بسیاری از ما تعریف دقیقی از ایدئولوژی نداریم. این کتاب تعریفی جالب توجه ارائه میده. بهترین درسی که از این کتاب گرفتم اینها بودند:
- هر باوری میتونه به یک باور ایدئولوژیک تبدیل بشه. مهم نیست راستگرای سیاسی و متعصب دینی باشیم یا چپگرای افراطی، طرفدار محیط زیست و یا هوادار دوآتیشه فوتبال.
- یکی از مهمترین علل این نوع تفکر، عدم انعطاف پذیری ماست. یعنی یکسری قواعد و خطوط قرمز در ذهنمون ایجاد میشه که خدشه ناپذیر تلقی میشن. هیچ نقدی رو بهشون قبول نمیکنیم و حاضر به بازبینی در اونها نیستیم.
- تفکر ایدئولوژیک صفر و صدی نیست بلکه صفر تا صدیه. هر کدوم از ما روی یک عدد از این طیف قرار داریم.
- میزان آسیب پذیری ما، هم به عوامل زیست شناختیمون برمیگرده و هم به محیطی که توش رشد میکنیم. یکی علت دیگری نیست بلکه هر دو روی هم تاثیر میذارن و باعث تشدید یا تضعیف همدیگه میشن.
- این نوع تفکر معمولا باعث حمایت ما از خشونت و سیاستهای تندرو، آسیب زدن به خود و دیگران جهت پیشبرد آرمانها و حتی توجیه مرگ غیرنظامیان میشه.
به عنوان جمع بندی، باور ایدئولوژیک به صورت زیره:
+ ما: جهان الان در چه وضعیتیه؟
- ایدئولوژی: جوابشو میدونم
+ ما: به چه وضعیتی باید برسه؟
- ایدئولوژی: جوابشو میدونم
+ ما: راهش چیه؟
- ایدئولوژی: جواب اونم میدونم
اینها فقط بخش کوچکی از درسهایی بود که در این کتاب اومده و به نظرم رسید که باید به کسایی که هنوز برای خوندن کتاب دو دل هستن بگم تا تصمیم گیری براشون راحت تر بشه.
به قول استیون پیکر این کتاب با مجموعه ای از یافته های روشنگرانه نشان می دهد که افراط گرایی ایدئولوژیک و قطبی شدن صرفاً مسائلی نگران کننده نیستند، بلکه پدیده هایی هستند که می توان آن ها را به طور علمی مطالعه و درک کردمطالعه آن را به همه دوستان پیشنهاد می کنم
خواندن این کتاب را اکیدا توصیه میکنم. بریدهای از کتاب: مغز ما برای کشف حقیقت طراحی نشده، بلکه برای «بقا در گروه» تکامل یافته است. به همین دلیل، تعلق داشتن به یک قبیله فکری، همیشه شیرینتر از پذیرفتن یک حقیقت تلخ و انفرادی است.
یکی از کتابهایی رو خواندنش رو به همه توصیه میکنم از این حیث باعث میشه با فراشناختی که به خود پیدا میکنید در برابر خطاها و ایدئولوژیهایی که ممکنه درگیرش شده باشید کم کم مصونیت فکری پیدا کنید
با مطالعه این کتاب میتوانید با عملکرد ذهنی افراط گرایان عقیدتی آشنا شوید. این کتاب بر اساس پژوهشهای علمی وبه دور از هرگونه تعصب و پیش داوری نوشته شده و دیدگاه انسان را به علوم درونی گسترش میدهد.
- هر باوری میتونه به یک باور ایدئولوژیک تبدیل بشه. مهم نیست راستگرای سیاسی و متعصب دینی باشیم یا چپگرای افراطی، طرفدار محیط زیست و یا هوادار دوآتیشه فوتبال.
- یکی از مهمترین علل این نوع تفکر، عدم انعطاف پذیری ماست. یعنی یکسری قواعد و خطوط قرمز در ذهنمون ایجاد میشه که خدشه ناپذیر تلقی میشن. هیچ نقدی رو بهشون قبول نمیکنیم و حاضر به بازبینی در اونها نیستیم.
- تفکر ایدئولوژیک صفر و صدی نیست بلکه صفر تا صدیه. هر کدوم از ما روی یک عدد از این طیف قرار داریم.
- میزان آسیب پذیری ما، هم به عوامل زیست شناختیمون برمیگرده و هم به محیطی که توش رشد میکنیم. یکی علت دیگری نیست بلکه هر دو روی هم تاثیر میذارن و باعث تشدید یا تضعیف همدیگه میشن.
- این نوع تفکر معمولا باعث حمایت ما از خشونت و سیاستهای تندرو، آسیب زدن به خود و دیگران جهت پیشبرد آرمانها و حتی توجیه مرگ غیرنظامیان میشه.
به عنوان جمع بندی، باور ایدئولوژیک به صورت زیره:
+ ما: جهان الان در چه وضعیتیه؟
- ایدئولوژی: جوابشو میدونم
+ ما: به چه وضعیتی باید برسه؟
- ایدئولوژی: جوابشو میدونم
+ ما: راهش چیه؟
- ایدئولوژی: جواب اونم میدونم
اینها فقط بخش کوچکی از درسهایی بود که در این کتاب اومده و به نظرم رسید که باید به کسایی که هنوز برای خوندن کتاب دو دل هستن بگم تا تصمیم گیری براشون راحت تر بشه.