



برای خواندن کتاب سرو سفید یا حافظ ناصر و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب سرو سفید یا حافظ ناصر
یک شخصیت آشنای تاریخی در یک روایت تازه. کتاب سرو سفید یا حافظ ناصر اثر ناصر قلمکاری، سفری است به موازات تاریخ. اگر فکر میکنید که تاریخ همیشه غیر قابل تغییر است، روایت ناصر قلمکاری از لحظاتی از زندگی شیرین حافظ، شاعر قرن هشتمی اهل شیراز، نظرتان را تغییر خواهد داد. داستان کوتاهی رازآلود با چاشنی خیال و فضاسازی عاشقانه توانسته این روایت سیاسی-تاریخی را دلپسند و خواندنی کند.
دربارهی کتاب سرو سفید یا حافظ ناصر
ناصر قلمکاری در کتاب سرو سفید یا حافظ ناصر، نقش ویژهای برای راوی کنار گذشته است. برای شروع میتوانیم به راوی اعتماد کنیم و دستمان را به او بدهیم و پا به شیراز بگذاریم. هر آن چیزی که این داستان کوتاه فارسی را به شکل دومشخص روایت میکند، شیراز است یا نویسنده، فرقی نمیکند. آن چیز ما را با خود به لحظات شگفتانگیزی از زندگی خواجهی عاشق میبرد. داستان با ورود زنی ناشناس به شیراز آغاز میشود.
زن که از نقشرستم و ویرانههای تختجمشید عبور کرده بود، در شیراز سراغ خانهی حافظ را میگیرد و به آنجا میرود. این رفتن همانا و ورود حافظ به جریان متلاطم دریای عاشقی همانا. حاکمان بسیاری از شهرها مایل به حضور حافظ در دربارشان بودند. و همین تمایل موجب پیشنهادات و تلاشهای بسیاری برای دعوت از او میشد. اسباب یکی از این اقدامات، زن ناشناسی است که با نیت اغوا کردن حافظ و بردن او به دربار حاکم بغداد پا به داستان میگذارد. اینکه چطور میشود این زن ناشناس در ادامه، سرو سفید و یار حافظ خواهد شد، ظرافت خیالپردازانهی نویسنده است.

ناصر قلمکاری؛ سوار بر گردهی تاریخ
بهتر است بهجای اینکه فکر کنیم چقدر از تاریخ، حامل حقیقت است و چه اندازه از آن نه؛ کمی به امکانات و ظرفیتهای آن بیندیشیم! داستان سرو سفید یا حافظ ناصر تلاش میکند که مواد خامی را از تاریخ بردارد و با آن ترکیب شاعرانهی کاملتر و جالبتری بسازد. فضای امنیتی و سیاسی که حافظ را در آن دوران درگیر خودش کرده بود، شاید به تنهایی نمیتوانست برای مخاطب گیرا باشد.
ناصر قلمکاری کوشیده با ساختن یک روایت اصلی و قرار دادن نگارههایی خیالی از حافظ و معشوقهاش مستندات تاریخی را دستمایهی داستانش قرار دهد؛ از اشاره به فشار سیاسی حاکم بر قرن هشتم در شیراز گرفته تا پرداخت به هجوم زاهدان متعصب و ریاکار به خانهی این شاعر. با خرید کتاب سرو سفید یا حافظ ناصر و خواندن این داستان تاریخی، میتوانید لحظات متفاوتی از زندگی یک چهرهی محبوب و معروف تاریخ ادبیات و شعر فارسی را تماشا کنید.
در نکوداشت کتاب سرو سفید یا حافظ ناصر
- یک نکتهی خیلی جذاب داستان در واقع اعوجاج واقعیت است که باعث میشود غیر از این جهان آشنا و انطباق شناختیای که ایجاد میکند، آن جهان خیالانگیز و رازورزانهی حافظ هم منتقل بشود. داستان هرچه جلوتر میرود این رازورزی بیشتر میشود و در پایان چنان تاریخ و واقعیت را دچار اعوجاج میکند و چنان با آیندهبینی و جهانپریشی و روایتپریشیهایی به خواننده هجوم میبرد که کاملا زیر پای خواننده را لق میکند و او را در ابهام و راز فرو میبرد. (مسعود بُربرُ)
کتاب سرو سفید یا حافظ ناصر برای شما مناسب است اگر
- به اشعار حافظ و شهر شیراز علاقهمندید.
- خواندن داستانهای کوتاه تاریخی برای شما جالب است.
- مطالعهی تاریخ را با چاشنی روایتهای خیالی میپسندید.
در بخشی از کتاب سرو سفید یا حافظ ناصر میخوانیم
گلاندام میگوید «میروم جارو بیاورم…» و از اتاق بیرون میرود. عبا از شانهی حافظ میافتد. دستهایش را میگیری و در هم قلاب میکنی. ناباور نگاهت میکند. پا میگذاری در قلاب دستهایش و خودت را بالا میکشی و کفش را میکوبی به تارهای ریز و براق. میپری پایین. حافظ هیچ نمیگوید. میگویی «حالا شد.»
گلاندام و خواهر، سراسیمه، به حجره میآیند. خواهر به نقشهای سیاه رد کفشت نگاه میکند. «چه میکنی؟ همین را کم داشتیم که این خانه محل بازی کودکان شود.»
گلاندام با دست خندهاش را میپوشاند. تو هم از خندهی او به خنده میافتی. خواجه مینشیند و عبا را روی شانهها میکشد. خواهر میآید و آستینت را میکشد و به سوی در میبرد. میگوید «از اشتهارِ خواجه حافظ فقط مصیبتهایش دست ما را میگیرد. تشریف هم که میفرستند بلای جانمان میشود.»
خواجه میگوید «از او مراقبت کن خواهر. خوب نیست پیش مهمان آبروریزی کنی. نیتش خیر بود. اشکالی ندارد.»
«برادرجان، بهتر نیست حالا که مبلغی ابتیاع کردهای فکر نانوآب باشی؟ در خانه چیزی به هم نمیرسد. مدام هم که مهمان میآید.»
«استغفرالله. به کار خودت برس خواهر. نمیبینی کسالت دارم؟»
«انشاءالله که بهتر شوی، اما اینها خوراک نمیشود که رفع گرسنگی کند.»
با زن از اتاق بیرون میروی. برای پوشیدن کفش معطل میکنی. گلاندام دفترش را باز میکند و دوزانو مقابل خواجه مینشیند. صدای حافظ آهنگ دلزدهای دارد. «به کجا رسیده بودیم؟»
«آغاز مبحث تصانیف پنجگانه…»
گلاندام سر خم میکند روی دفتر و قلم را در جوهر میزند.
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب سرو سفید یا حافظ ناصر |
| نویسنده | ناصر قلمکاری |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۴۰۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 164 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-01-0822-1 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۰۴۰۰۰ ۵۲,۰۰۰ تومان ۵۰% €2.49 €1 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله




















