در کتاب اخبار خراسان در مطبوعات دوره محمدرضا شاه پهلوی - جلد شانزدهم با تالیف و گردآوری سید مهدی سیدقطبی به اخبار روزنامه راستی از تاریخ 22 آبان 1322 تا 24 خرداد 1324 پرداخته شده است. این منبع با رویکردی مستند در نقل اخبار سیاسی و اجتماعی توانسته است آینهای تمام نما از تاریخ محلی مردم خراسان به پژوهشگران و علاقهمندان ارائه کند.
دربارهی کتاب اخبار خراسان در مطبوعات دوره محمدرضا شاه پهلوی - جلد شانزدهم
تاریخ ملت ایران را نمیتوان تنها به یک روایت محدود کرد! در جلد شانزدهم کتاب اخبار خراسان در مطبوعات دوره محمدرضا شاه پهلوی، اوضاع اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مردم خراسان در اواسط دههی بیست شمسی پیگیری میشود. در روزنامه راستی که یکی از مطبوعات وابسته به حزب توده ایران در دورهی پهلوی دوم است، میتوان تاثیر جنگ جهانی دوم بر زندگی روزمرهی مردم ایران را مشاهده کرد.
سید مهدی سیدقطبی که با جمعآوری روزنامههای قدیمی قبل از انقلاب، راه را برای علاقهمندان به تاریخ خراسان باز کرده، در این اثر توانسته به خوبی احوالات مردم در آن دوران (سالهای 1322 تا 1324) را بازنمایی کند؛ از شکایتهای مردم علیه مقامات فاسد حکومتی گرفته تا سرگذشت عدهای از معترضان سیاسی مشهد که به وضعیت بازداشتیهای آن دوران و نحوهی مطالبهگری آنان پرداخته است.
نگاهی به مطبوعات ایران در دوره پهلوی دوم
در روزنامه راستی، اخبار بیشتر پیرامون دغدغههای طبقهی کارگر، آگهیهای مزایده و مناقصهها و شرح شکایتهای مردم و انتقاد از حکومت میگردد. در اخبار خراسان در مطبوعات دوره محمدرضا شاه پهلوی جلد 16، با صداهای منتقد نسبت به سیاستهای حکومت روبهرو خواهید شد. همچنین در خلال این اخبار میتوان ردپای ارتباطات روسیه و ایران و تاثیر آن بر حزب توده را درک کرد.
انتشارات مجمع ذخائر اسلامی با آرشیو کردن مطبوعات دورهی قبل از انقلاب و در دسترس قرار دادن اخبار خطهی خراسان برای عموم مردم، گامی در جهت پیشرفت مطالعات تاریخ محلی ایران، به ویژه تاریخ خراسان برداشته و به علاقهمندان کمک میکند که تاریخ را نه از دل روایتهای رسمی و گفتمانهای کلی، که در آیینهی مطبوعات و جراید دوره پهلوی دوم ببینند.
کتاب اخبار خراسان در مطبوعات دوره محمدرضا شاه پهلوی - جلد شانزدهم برای شما مناسب است اگر
- پژوهشگر تاریخ محلی ایران هستید و به خراسان پژوهی علاقه دارید.
- دنبال کردن آرشیو روزنامههای زمان شاه برایتان جالب بوده و از پژوهش در اوضاع دوره پهلوی دوم استقبال میکنید.
- میخواهید تاریخ حزب توده ایران را در خلال مطبوعات وابسته آن دنبال کنید.
- اهل خراسان هستید و میخواهید تاریخ معاصر آن را با خواندن جراید آن دوران دنبال کنید.
در بخشی از کتاب اخبار خراسان در مطبوعات دوره محمدرضا شاه پهلوی - جلد شانزدهم میخوانیم
دقت کنید و ببینید معنی اشعار چقدر دور از حقیقت است شاعر ایران را مرزی میداند که پر از گهر است و خاک آن سرچشمه هنر، کجای خاک ایران سرچشمه هنر است؟ و در کجای مرز آن گهر وجود دارد!
این مهملات یعنی چه؟ ملت ایران از گرسنگی و فقر در حال موت است شاعر خیالباف ما سنگ کوه آن را در و گوهر میداند و خاک دشتش را بهتر از زر، این سخنان بی اساس تا چه حد میتواند برای ملت ایران، ایرانیای که نان درست ندارد بخورد طرف قبول باشد؟ تعجب این است که این سرود که باید نام آن سرود کوه و دشت و خاک گفت به نام سرود ملی به جوانان آموخته میشود، در کجای این سرود نامی از ملت ایران برده شده است جز ستایش دشت و کوه و خاک ایران که اگر هر واقعهای پیش آید آنها از جای خود تکان نخواهد خورد چه چیز دیگری در آن وجود دارد. اصولاً پرستش خاک پاک ایران که گوینده اصرار دارد جان را فدای آن کنیم چه ثمری دارد. چیزی که در این آب و خاک قابل توجه بوده و ارزش دارد مردم آن و دسترنج اقتصادی ایشان است که اگر ملت دیگری خواست آنها را برده ساخته و منابع اقتصادی آنها را تحت تصرف خود درآورد باید برای نجات ایشان و نگهداری آن منابع جان فدا کرد، این است شرط وطن پرستی کسی که جانش فدای منافع یک یا چند نفر بشود احمقی بیش نیست.
وطن پرست واقعی کسی است که برای منافع مشترک مردم و آزادی توده از زیر یوغ بندگی خود را فدا کند ولی مسلم است که طبقه حاکمه مرتجع ما حاضر نیستند ملت را با افکار جدید و صحیح آشنا سازند تا مبادا منافعشان در خطر افتد روی این اصل در عوض تقویت حسن نوع دوستی و آزادیخواهی در جوانان ما حس خاک پرستی و کوه و دست دوستی را تقویت میکنند. در دورهای که با سعی و عمل تمام مشکلات را حل میکنند در عهدی که ملل نیروی اتحاد و تشکیلات صحیح خود را به رفیعترین درجات ترقی میرسانند در کشور ما میخواهند با دعا و نفرین اندیشه بدان را از ما دور کنند و به گوش مردم میخوانند که نور ایزدی همیشه رهنمای ماست تا ملت تصور کنند خدا خواسته است ایران چنین توسری خور، بیسواد و برده باشد و به اندیشه جلوگیری از این فساد و بیچارگی که ساخته دست طبقه حاکمهای که خادم منافع سیاستهای استعماری در ایران میباشد نیفتد.
شما این سرود را با سرودهایی که ملل اروپایی جهت خویش ساختهاند و ترجمه بعضی از آنها در برخی از روزنامههای مرکز چاپ شده مقایسه کنید و ببینید که تفاوت از کجاست تا به کجا، واقعاً باید به سازنده این سرود و کسانی که تصویب کردهاند به جوانان آموخته شود تبریک گفت!
بله

















