داستان درباره یک زن به نام پاتسی راندلف است.شروع داستان از مطب یک روانپزشک آغاز می شود. پاتسی راندلف وارد مطب یک روانپزشک به نام دکتر هری برنشتاین می شود و ماجرا رابرای دکتر تعریف می کند . شوهرم قصد دارد، من را دیوانه کند در یکی از این ملاقات ها پاتسی به دکتر می گوید که صداهایی را می شنود و این صدای روح پدرم است. من مطمئن هستم که شوهرم این کارها را انجام می دهد. در طول ملاقات هایی که انجام می شد دکتر به شرح حال نویسی و گوش دادن به حرف های بیمار می پرداخت . در طی یکی از این ملاقات ها دکتر به او گفت که به حرف ارواح گوش نکند و سعی نکند که اگر کاری از او خواستند انجام بدهد. و از او خواست که هر چیزی را می شنود ، بنویسد و جلسه بعد با خوش بیاورد. و پاتسی با شوخی به دکتر گفت که ساید جلسه بعد با یکی از آن ها به مطب بیاید. چند شب بعد پلیس به دکتر زنگ می زند و می گوید که به منزل پاتسی بیاید و وقتی دکتر می رسد پلیس آن جا است و پاتسی و شوهرش هم هستند. دکتر موضوع را از پاتسی می پرسد و پاتسی می گوید که صدایی می گفت به بیرون بیاید. پلیس به دکتر می گوید باید این خانم را به بیمارستان ببرند که دکتر مانع می شود. دکتر از پاتسی می خواهد که جلسه بعد با همسرش به مطب بیایند. دکتر از شوهر او می پرسد اگر او دیوانه بشود ثروت او به چه کسی می رسد که همسر پاتسی می گوید به دولت می رسد. جلسه بعد دکتر به پاتسی می گوید آخرین گنجشک سرامیکی را بشکند او هم به منزل می رود و با چکش شوهرش را می کشد و پلیس او را به آسایشگاه روانی می برد.سال بعد دکتر به ملاقات او می رود و به او می گوید که تو کاملا سالمی و می خواستی با کمک من ثابت کنی که روانی هستی یک صورت حساب هست ۱۰ میلیون دلار که اگر پرداخت کنی ازاد می شوی
واقعا درگیرم کرد، هرچند قابل حدس بود ولی کاملا استادانه جلو برده شده بود. مرسی از کتابراه برای این کتاب عالی، باز هم کتاب جنایی خوب جزو برگزیدهها بذار. بعد از «صفیر» از همین نویسنده و «ترسان»، این «صورت حساب» که ترجمهی ایشون بودن، واقعا برگردان قوی داشت. به عنوان دانشجوی روان شناسی و از قبل هم برام همیشه سوال بود که چطور میشه به شواهد بیمار اعتماد کرد؟ توجه و هوش دکتر درحالی که باتوجه به مشکلاتش باید بهشون بی اهمیت میبود، واقعا حساب شده و نشون دهنده سواد و مطالعاتش بود، برعکس رایج درمانگران در محلههای ثروتمند. در واقع اگه جمله: «من به تو کمک میکنم تو هم به من» نبود، به دستیاری در قتل هم میشد به دکتر مشکوک شد. و کاش درباره ازدواجهای قبلی و چطور آشنا شدن و ازدواج شون و همین طور معشوقهها گفته میشد که داستان چی بوده؟ آیا فقط برای یه پیچش داستانی بوده؟ یعنی اصلا معشوقهای در کار بوده یا نقشه شوهر برای گرفتن ثروتش بوده؟؟؟؟؟؟ چون شوهر با نقشه بهش نزدیک شده، زنی ثروتمند که پدری وحشتناک داشته که ازش متنفره و برادری که ارثش رو گرفته و حالا اون هم داره به اسم یه معشوقه با چک جعلی از حساب همون همسر سواستفاده میکنه. و خودش چطور با شوهر دوستش رابطه داره؟؟؟؟؟؟؟
