داستان آنقدر خوب و با جزییات روایت می شود که خواننده خود را در آن فضا حس می کند به شخصه گویی در این چند روزی که شروع به خواندن کردم و به پایان رسیدم آن حال و هوای برادران بی خانمان را با خودم حمل می کردم به طوریکه تا فرصت خالی پیدا می کردم سریع می رفتم سراغ کتاب تا ببینم چه خواهد شد اما از جنبه اجتماعی که بنگریم کودکان و نونهالان قربانی اصلی جوامعی هستند که خانواده در آن کمرنگ و کم اثر شده است بله خانه را نمی شود دزدید اما خانواده را خیلی ها می خواهند بدزدند و گام اولشان این است که زن در جامعه کالا شود وقتی کالا شد؛ عفت و ارزش و مهر و وفاداری را از او می گیرند و در نهایت مادر شدن و بودن که محور تشکیل جامعه است مخدوش و یا نابود می شود. با عفت و پوشیدگی و توصیه حیا به فرزندان می توان برادران لو نوعی را نجات داد! نقشی که برای زن تعریف شده مادر است مادر بودن است نماد مهر و ایثار و وفاداری...
ناکارامدی سیستم هایی که مثل پلیس و دادگاه و مددکاری و مدرسه در واقع برای حمایت از خانواده و افراد درست شده همیشه باعث میشه افراد در چرخه منفی بزهکاری بیفتند