کتاب موسیقی و ذهن اثر آنتونی استور با بررسی پیوند پیچیدهی موسیقی، ذهن و بدن، به یکی از رازآلودترین شکلهای تجربهی انسانی میپردازد و میپرسد چرا موسیقی میتواند چنین تاثیر عمیقی بر احساسات و ذهن ما بگذارد و چگونه مجموعهای از صداها و الگوهای موسیقایی میتواند به تجربههای درونی ما ساختار و معنا ببخشد. اگر به تاثیر موسیقی بر ذهن و روانشناسی موسیقی علاقه دارید، این کتاب نگاه تازهای به قدرت موسیقی در زندگی انسان به شما میدهد.
دربارهی کتاب موسیقی و ذهن
این کتاب به بررسی جایگاه موسیقی در زندگی انسان از منظر روانشناختی، فلسفی و زیستی میپردازد. نویسنده که نزدیک به چهار دهه بهعنوان روانپزشک فعالیت کرده بود، در این اثر از دیدگاههای متفکرانی مانند افلاطون، شوپنهاور، نیچه و استراوینسکی بهره میگیرد تا نشان دهد موسیقی را نمیتوان صرفا مجموعهای از صداهای خوشایند دانست.
یکی از پرسشهای مهم کتاب موسیقی و ذهن، این است که چرا چند صدای پشت سر هم میتوانند چنین احساسات قدرتمندی در ما ایجاد کنند. آنتونی استور به الگوهای موسیقایی توجه ویژهای دارد و توضیح میدهد که ذهن انسان چگونه این الگوها را دریافت و معنا میکند. موسیقی میتواند احساساتی را در ما ایجاد کند که گاهی توضیح دادنشان با کلمات دشوار است. به همین دلیل، تاثیر موسیقی بر احساسات یکی از موضوعات مهم این کتاب است و نویسنده تلاش میکند ریشهی این ارتباط را بهتر نشان دهد.

موسیقی، مغز و بدن؛ وقتی صدا به تجربه تبدیل میشود
کتاب موسیقی و ذهن فقط به احساسات و تجربههای درونی محدود نمیشود و رابطهی موسیقی با مغز و بدن را هم بررسی میکند. آنتونی استور دربارهی نحوهی درک صدا و الگوهای موسیقایی صحبت میکند و نشان میدهد که شنیدن موسیقی تنها یک تجربهی سادهی حسی نیست. ذهن ما دائما در حال دریافت، مرتب کردن و تفسیر صداهاست. از این نظر، بحث دربارهی تاثیر موسیقی بر مغز در کنار موضوعاتی مانند ادراک و احساس، بخشی از نگاه گستردهی نویسنده به موسیقی و روانشناسی است.
شنونده هم در این کتاب نقش مهمی دارد. آنتونی استور میپرسد چرا انسان گاهی از موسیقی بهتنهایی لذت میبرد و چگونه یک اثر موسیقایی میتواند تجربهای کاملا شخصی ایجاد کند. موسیقی برای هر شنونده میتواند معنایی متفاوت داشته باشد و به بخشی از خاطرات، احساسات و دنیای درونی او گره بخورد. همین موضوع، رابطه موسیقی و روان را به یکی از جذابترین بخشهای صحبتهای نویسنده تبدیل میکند.
موسیقی و احساسات؛ چرا موسیقی برای ما اهمیت دارد؟
کتاب موسیقی و ذهن در نهایت به یک سوال ساده اما مهم میرسد: چرا موسیقی تا این اندازه برای انسان اهمیت دارد؟ آنتونی استور معتقد است موسیقی میتواند به احساسات ما نظم بدهد و تجربههای درونیمان را به شکلی بیان کند که همیشه با زبان ممکن نیست. شاید به همین دلیل است که موسیقی در لحظات مختلف زندگی، از شادی و عشق گرفته تا تنهایی و اندوه، کنار ماست. در این نگاه، موسیقی و احساسات از هم جدا نیستند و موسیقی میتواند بخشی از تجربهی عمیق انسان از خودش و جهان باشد.
کتاب آنتونی استور برای کسانی مناسب است که میخواهند تاثیر موسیقی بر انسان را جدیتر و عمیقتر بشناسند. اگر به موسیقی و تجربه انسانی، روانشناسی، فلسفه و هنر علاقه دارید، خرید کتاب موسیقی و ذهن میتواند باعث شود بعد از خواندنش، به آهنگهایی که هر روز گوش میدهید متفاوتتر فکر کنید. این این کتاب را میتوانید با ترجمهی غلامحسین معتمدی از نشر مرکز را تهیه کنید.