کتاب خیلی جذاب و کوتاه و عالی بود برای کسانی که نخوندن توصیه میکنم حتما بخونن کتاب درباره زنی به اسم پاتسی که شوهرش به اون خیانت کرده و برای کشتن شوهرش دست به کار میشه اما به روشی متفاوت و خاص میره پیش روانشناس اما قبلش بحث دیوانهها را مطالعه کرده و خواسته ویژگی یک دیوانه را داشته باشد تا بتواند از دکتر استفاده کند تا همسرش را به قتل برساند اما چون همیشه آرایش او بی نقص بود برعکس رخت و لباسش که به هم ریخته بود و دکتر پس از مطالعه دقیق درباره دیوانهها کل موضوع را فهمید و تمام پول معالجه را از او گرفت با اینکه از همون اول مشخص بود که پاتسی برای انتقام از شوهرش هول هولکی خودش را به روانشناس رسونده بود اما کتاب خوبیه
ممنون و سپاسگزارم از نویسنده این کتاب و بسیار متشکرم از نویسنده که کتاب هایش را رایگان در دسترس ما قرار داده تا آنها را بخوانیم و لذت ببریم و همچنین ممنونم از کتابراه
داستان جنایی در مورد یک زن بود که خیلی پولدار بود او و شوهرش هر دو حاصل ازدواج مجدد بودند و روزی میفهمد که شوهرش به او خیانت کرده و با چک جعلی از حسابش پول برداشت میکند پس تصمیم میگیرد او را بکشد ولی قصد داشت خود را دیوانه نشان دهد که پس از کشتن شوهر به تیمارستان برده شده و پس از معالجه آزاد شود پس یک شاهد لازم داشت که بفهمد او دیوانه است لذا پیش روانپزشک میرود و در جلسات متعهد وانمود میکند که صداهایی میشنود و میگوید احساس میکند شوهرش میخواهد او را دیوانه کند و او این صداها را درست میکند روانپزشک هم در هر جلسه راهکارهایی به او ارائه میداد اما روزی میفهمد که او شوهرش را کشته است روانپزشک ابتدا ناراحت میشود اما پس از بررسیهای زیاد متوجه میشود که او وانمود میکرده که دیوانه هست.
داستان جذابی بود من فکر نمیکردم که زن شوهرش را بکشد و مدام به شوهرش بدبین بوده اما آخر داستان غافلگیر شدم و بسیار ناراحت کننده بود من در یک رمان خوانده بودم که یک زن تظاهر به جنون میکرده تا مورد توجه قرار بگیرد اما عاقبت به جنون مبتلا میشود و چه بسا میگویند هر که به چیزی تظاهر کند همانگونه میشود.
در جلسه بعدی، پاتسی خیلی پریشانتر از هفته قبل به نظر میرسید. انگاربا عجله لباس پوشیده بود. آشفتگی خاصی در موهایش به چشم میخورد، گویی از آخرین مصرف شامپو برای آنها، روزها میگذشت. در بلوز سفیدش رگههایی از چرک دیده میشد و یقه آن برگشته بود. دامنش هم تعریفی نداشت. در جورابهای ساق بلندش هم باریکههایی از فاصله میان بندها قابل مشاهده بود. فقط آرایش چهرهاش حرف نداشت و با دقت انجام شده بود. با صدای آرام و شرمسازی گفت:
- سلام دکتر.
- سلام پاتسی، بیااینجا... نه! روی تخت دراز نکش. امروز بشین کنار من.
پاتسی با تردید پرسید:
- چرا؟
-بهتره که روند همیشگی رو کنار بگذاریم و برای برخورد با این بحران، منظورم صداهاست، با همدیگه رو در رو صحبت کنیم. " اینم یه مرور بدون اسپویل بر کتاب. بخونید و لذت ببرید
کتاب خوبی بود. کوتاه و جذاب. هر چند که از اول داستان قابل پیش بینی بود که خود پاتسی یک نقشه هول هولکی کشیده تا وانمود کنه که شوهرش داره اون رو روانی جلوه میدهدکه دلایلش هم به درستی توسط روانشناس شناسایی و گفته شد و دقیقا منم همین نظر رو داشتم. اون قسمتی که روانشناس توی خلوت خودش گفت که تو میتونی به من کمک کنی و منم به تو، تنها جایی بود که ترغیب شدم که تا آخر داستان رو بخونم که چه جوری پاتسی میتونه به روانشناس کمک کنه و گرنه بدون این جمله کشش داستان کمتر میشد. هوش روانشناس و شخصیت خاکستریاش رو دوست داشتم. دوست داشتم کتاب چرخشهای زیبایی داشته باشه که نداشت. فقط اون قسمت که پاتسی با چکش به جون شوهرش افتاد میتونه یک نوع چرخش توی داستان باشه. با این وجود خوب بود و ارزش خوندن رو داشت.
