سلام خسته نباشید میگم به نویسنده موضوع رمان قشنگ بود ولی یه موضوعی که هست اینه که نویسنده خیلی زود از موضوعات رمان رد میشد مثلا بیماری مادرش ویاقسمتهای رودرو شدن با سیاوش که موضوع اصلیشون بود به نظر من بیشتر به خاطره نویسی نزدیک بود واگر که بیشتر روی موضوع کار میکرد رمان بسیار زیباتر میشد وباتوجه به موضوع رمان که تکراری نبود ولی اگر یکم بیشتر موضوع وکش میداد خیلی قشنگ تر میشد بازهم به نویسندهی رمان تبریک میگم انشالله که از انتقاد من ناراحت نشده باشن وشاهد رمانهای زیباتری باشم
گیتا بانو عزیز رمانتان بسیار زیبا بود و خیلی روان و شیوا نوشته شده جا دارد از همین جا تشکر کنم از خانواده هایی که دست کمک بسوی بچه های پرورشگاه دراز کرده و آن ها را به عنوان کودک خود انتخاب میکنند و آن ها را از بی پدر و مادری نجات میدهند و آف بر آدمهایی که دائما این بچه ها را مورد خشم و بی عاطفگی قرار میدهند
رمان خوبی بودش خیلی محاوره ای نبود زیاد به جزئیات نپرداخته بود به درد جامعه و مشکلاتش اشاره کرده بود باید یک فکری برای بچههای شیر خوارگاه بشه خودم خیلی دوست دارم سر بزنم و به بچه ها کمک کنم و عشق بورزم عشق صبوری می خواد که سروش و سپیده با انجامش خوشبخت شدن خیلی نکات خوب و آموزنده درش بود و بدرد بخور
رمان زیبایی بود ولی من دوست داشتم نویسنده در مورد پیدا شدن مادر وپدر واقعی سپیده بیشتر بنویسه دیگه اینکه پدر سیاوش وقتی خودش خواهرزادهاش رو به شیرخوارگاه سپرده چطور میتونه درمورد سپیده ا ینجوری رفتار کنه واورا بی ریشه خطاب کنه
به معنای واقعی مزخرف بود، یه بچه دو ساله میتونه بهتر از این رمان بنویسه، شما با این داستان هاتون فقط به شعور خواننده توهین میکنید، بهتره دست از نویسندگی بردارید