یک سلام و یک دوستی تازه... کتاب میو میو سلام سلام! یک قصهی کودکانه به قلم علی آقاغفار است که ماجرای آشنایی نرگس با یک پیشی کوچولو را روایت میکند. این داستان آموزندهی کودک با زبانی شیرین و طنزآمیز، بچهها را با اهمیت مهربانی و دوستی با حیوانات آشنا میسازد.
دربارهی کتاب میومیو سلام سلام!
با یک سلام ساده هم میشود دوست پیدا کرد، حتی اگر زبان همدیگر را متوجه نشویم. علی آقاغفار در کتاب میومیو سلام سلام! ماجرای دوستی نرگس و پیشی را تعریف میکند، دوستیای که با یک سلام ساده شروع میشود. نرگس در حال بازی با عروسکش است که ناگهان پیشی را میبیند که از پشت پنجرهی اتاق به او نگاه میکند.
نرگس ذوقزده میشود و به گربه سلام میکند. گربه با میومیو کردن به او جواب میدهد. این وسط یک مشکل کوچک وجود دارد؛ نه نرگس زبان پیشی را بلد است و نه پیشی از حرفهای او سر در میآورد. حتی وقتی گربه میخندد، نرگس فکر میکند که گربه دارد دندانهایش را به او نشان میدهد و میخواهد او را بخورد. اینجاست که پای مامانِ نرگس و مامانِ پیشی به ماجرای این دوستی باز میشود.

آموزش مهربانی با حیوانات به کودکان
علی آقاغفار با شرح یک قصهی کودکانه، بچهها را با خود همراه میکند تا دوستی با حیوانات را به آنها آموزش دهد. بچهها در کنار خندیدن به گفتوگوی بامزهی نرگس و پیشی، یاد میگیرند که حیوانات هم احساسات و نیازهای خودشان را دارند و برای نزدیک شدن به آنها باید با محبت و احتیاط رفتار کرد. توجه به مادر بچهگربه و غذا دادن به هر دوی آنها نیز فرصتی برای شناخت ضرورت مراقبت از حیوانات است.
پس اگر میخواهید با یک کتاب آموزندهی کودک، اهمیت مهربانی، همدلی و دوستی با حیوانات را به زبانی ساده به فرزندتان یاد بدهید، با خرید کتاب میو میو سلام سلام! فرصتی فراهم میکنید تا او همراه با نرگس، راه دوست شدن با یک پیشی بازیگوش را کشف کند.
کتاب میومیو سلام سلام! برای شما مناسب است اگر
- کودک 6 تا 8 سال دارید و میخواهید با یک کتاب مصور کودک اهمیت دوستی با حیوانات را به او بیاموزید.
- مربی یا معلم هستید و برای آموزش مهربانی با حیوانات به کودکان، در پی یک داستان آموزنده میگردید.
در بخشی از کتاب میو میو سلام سلام! میخوانیم
مادر بچه گربه زیر سایهی دیوار نشسته بود. او هم نرگس را دید، اما میو میو نگفت.
گنجشکها روی درخت وسط باغچه، سر و صدا میکردند. گربه به گنجشکها نگاه کرد؛ بعد پشت دستش را لیس زد و به صورت کشید.
نرگس گفت: «سلام پیشی!»
پیشی گفت: «میو، میو!»
نرگس مثل بچه گربه جواب داد: «میووو، نیووو!»
پیشی به مامانش نگاه کرد و گفت: «من میگویم سلام، سلام اما این میگوید چلام، چلام!»
پیشی خندید. نرگس دندانهای بچه گربه را دید. ترسید و کمی عقب رفت. بعد، فریاد زد: «مامان! مامانی! پیشی میخواهد من را بخورد!»
مادر نرگس خندید و گفت: «پیشی که از تو خیلی کوچولوتر است. حتماً میخواهد با تو دوست بشود.»
پیشی به شیشهی پنجره نزدیکتر شد و گفت: «مئو، مئو!» نرگس رفت جلوتر. خندید و گفت: «نئوو، مئووو!»
بچه گربه دوباره به مادرش نگاه کرد و گفت: «ببین مامانی! من میگویم اسم من مئو مئو است اما این میگوید: بیا، نیا!»
من از این میترسم.
بله





