کتابی با موضوعی خاص. زنی که معتقد است همسرش به وی خیانت کرده و به همین دلیل در صدد انتقام برمی آید. اما روش انتقام گیری وی بسیار خاص و شیک است. او خود را یک اسکیزوفرن جا میزند و به روانشناس مراجعه میکند.
با زهم رابطههای نامناسب معیوب و ناکارآمد باعث تزلزل خانوادهای شده و آنها به جای حل مشکل به نباش پاک کردن صورت مسئلهاند.
به جای آن که برای بهبود روابطش با همسرش نزد روانشناس برود برای تایید دیوانگیاش به روانشناس مراجعه کرده تا همه بدانند جرمی که میخواهد مرتکب شود در صحت و سلامت انجام نداده است!
چقدر آدمهای خلاقی هستیم ما...
زنان هم قصی القلب شدهاند... و گاهی از مردان پیشی گرفتهاند. دنبا چقدر جای ناامنی شده... زن یک برنامهی بلند مدت چیده تا شوهرش را بکشد...
از مهم ترین نقاط قوت این رمان، فضاسازی مناسب و ایجاد حس اضطراب و هیجان است. نویسنده با ارائه جزئیات دقیق و توصیف موقعیت ها، فضایی واقعی و باورپذیر خلق می کند. همچنین شخصیت های داستان، به ویژه شخصیت اصلی، دارای انگیزه ها و تصمیم هایی هستند که روند داستان را منطقی و جذاب پیش می برد. دیالوگ های روان و سرعت مناسب روایت نیز سبب می شود خواننده بدون احساس خستگی، داستان را دنبال کند. با این حال، رمان بی نقص نیست. تعدد پیچش های داستانی گاهی باعث می شود روایت بیش از حد پیچیده به نظر برسد و برخی اتفاقات کمی دور از انتظار یا غیرواقعی جلوه کنند. همچنین شخصیت های فرعی در مقایسه با شخصیت اصلی، فرصت کافی برای پرداخت و رشد پیدا نمی کنند و بیشتر در خدمت پیشبرد داستان هستند.
کتاب جالبی بود موجز با پایانی غافلگیرکننده! داستان در مورد پرونده درمان یک بیماره که به خاطر شنیدن صدایی خاص که معتقده نتیجه دسیسه شوهرش جهت دیوونه کردنش هست به روانپزشک مراجعه میکنه و اصرار داره که صداهایی که میشنوه نه از روح پدرش بلکه کار شوهرشه. و نسخه و تشخیص عجیبی که از دکتر داستان میخونیم و پایان عجیب تری که رقم میخوره. فقط یک نکته واسم مجهوله اینکه آقای مهرداد مراد بالاخره نویسنده این کتاب بودن یا مترجم؟ آخر کتاب بعنوان نویسنده کتاب ازشون اسم برده شده و روی جلد هم اسمی از نویسنده نیست فقط عنوان کتاب و اسم مترجم اومده که عجیبه!!!