نکوداشتهای کتاب موسیقی و ذهن
- آنتونی استور با نثری شیوا و روشن، دامنهی گستردهای از موضوعات را دربرمیگیرد؛ از سیر تحول نظام گاموار موسیقی غرب گرفته تا نظریهی فرویدی دربارهی موسیقی بهمثابه پناهگاهی کودکانه برای گریز از واقعیت و نقش متفاوت نیمکرههای راست و چپ مغز در ادراک موسیقی. (The Wall Street Journal)
- هرکس بخواهد دربارهی خاستگاه، تاثیر و اهمیت موسیقی فکر کند، کتاب دکتر آنتونی استور را راهنمایی سودمند و برانگیزاننده خواهد یافت. (آلفرد برندل، نویسنده)
- این کتاب جستوجویی جذاب و برانگیزاننده است برای کشف اینکه چه چیزی در موسیقی نهفته است که چنین ژرف و نیرومند بر بسیاری از انسانها اثر میگذارد. آنتونی استور در این مسیر از تاثیرات جسمانی مسکالین میگوید، نسبت میان آواز پرندگان، آوای نوزادان و زبان ادبیات با موسیقی را بررسی میکند و به موضوعات شگفتانگیز دیگری نیز سر میزند. او سرانجام به این نتیجه میرسد که شاید مهمترین ویژگی موسیقی برای ما، توانایی آن در آفریدن نظم از دل آشوب باشد. (فرانسیس پارتریج، نویسنده)
کتاب موسیقی و ذهن برای شما مناسب است اگر
- به روانشناسی موسیقی و احساسات و تاثیر موسیقی بر زندگی انسان علاقه دارید.
- میخواهید دربارهی موسیقی و ذهن انسان بیشتر بدانید.
- به ارتباط میان موسیقی، مغز، بدن، احساس و تجربهی شخصی علاقهمندید.
- کتابهای روانشناسی، فلسفه و هنر را که موضوعات مختلف را به هم پیوند میدهند، دوست دارید.
در بخشی از کتاب موسیقی و ذهن میخوانیم
موسیقی واکنشهای جسمانی مشابه را در افراد متفاوت بهطور همزمان به وجود میآورد. از این روست که میتواند گروهها را به گرد هم آورد و نوعی احساس وحدت بیافریند. اهمیّتی ندارد که یک نوحه یا مارش تشییع جنازه توسط یک موسیقیدان یا یک شنونده بیتجربه به شیوهای متفاوت درک شود. آنان مطمئناً بهطور همزمان در برخی نمودهای تجربه جسمانی مشابه و نیز احساسات ناشی از خود تشییع جنازه سهیم خواهند بود. موسیقی با هماهنگ کردن احساسات گروههای مردم بهطور همزمان، از اثر تشدید و تأکید بر عواطفی برخوردار است که یک مناسبت بخصوص مطالبه میکند.
باید تأکید شود که آفرینش موسیقی فعالیتی است که منشاء آن به بدن بازمیگردد. بلکینگ بر این باور است که احساس و درک بدن چنان از نزدیک حضور دارد که هر کس در جوار فرد دیگری میتواند آن را طنینانداز کند! او در کتاب خود مینویسد:
اگرنه همه، ولی بسیاری از فرایندهای اصلی موسیقی را میتوان در ترکیب بدن انسان و الگوهای تعامل ابدان آدمی در جامعه شناسایی کرد. زمانی که من با قوم وندا به سر میبردم تازه دریافتم که چگونه موسیقی میتواند به جزء ظریف و پیچیدهای از رشد و تحوّل ذهن، بدن و روابط هماهنگ اجتماعی بدل شود.
عموماً مورد قبول است که موسیقی موجب افزایش برانگیختگی در کسانی میشود که به آن علاقه دارند و در نتیجه با مقداری تمرکز به آن گوش میدهند. منظور از برانگیختگی حالتی از هشیاری، آگاهی، دلبستگی و تهییج افزایشیافته و به عبارت دیگر حالتی از هستی کلاً ارتقاء یافته است. برانگیختگی در خواب در حداقل خود قرار دارد و هنگامی که انسانها احساسات شدید مانند خشم، تحریک جنسی و یا اندوه عمیق را تجربه میکنند به حداکثر میرسد.
بله
















