موضوع روابط دختر و پسر از مهمترین و حساسترین موضوعات مطرح در روابط بشری است. همواره بخش عمده ای از مباحث روانشناسی در علوم انسانی، به صورت دقیق و موشکافانه، به این موضوع میپردازند و زوایای گوناگون آن را میکاوند.
نیاز به جنس مخالف، تمایل به او و آسیبهای این نیاز، معمولاً در سنینی اتفاق میافتد که سرنوشت یک عمر زندگی مشترک و حیات اجتماعی و خانوادگی افراد در همان سنین در حال شکل گیری است. و این، اهمیت و ظرافت این بحث را دو چندان میکند.
جامعه و به خصوص فرهیختگان و روانشناسان و متولیان امور فرهنگی، میبایست با حساسیت و تیزبینی این دورهی حیات جوانان را بکاوند و در اندیشهی گذراندنِ به سامانِ این دوره، برای سرمایههای اصلی کشور- یعنی جوانان- باشند.
نپرداختن به مسائل جنسی، عاطفی، نیاز به جنس مخالف، روابط بین دختر و پسر، حجاب و ضرورت آن، دلایل عقلی و حدود احکام و رعایت آن و بسیاری دیگر از مسائل مربوط به این دوره حیات حساس و طوفانی آدمی، میتواند اثرات جبران ناپذیری به بار آورد. این گونه پنداشتن که با سرپوش گذاشتن بر این مسائل، میتوان جوان را به سلامت از آن عبور داد، اندیشه ای خطرناک و مخرب است.
نیازهای ذکر شده همه از غرایض آدمی است که انسان برای پرداختن به آنها نیازی به آموزش و یا اجازه از دیگری ندارد. غریزه، غریزه است و موجود!
پرداختن روانشناسان و جامعه شناسان غربی به طور گسترده و با تفصیل و تحقیق زیاد، به این موضوعات، میتواند نشانه ای باشد بر اینکه، آنان حساسیت و اهمیّت این موضوع را یافتهاند و به دنبال راه حل برای آن بودهاند و در بسیاری از موارد نسخههایی نیز تجویز نمود ه اند.
نپرداختن به این موضوعات و مطابق نکردن نظریات غربیان با اسلام عزیز و محمدی مان و معرفی نکردن یک الگو و راه حل علمی- اسلامی، جوانان- این سراسیمگان در طوفان غرایض- را به رفتن به سمت دستورالعملهای غربی و غیرایرانی سوق خواهد داد.
دست به دست جوانان دادن و همراه شدن با آنان و ارائه راه کارهای دقیق، علمی و مطابق با فرهنگ اسلامی- ایرانی، عبور از این گردنههای خطیر و در عین حال جذاب زندگی را تسهیل نموده وآینده ای روشن، بانشاط و همراه را عفت و سرفرازی برای آنان رقم خواهَد زد.
بله











غریزهی جنسی، غریزه ای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هرچه شود بیشتر اطاعت بیشتر سرکش میگردد؛ همچون آتشی که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعله ورتر میگردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بیحیایی و برهنگی، اطاعت از غریزهی جنسی بیشتر شده.
این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایلاند همهی گرفتاریهایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزهی جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیتهاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین میرود. یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قویتر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیشتر کانون خانواده میگردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:
در جامعهای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسهی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشهی خانوده را میسوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن میزند.