این کتاب فوق العاده بود. بعد از مدتها تصمیم گرفتم یه داستان بخونم و بصورت اتفاقی این داستان رو دیدم. از موضوعات جنایی معمایی خوشم میاد و واقعا تا اخر داستان با لذت و هیجان خوندم. ترجمه فوق العاده و حرفهای بود. این داستان را به دوستانی که موضوع معمایی جنایی دوست دارند پیشنهاد میکنم. یه خداقوت و تشکر ویره خدمت مترجم عزیز و محترم و تشکر و تقدیر دوم هم از تیم خوب برنامه کتابراه که چنین کتابهایی رو بصورت رایگان برای ما قرار میدن و فرهنگ کتابخوانی رو افرایش میدن♥️
راهتون سبز و مانا🌹
داستان جالب و خواندنی و تقریبا کوتاهی بود پایان غافلگیر کنندهای داشت لذت بردم از خوندنش نویسنده ذهن خلاقی داشت و برسی تمام جزئیات بای جمع بندی و پایان کتاب از توانمندیهای نویسنده بود حتما توصیه میکنم بخونینش تلفیق داستان از جنبه روانشناسی مهیج بود ک تونست ثایت کنه برای درگیر کردن ذهن خواننده و غافلگیر کردن ان احتیاجی ب کتابهای طولانی نیست فقط کافیه ذهن قدرتمندی داشته باشین اگه علاقهای ب خوندن. کتابهای طولانی ندارین و میخواین از خوندنی کتاب لذت ببرین حتما این کتابو بخونین
در طرح روی جلد اسم نویسنده وجود نداشت و فقط روی مترجم تأکید شده بود. پایان رمان برای خوانندگان قابل پیشبینی نبود ولی اینکه روانشناس از قبل پی به سلامت خانم بیمار برده بود و در ذهنش کمک متقابل به بیمار را در ازای دریافت ثروت قابل توجهی پیش بینی کرده بود رمان پلیسی رو جذابتر میکرد. بهر حال از یک روانشناس درمانگر انتظار حق سکوت از مراجعه کننده ثروتمندش رو نداریم. چون یک روانشناس ذهن یک ریاضی دان محاسبه گر را ندارد. سپاس گزارم از کتابراه که با مرا کتابخوان کرده است.
ترجمه آقای مهرداد مراد بسیار عالی بود. تایپ کتاب برخلاف بعضی از کتاب ها کامل و بدون نقص بود. اما در مورد خود داستان کوتاه و کامل و بدون نقص. بدون قابلیت پیش بینی آخر داستان. شخصیت ها بسیار عالی پردازش شده بودند و روند داستان بی نظیر بود. تا کنون از آقای جعفری دیور کتابی نخوانده بودم و این اولین کتاب بود و بسیار لذت بردم. هیچ شخصیت اضافه ای در داستان نبود. ممنون از کتابراه بابت به اشتراک گذاری این داستان جالب. 🌹
ایدهی خاص و متفاوتی نداشت و برای کسایی که ژانر جنایی میخونن قابل حدس بود. جذابیت نداشت اما خوب بیان شده بود هرچند به نظرم اگه ایدهش به صورت یه کتاب کامل با گرههای داستانی، ظرافتها و پیچیدگیهای بیشتر نوشته میشد میتونست جذابیت و پیچیدگی بیشتری داشته باشه ولی به عنوان کتاب کوتاه بد نبود. اگه خیلی اهل رمان جنایی نیستید و فقط میخوایید برای تنوع یه امتحانی کنید، واسه وقت گذروندن خوبه.
سلام...
اول فکر کردم دکتر نقش منفیه... اما از وقتی شوهره رو تشویق به سخت گیری کرد... حدسم رفت به زنه... ولی نتونستم دلیل محکمی به عنوان انگیزه کشتن شوهرش پیدا کنم... دلیلی هم که دکتر توضیح داد.... چندان قاتعم نکرد...
اما به عنوان یه داستان پلیسی کوتاه... واقعا خوب بود... ترجمه هم خیلی خوب بود... فقط بعضی جاها... بخصوص اوایل داستان... غلط تایپی وجود داشت...
عالی بود و برای این کتاب هم میشود فیلمنامهای ساخت و از آن فیلمی سینمایی به نام (صورت حساب) که بر اساس کتاب است ساخت. البته باید حقوق قانونی نویسنده و حق اقتباس هم رعایت شود که در نظر قبلی به آن اشاره نکردم. ترجمه کتاب عالی و روان بوده است. امیدوارم روزی از این اثرها فیلم سینمایی ساخته شود.
در کل آثار آقای دیور عالی است
توصیف با یک کلمه: شاهکار....
