت بردم، به داشتن اینچنین زنانی در کشورم افتخار میکنم. واقعا چه لحظات سختی رو پشت سر گذاشتن، حتی از گفتن بیماریشان به فرزندان به خاطر اذیت نشدنشان هم خودداری کردند.
کتاب خوبیه. غم انگیزه اما حقیقته. باید خوند تا بفهمیم چه سختیهایی کشیدن در زندگی.. درباره بعد از شهادت، خانم کنعانی از دنیا میرن و میسر نمیشه تا بقیه ماجراها و سختیارو تعریف کنن.
در چند ماه اخیر چند تا خاطره از شهدای مختلف به دستم رسیده که همه ش برای همدان بوده... برای همین تا خاطرات یه نفر را میخونم خاطرات بقیه هم میاد تو ذهنم و همه را میشناسم😂
در طول مطالعه این کتاب، یاد کتاب "یادت باشد" بودم که اونجا هم شهید "حمید سیاهکالی مرادی" و همسرش "فرزانه سیاهکالی مرادی" این کتاب را میخوندند و هی اعتراف میکردند که چقدر شبیه زندگی ماست... و الحق شبیه زندگی شون بود...
من معمولا وقتی کتابی را شروع میکنم از همون ب بسم الله میخونم تا آخر... سخن ناشر و مقدمه نویسنده و همه را بگیر تا آخر... 😂
و معمولا در انتهای کتاب دوباره دور میزنم سخن ناشر و مقدمه نویسنده را از اول میخونم😂
دیدی میگن "قبل از عمل" و "بعد از عمل"
دقیقا "قبل از کتاب" و "بعد از کتاب"😂
پیشنهاد میکنم این کار را انجام بدید...
خصوصا در مورد این کتاب...
حجم این کتاب زیاد نیست... همون یه نصفه روز... اینطوری میگم که تنبلی نشه😜