رمان جالبی بود چند روز برای خوندنش وقت صرف کردم سرگرم کننده بود به نظر من این داستان به خوبی گویای این مسأله بود که روابط خارج از چارچوب برای دختر و پسر آخر و عاقبتی ندارد با تشکر
من فکر میکردم غزل برمیگرده پیش فرزین اما دختریه دیوونه برنگشت من وقتی این داستان رو خوندم اشک نو چشام جمع شد کاش به حرف پریسا خانم گوش میکردم؟!من اصلا نمیتونم با آخر داستان کنار بیام!!!!
ولی حیف غزل و، سروش نباید اینجوری تموم میشد:- (اخرشم خیلی اکشن بود خودکشی غزل هم خیلی بد بود اصلا از شخصیت غزل انتظار خودکشی نمیرفت:- ( بهر حال ک بد نبود و اشکمو در اورد
عالى بود ولى سروش غزل نمیمردند بهترمیشد این رمان یه ایرادات داشت الراشد این بود که بچه نگینو سرور بزرگ شدن این نشون میده که از اون واقعه خلیى سال گذشته پس زمان غزل گوشى وجود نداشت
کتاب خوبی بود اما خیلی از صفحات تکرار شده بود و مجبور بودم بگردم دنبال صفحه خوانده نشده. و اینکه کسی که دانشجوی پزشکی بوده سطحش در حدی نیست که وارد قاچاق بشه و بقیه رو معتاد کنه.
فوق العاده داستان زیبایی هستش البته داستان تارا به نظرم محور و موضوع اصلیه داستان هستش که از زبون خودش تعریف میشه و جذاب و گیراس و آخرش حیف که به مرگ ختم میشه ایکاش بهم میرسیدند
نه این نظر به این داستان نمیخوره اگه نویسنده میخواست داستان پایان خوش داشته باشه باید یا سی بعد از قال گذاشته شدن توسط نوید به خانواده اش بر میگشت تا عشق غزل و سروش براش عقده نشه
این رمان خیلی غم انگیز بود نباید سرنوشت غزل انقدر بد تموم میشد و من هنوز هم بعد از یک هفته هنوز با به یاد افتادن به این رمان ناراحت میشم
ولی با همین وجود بازم عالی بود
عالی بود دوست دارم بدونم چطور ازداستان به ذهنتون رسید؟ 😊 شما واقعا عالی هستین من فقط خودمو با این حرف قانع کردم: این رمانه و درستی نیست اگه این حرمو نمیزدم گریه میکردم مرسی♡
سلام کتاب طلسم شده کتاب جالبی است من خوندم و به شما عزیزان هم پیشنهاد میکنم بخونید انشاالله که کتابهای بیشتری در این زمینه از شما ببینم اقای قاسمی و خسته نباشید به شما عرض میکنم
عالی بود واقعا لذت بردم در از هیجان عشق و احساس میشد همهی اتفاقات داستان رو حس کرد و ادامه داد تا انتهای داستان چه میشود. قلمی بسیار قوی داشت. در کل پیشنهاد میدم بخونید
متاسفانه تایپ خیلی اشکال داشت و خطادر صحیح بودن کلمات نیز بود قسمتهایی از صفحات دو بار چاپ شده بود
داستان خوب بود و اصلا پایان داستان رو فکر نمیکردم چنین باشه
پایدار باشن
من اولین باری که این کتاب رو خوندم حدودا ۴سال پیش بود اگر اشتباه نکنم و به شدت جذب این داستان شدم شاید خنده دار به نظر بیاد اما این باره چهارمه که دارم این کتاب رو میخونم👏🏻👏🏻
من صفحهی ۱۰۰بودم که یکباره رفتم صفحهی ۱۷۳و کامل این صفحاتی را که نخوانده بودم توانستم بفهمم چه اتفاقی افتاد خیلی پایان بدی داشت تمام ذهنیاتم به هم ریخت
خیلی بد تموم شد من تا یه مدت به یه نقطه خیره میشدم به سروش بدبخت بخت برگشته فکر میکردم گریم میگرفت منکه اولش فکر میکردم سروش اخرش بیاد بگه من زندم حیف خیلی بد تموم شد
جالب بود من از همون اول هم از یاسی و نوید بدم اومده بود و این که اول داستان خواننده فکر میکنه داستان نگین قراره گفته بشه ولی بعد عوض میشه با حال بود خوشم اومد.