درود. خلق شاهکار های کوتاه تعلیقی و معمایی از آقای جفری دیور دور از استبعاد هم نیست. هنر و استعداد نویسندگی این نویسنده حتما در آینده شکوفا خواهد شد و در آینده ای که به زودی فرا خواهد رسید، ایشون به بزرگترین جنایی نویس قرن مبدل میشن . حتما ارزش خوندن داره. مخصوصا اینکه نکات ارزنده ای رو درباره ی جنون ذکر میکنه.
کتاب "صورتحساب" اثر جفری دیور یه داستان جذاب و هیجانانگیزه که شما رو تا آخر کتاب با خودش همراه میکنه. دیور توی این کتاب همونطور که ازش انتظار میره، با معماهای پیچیده و شخصیتهای جالب، یه داستان جنایی پر از تعلیق و پیچیدگی میسازه. اگر دنبال یه کتاب معمایی و پر از اتفاقات غیرقابل پیشبینی هستید، "صورتحساب" رو حتما بخونید!
کتاب خیلی خوب و سرگرم کنندهای بود از همون اول که تو کتاب گفته بود لباساش نامرتب بود ولی ارایشش بی نقص بود میدونستم یه مشکلی اینجا هست ولی واقعا فکر نمیکردم که اونکارو بکنه و یه موضوعی که اخر داستان خیلی اذیتم میکرد این پولی بود که از بیمار به عنوان حق السکوت گرفت بود اگر قسمت اخر نبود واقعا بهتر میشد
داستان جالبی داشن اینکه یه نفر بخاطر خیانت همسرش و اینکه همسرش از حساب اون با کلک برداشت می کرد البته اون خانم هم خودش به شوهرش خیانت می کرد که روانشناس داستان متوجه میشه که این خانم اصلا بیمار روانی نیست و تمارض میکنه البته دکتر برای اینکه به نفع اون خانم شهادت بده قبلش از اون درخواست یک میلیون دلار میکنه
باسلام کتابی عالی و جذاب با موضوعی متفاوت. نویسنده طوری داستان را شروع کرد که ما فکر کردیم زن مظلوم است در حقیقت زن خودش رابه دیوانگی میزد تا شوهرش را بکشد و روانشناس با زیرکی به، نقشه زن پی برد و نویسنده به این زیبایی داستان را به پایان برده بود واقعا عالی بود لذت بردم و توصیه میکنم حتما بخونید با تشکر از کتابراه
به نظر من کتاب تمیز و با قلمی روان و زیبا نوشته شده بود. نکتهی مهم کتاب که نقطه قوتش هم هست کوتاه و موجز بودن کتابه. توی 52 صفحه یه داستان پلیسی هیجان انگیز رو درآورده. حس فیلمهای پلیسی رو به آدم منتقل میکرد. من دوستش داشتم. قلم قشنگی داشتین.. به نظرم توی این ژانر خیلی موفق بشین.
عالی از نظر من واسه یک نویسنده ایرانی خیلی خوب جالب و سرگرم کننده بود من خودم عاشق داستانهای جنایی هستم وتو ستاره دادن بسیار با دقت عمل میکنم ولی به این کتاب عالی را دادم چون ارزشش را داشت باتشکر از نویسنده ناشر و برنامه خوب کتابراه بابت منتشر کردن همچین کتابهای خوبی ممنون
داستان کوتاه و جالبی بود راجع به بیماری هست که به یک پزشک روانشناس مراجعه میکنه و پایان خیلی جالبی داره ## اسپویل ## نشون داد که یک پزشک چقدر میتونه با علمش و نکته سنجی حقیقت رو از دروغ تشخیص بده و حقیقتا جایی که بیمار مرتکب اقدام خشونت آمیز شد شوکه کننده بود
داستانی کوتاه خوش خوان و مبتنی بر غافلگیری است که بیشتر از هرچیزی روی شوک پایانی حساب میکند اثری مناسب برای یک نشست کوتاه مطالعه که ذهن را درگیر میکند اما ماندگاریش بیشتر وابسته به همان پیچش نهایی است تعلیق قوی و پایان بندی هوشمندانه ای داره اما شخصیت پردازی قوی به نظرم نداره
