نقد، بررسی و نظرات کتاب دختران استیل واتر - مینکا کنت
3.2
10 رای
خاطره
۱۴۰۵/۰۲/۱۲
00
داستان خیلی خیلی جذاب و روان و پرتعلیق و پرکششی است. داستان از زبان دو زن بیان میشه یکی نیکولت زنی ثروتمند و متاهل با شوهری فوق العاده جداب که عاشقش هست. نیکولت بچه دار نمیشه و به تازگی چالشی بزرگ در زندگیش بوجود اومده.... دومی گوینده: دختری نوزده ساله به نام رن که با مادرش و دو خواهر کوچکترش ایوی و سیج در کلبه بی امکانات برق و آب و تکنولوژی در جنگل استیل واتر زندگی میکنن و یه شب مادرش به خاطر بیماری ایوی و بردنش به بیمارستان از خونه خارج میشه و دیگه برنمیگرده. رن وسیج کم کم آذوقه شون داره تموم میشه و در سرما، تنهایی، ترس، گرسنگی موندن و هر روز مرغ هاشون در اثر بیماری ناشناخته میمیرن تا یه شب یه مرد غریبه در کلبه رو میشکنه و به زور وارد کلبه میشه.... داستان خیلی هیجان انگیز و بدون اضافه گویی و حاشیه است و خواننده دوست داره کل کتاب رویه روزه بخونه و بفهمه اخرش چی میشه
من دوسش نداشتم فضای داستان سرد و بی روح معمای داستان مسخره روند داستان کند من توی چند مرحله خوندمش چون شوقی به خوندن توی یک مرحله در آدم بیدار نمیکرد نمیدونم کلا چرا اینجوری شده که یه مدته هیچ کتابی چنگی به دل نمیزنه نه کتابهای معمایی نه کتابهای عاشقانه نه ایرانی نه خارجی نمیدونم ایراد از منه که هزاران کتاب خوندم و همه سوژه ها واسم تکراری شده یا ایراد از نویسنده هاست که دیگه خوب نمینویسن فقط یه نکته اینکه این کتاب علیرغم روند کندش پایانش غیر منتظره بود تنها نکته قوت کتاب اگر نه خود محیط داستان سرد و نچسب بود دل آدم رو میزد انتظار داستان هیجان انگیزتر و بهتری داشتم تو ذوقم خورد یکی از دوستان هم که توی کامنتش قسمت های بزرگی از داستان رو اسپویل کرده بود که مزید بر علت شد به امید یه داستان جنایی معمایی خفن تر
