نقد، بررسی و نظرات کتاب غریبه مرموز - مارک تواین
خاطره
۱۴۰۵/۰۱/۰۳
00
داستان گوتیک و جالب درباره شیطان!! در یه دهکده دورافتاده در اتریش سه پسر جوان باهم دوست بودند ومشغول وقت گذرانی که ناگهان مردی جوان وخوش تیپ وگیرا ظاهر میشه که با صدایی خوش ومهربانی برایشان ماجراهای جالب تعریف میکنه وحرکات خارق العاده انجام میده. مثلا هر میوه یا خوراکی در ذهنشان اراده میکردند در جیب یا دستشان طاهر میشد!! یا با گل ادمهای کوچک میساخت و درشان فوت میکرد و جان میگرفتن بعد وقتی ناراحت میشد انها رو له میکرد ومیکشت. پسرها به شدت مجدوب جوان شدند و ازش پرسیدن نامت چیست گفت من فرشته ام. وقتی بیشتر باهم وقت گدراندند گفت نامش شیطان است و پسرها ترسیدند و جوان گفت او هم فرشته بود وعموی من است. در این داستان به خوبی شگردهای شیطان برای وسوسه وگمراه کردن انسانها بدون اینکه احساس گناه کنند رو بیان کرده ونشون داده چطوری شیطان انسانها رو تحت فرمان خودش میگیره. داستان بسیار جالب و قابل تاملی و من خیلی از خوندنش اطلاعاتم و سطح هوشیاریم زیاد شد به شدت خوندنش رو توصیه میکنم