داستان روانشناختی قشنگی بود. درباره زنی پولدار به نام پاتسی که به روانپزشکی مراجعه میکنه و ادعا میکنه صداهای پدرمرحومش رو که باهاش بد بوده میشنوه و شوهرش میخواد اونو بکشه. دکتر که مردی جاه طلب. وموذی بود. نتیجه میگیریم هیچوقت به هیچکس حتی روانپزشکتون اعتماد نکنید😏
خیلی جالب بود یک داستانی که از ابتدا نمیتونستی هیچ حدسی از پتیانش بزنی یا اصلا انتظار همچین پایانی ازش نمیرفت انگار که یه فیلم ماجراجویی داشتی میدیدی عالییییییییی بود عالیییییییییییخیلی زیبا بود هر چی بگم بازهم کمه خیلی ممنون ک چنین کتابهای خوبی رو در اختیار ما میگذارید
یک کتاب بسیار زیبا و جالب و خواندنی استاین کتاب انسان خواننده را جذب می کند و انسان را وادار می کند آن را در طول یک روز تمام کندجفری دیور نویسنده ی نسبتا محبوب توانسته داستان را به خوبی از آب درآورد. حتما خواندن این کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم
از نظر من کتاب خیلی قشنگی بود من کتابهایی که نشه پایانش رو حدس زد خیلی دوست دارم یعنی درواقع یک جورایی سوپرایز بشی آخره کتاب اگه شمام جزو اون دسته کتابخونایی هستید که دنبال کتاب جنایی معمایی هستید صورتحساب از همون دسته ست خوندنش رو حتماً پیشنهاد میدم بهتون
کتاب خوبی بود. چکیده داستان موضوع زن و مردی بود که هردو ازدواج دوم هم دیگر بودن و مرد به زن خیانت کرده بود حالا زن میخواست نقشهای بکشه تا مرد رو بکشه. این کتاب بیشتر تا خلاق ما آدمها رو در قالب جرم و جنایت نشون میده ممنون از کتابراه عزیز
سلام به همگی شرمنده من هنوز این کناب رو مطالعه نکردم اما یک خواهش از دوستانی که نظر میدن دارم لطفا فقط نظر بدید چون من برای تهیه کتاب نظرات رو میخونم و خیلی برام ارزشمنده اما خواهشا اسپویل نکنید من الان اومدم هر نظری رو بخونم دیدم خطر اسپویل داره
نویسنده کتاب، جفری دیور هست. اما روی جلد کتاب، فقط اسم مترجمه! در انتهای کتاب هم با درج سایت مترجم، نوشته ایشون نویسنده است! واقعا جای تعجبه که همچین خطایی انجام بده انتشارات. لطفا به نویسنده کتابها احترام بذارید!
راجب قرار ملاقات های دو نفر در مطب روانپزشکی هست که بیمار از مشکلاتش با همسرش میگه و همینطور از خطراتش، من رو یاد چند داستان دیگه هم میندازه این کتاب، رمان پرکششی بود و هیجان انگیز، من که دوستش داشتم به شما هم پیشنهاد میشه
بسیار عالی، آموزنده و جذاب بود. البته دردناک و تکان دهنده. برای من، که اصلا انتهای داستان قابل حدس نبود و همچنان معمایی و رازآلود باقی موند. اصلا فکر نمی کردم اینقدر خوب باشه، فقط می خواستم یه چیزی خونده باشم؛ اما کلی نکته یادگرفتم.
کوتاه و جذاب. خوندنش رو توصیه میکنم. درک نمیکنم که چرا در همه جای دنیا قوانین طلاق انقدر مشکل دارن که حتی با وجود پرونده های واقعی از قتل زن و شوهرها بدست همدیگه (چون نتونستن بطور قانونی از دست هم خلاص بشن) هنوز بازنگری نشدن.
