فصلنامه دانش و اندیشه - شماره 2 در تیرماه 1405 منتشر شد؛ جدال نیوتنیها و دکارتیها؛ زمین به شکل لیمو است یا پرتقال؟ چرا فلسفه فیزیک؟ فارابی و نظریهی وحشت طبیعت از خلأ، ابن سینا و فلسفه تحلیلی، نگاهی دوباره به گیاهان، چرا دانشمندان میخواستند برق را داخل بطری بریزند؟ چند مسئله کوتاه در تاریخ و فلسفه علم برای دانشآموزان و دانشجویان و... از جمله عناوینی است که در این شماره از فصلنامه میخوانید.
نشریه دانش و اندیشه با هدف گشودن دریچههایی نو به دنیای علم، فلسفه و تاریخ تفکر، تلاش میکند مخاطبان خود را با ریشههای نظری علم، پرسشهای بنیادین فلسفی و مسیر تحول دانش در جهان امروز آشنا کند و تصویری جامعتر از علم ارائه دهد؛ تصویری که فراتر از نگاه صرفاً کاربردی یا تکنیکی، بر پیوند عمیق علم با تاریخ، فرهنگ و جریانهای فکری تأکید دارد.
این فصلنامه با رویکردی تحلیلی و پرسشمحور، مخاطب را به تأمل دربارهی چیستی علم، مسیر تحول آن و نقش اندیشه در شکلگیری دستاوردهای علمی دعوت میکند؛ رویکردی که هدف نهاییاش، تقویت تفکر انتقادی و بازاندیشی در فهم ما از علم و جایگاه آن در جهان معاصر است.
در بخشی از فصلنامه دانش و اندیشه - شماره 2 میخوانیم
نمونه دوم از تداوم رابطه فیزیک و فلسفه این است که در قرن نوزدهم، فیزیکدانان به ویژه ارنست ماخ (1838-1916) نسبت به برخی فرضهای مکانیک نیوتنی، بخصوص این فرض که فضا و زمان، ساختارهای پسزمینهای بیاثری هستند که رویدادهای فیزیکی در آنها رخ میدهند، تردیدهای جدی داشتند. در برابر این دیدگاه، ماخ اصلی را مطرح کرد که اینشتین بعدها آن را «اصل ماخ» نامید که بر اساس آن فضا-زمان بدون ماده وجود ندارد و کوشید فیزیک نیوتنی را بر پایه چنین اصلی دوباره صورتبندی کند.
این دو جریان در دومین عصر طلایی تعامل میان فیزیک و فلسفه، در آستانه قرن بیستم، به هم رسیدند؛ عصری که با چهرههایی چون آنری پوانکاره (1854-1912)، وایل و البته خود اینشتین (1879-1955) رقم خورد.
بله











