بیتردید شاهنامه را میتوان اثرگذارترین کتاب هزاره در زبان و ادب پارسی برشمرد. تاجاییکه بزرگانی همچون گوته و ویکتور هوگو نگارندهی آن را ستودهاند و دیگران با ترجمهی این اثر حماسی به زبانهای گوناگون مُهر تأییدی بر ماندگاری و جهانیشدن آن زدهاند.
شاهنامه در روزگاری پدیدار شد که زبانِ دانش و ادبیات در ایران، زبان عربی بود. در چنین زمانی بود که حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی به سرودن اشعاری حماسی پرداخت تا در دورهای 30 ساله زبان پارسی را در جایگاه شایسته خود نشاند.
شاهنامه تنها یک اثر منظوم نیست که آیینهای است از دانش، خِرَد و حماسهی ایرانی که با مهارت و دقت فراوان به مردمان جهان نمایان شده است. از خصوصیات بارز این کتاب میتوان به تعداد اندک واژگان غیرپارسی بهکار رفته در شعرها نسبت به پنجاه هزار بیت سروده شده، همچنین معرفی اسطورههای باستانی در کنار رویدادهای تاریخی و داستانهای پندآموز ایرانی اشاره نمود که جملگی گواهی بر توانایی و دانش سرایندهی این اشعار در زمان خود است.
از زمان نگارش شاهنامه تا امروز کتابهای بسیاری در شرح و نقد داستانهای آن نوشته شده است و چه بسیار افرادی که با قلم خود کوشیدهاند تا در بازنشر و معرفی این اثر ارزشمند به نسلهای بعد از خود قدمی بردارند؛ کتاب پیش رو هم از این قاعده جدا نبوده و نگارنده سعی نموده است با شرح وقایع در فصلهای جداگانه به ماجرای رستم و سهراب بپردازد.
بیتردید، «رستم و سهراب» یکی از مشهورترین و ماندگارترین داستانهای شاهنامه است که نسل به نسل و سینه به سینه در محافل و مجالس نقل و قول شده است و کمتر کسی را میتوان یافت که با قهرمانان اسطورهای این داستان آشنایی نداشته باشد. به آن امید که این کوشش، گامی هر چند کوچک در مسیر آشنایی مخاطبان با شاهنامه و نویسندهی پرتوان آن باشد.
بله

