داستان متفاوت وجالبی بود، واقعیت جامعه الان ما که به هیچ دوستی نمیشه اعتماد کرد، ایرادشم این بود که صفحات تکراریه زیادی داشت، کلماتم از نظر تایپ مورد داشت
نوسیندههای محترم داستانهای عاشقانه خواهشن به فکر خواننده داستان هم باشید. آخه چه اشکال داره یه بار هم داستان خوب تمام شه چرا همیشه باید انقدر تلخ تمام شه چرا؟ چرا؟:- (
من موندم چرا باید دانش اموز دبیرستانی انقد بیرون از خونه با دوستاش باشه اونم با پسرا، که اخر و عاقبتش. هم به اینجا بکشه چرا دارین یه فرهنگ غلط رو تو جامعه باب میکنین؟
خیلی خوب بود... ولی خیلی غم انگیز تموم شد. آخرش شوکه شدم. ولی یچیزش بد بو فقط. دنیا اونقدرم کوچیک نیست همش با هرکی روبه رو میشدن فامیل یا آشنا در میومدن
اخرشو اصلا حدس نمیزدم، خیلی تکراری داشت، خیلی هم غلط املایی داشت باید خودم حدس میزدم، اوایلش خیلی اسامی اضافه شد که باعث شد گیج بشم کی به کیه اما در کل خیلی خوب بود
زیبا، جذاب وآموزنده نوشته شده بود اما بهترمیشد اگه آخرش دلگیر تمام نمیشد. باتشکر درضمن پیشنهاد میکنم جلد۲را درمورد فرزندان سینا وروزبه بنویسید اما کمی شادتر ازقبل
متن یخورده به خاطر اشتباهات تایپی مشکل داشت ولی قصه أوج و گرههای فوق العادهای داشت که به نظرم میتونم برای تبدیل کردنش به فیلم بهش فک کنم البته با همکاری نویسنده
خیلی خوب نبود. همش موضوع تکراری بود. هی بحث این بود که برن و بیرون و کوه از اول تا آخر و تکرار میشد. آخرش هم که بیخود بود میتونست خیلی قشنگ تر تموم شه
غلط املایی زیاد داشت ولی در کل باید در انتخاب دوست دقت کرد.... این رمان کش دار بود و تراژدی غم انگیزی بود... ولی در نتیجه گیری باید گفت که به آدمها به راحتی اعتماد نکنیم.
این داستان بسیار ناامید کننده بود و واقعا بیمحتوا....... اول خوب ولی آخرش فوق العاده چرند البتهحدس میزدم این طور باشه.. کاش قبل از خوندنش نظر هارا میخوندم
وای که چقد اشتباه نگارشی و تکرار پاراگرافها روی اعصاب رژه میرفت چندبار نزدیک بو د بیگوشی بشم. ضعیف از همه لحاظ. پشت دستم رو داغ میکنم دیگه رمان ایرانی نخونم....
واقعا زیبا و تلخ و تاثیر گذار بود کاش پاکی غزل با مرگ سروش از بین نمیرفت ولی پایانش رو دوست داشتم مثل افسانه ققنوس بود از خاکستر عشق غزل و سروش یک عشق جدید شکل گرفت....
یه دختر تحصیل کرده که دانشجوی پزشکیه و خانواده محترمی داره چطور یکدفعه قبول میکنه بشه سردسته باند قاچاق قرص روانگردان؟ این توی داستان خیلی غیر قابل قبوله
داستان کتاب خواننده رو به خوبی به دنبال خودش میکشید تنها نقطه ضعف داستان اتفاقات بیشمار و پر تعدادی بود که بدون اونها هم داستان مسیر خودش رو ادامه میداد
داستان قشنگی بود. تنها اشکالش به نظرم حسادت یاسی به غزل بود که باعث اتفاقات بد داستان شده بود. این نوع داستان ممکنه ذهنیت خواننده رو نسبت به بقیه عوض کنه.
اغراق آمیز بود و پایانی بسیار تلخ داشت به طوریکه روحیهی آدمو خراب میکرد، اما در کل داستان خوبی بود و نکته هایه مثبت زیادی داشت... شخصیت سروش هم عالی بود.
رمان جالبیه ولی این که تو خلاصه داستان نوشته درباره نگینه به نظرم مسخرس رمان همس در باره غزله ولی آخرش خیلی بد تموم شد درکل ارزش این که خونده بشه رو داره ممنون
نباید اینطوری تمام میشد.. بنظرم امید رو از خواننده میگیره. کسی که یذره زندگیش شبیه یکی از شخصیتای داستان باشه باخوندن این داستان اززندگی دست میکشه ومیگه من طلسم شده ام.
بخاطر تلاشتون ممنون.. ولی من لذتی نبردم میتونست بهتر از این باشه آخر کتاب از خستگی فقط میخواستین جمعش کنید از به جاهایی فقط گم کردین همه چیزو به هر حال موفق باشین.
رمان قشنگی بود غلط املائی زیاد داشت ولی در کل رمان جالبی بود و میتوان نقش والدین در زندگی فرزندان و همین طور حسادت افراد و تاثیر آن در زندگی رو نتیجه گرفت
این کتاب واقعا عالی بود و امیدوارم تو واقعیت این اتفاق برای هیچ کسی نیوفته. از دوستان میخوام اگه کتابی که داستانش واقعی هست به من معرفی کنه لطفا. ممنون میشم
یعنی رسما این صحنه که جیمز باند بیاد تو و غزلو بکشه و به نگین بگه آیم باند جیمز باند کم بود آخرش!!!! چرا نویسنده داستانو اینقد خراب کرده بود نامشخصه ولی حیف داستان!!!!
sara akbari ممنون از نظرت دوست خوبم. خوشحالم افرادی هم هستند که رمان رو صرفا جهت سرگرمی نمیخونن. بله من با اینکه سن کمی داشتم اما دوستیهای خیابونی دغدغهام بود
بسیار زیبا بود کاش سروش و غزل بهم میرسیدن.. من ک خیلی تحت تاثیر این کتاب قرار گرفتم.. ولی کاش آخر داستان زود تموم نمیشد چون بهرحال این داستان درمورد نگین نوشته شده بود
سلام من نصفه خوندم اما با کامنتای بقیه موندم بخونم یا نه. از بعضیها هم فهمیدم که هجده سالته و این رمان نوشتی من سیزده سالمه و یه رمان نوشتم. ولی به هر حال قشنگه
چند روز برای خوندنش وقت صرف کردم سرگرم کننده بود
به نظر من این داستان به خوبی گویای این مسأله بود که روابط خارج از چارچوب برای دختر و پسر آخر و عاقبتی ندارد
با تشکر