رمان راجع به جلسه مشاوره روان درمانی یک مراجع و یک روان شناسه... اشتباهی که شاید از یک روان شناس تازه کار هم بعید باشه، ازاین دکتر سر میزنه داستان تخیلیه و متاسفانه وجهه روان شناسی و دکترهای روان درمانگر رو خدشه دار میکنه
کوتاه مفید و غافلگیر کننده بود
روانشناس با زیرکی تمام دست اون زن رو خوند
و حق سکوت ازش گرفت
با اینکه کتاب مختصر بود و توضیحات و فصلهای زیادی نداشت ولی مفید بود و نمیتونستی پایانش رو حدس بزنی
خیلی دوست داشتم ممنون از کتابراه
زیادبه کتابهای روانپریش علاقه مند نیستم به خصوص که از اول حس میکروم این خانم زیاد نقشش رو خوب بازی نمیکنه والان که سایر نظرات رو خوندم فهمیدم در ادامه کتاب معلوم میشه حدسم درست بوده و الکی نقش بازی کرده
عجب ذهن خلاقی داشته نویسنده چند تا ایده خوب بهم یاد داد اول اینکه به کسی اعتماد نکنم و دوم این که هر کی خوب به نظر میرسه خوب نیست سوم اینکه کسی که زیاد داد و بیداد میکنه قربانی نیست میتونه خود قاتل باشه 👍
داستان هرچند کوتاه بوده ولی از جذابیت داستان کم نکرد، این داستان جنایی تفاوتیهایی با سایر جنایات متداول داشته، خصوصا اینکه پاتسی برای انتقام خیانت شوعرش، با روانشناسش به نوعی خیلی شیک همکاری و همدستی داشتن.
با سلام کتاب بسیار جالبی بود. فقط از اخاذی دکتر روانشناس خوشم نیامد. به عنوان یک روانشناس بایدربگم که کسانیکه این رشته رو نخواندند 90درصد پاک سوالم هستن حالا چی تو ایران چه در خارج از ایران اصو ل راخلاقی را رعایت میکنن
داستان زیبایی داشت با پایان بندی غیر مترقبه واقعا.. منطق داستان به موقع خواننده رو غافلگیر می کنه👍 توصیه میکنم اگر به دنبال داستان کوتاه و معمایی هستید کتاب صورتحساب رو حتما مطالعه بفرمایید.
داستان شسته و رفته خوبی بود. کوتاه و جذاب نقد؛ اینکه نویسنده و مترجم درسته که در یک راستا هستن اما با هم تفاوت زیادی دارن و برای هر اثری لازمه که هم نام نویسنده اصلی و هم نام مترجم کنار هم آورده بشه.
پایان فوق العادهای داشت. حس میکنم کمتر کسی میتونست همچین پایانی رو حدس بزنه و این زیبا بود یک جورایی این قضیه که انقدر متفاوت با توقع خواننده تموم شد، باعث شد که داستان گیرایی داشته باشه.
این کتاب خیلی پسندیدم درمورد زنی بود که سعی کرد خودشو روانی نشون بده تا شوهرشو بکشه وبه دام نیوفته ولی آخرش جالب بود که یه روانشناس هم به خاطر پول از وجدان کاریش گذشت در کل داستان جالبی بود
اوه واقعا فوق العاده بود نحوه چیده شدن وقایع و اینکه سعی میکرد خواننده رو با نکاتی داخل کتاب که خیلی پیش پا افتاده بودن مطلع کنه از آینده که در آخر جمع بندی میکرد این کتاب رو زیبا جلوه میداد
ترجمه خوبی از یک داستان کوتاه غافلگیرکننده ● زنی که با مشکلی پیش یه دکتر روانشناس میره تا بهش کمک کنه، دکتر روانشناس خیلی باهوش.... از پایانش مخصوصاً جا میخورین، خوندنشون رو جداً توصیه میکنم.
داستان کوتاه جنایی جالبی هست. زیاد شلوغش نکرده و مستقیم اصل مطلبو مطرح کرده و تمام. اینکه انتخاب دکتره درست بوده یا نه خودش جای تامل داره و باز هم این خاصیت غیر قابل پیش بینی بودن انسان ها
داستان روانشناسی و پلیسی با حالی بود با اینکه کوتاه بود اما خیلی قشنگ بود و اطلاعاتی جالبی در اختیار خوانندگان قرار میداد من از خواندنش لذت برم ممنون از کتابراه