نقد، بررسی و نظرات کتاب پسری در تابوت آهنی - گی یرمو دل تورو

خاطره
۳
۱۴۰۵/۰۱/۱۰
یه جت اختصاصی با چند سرنشین مزدور که به ماموریت سری میرفتن به کوه برخورد میکنه و در بزف سقوط میکنه هشت نفر زنده میمونن ولیف که رهبر وسرگروه بود سعی میکنه گروه رو نجات بده ولی گرگ‌های گرسنه در کمینند وبعد اینکه یکی از اعصا رو شکار میکنن بقیه افراد رو تا یه ساختمان عجیب و غریب تعقیب میکنن اما از نزدیک شدن به ساختمون به شدت دوری میکنن و یه موجود ناشناخته در انتطار افراد لیف هستش...
Tayebe Ahmadi
۴
۱۴۰۵/۰۱/۰۶
داستان جالبی بود ومفهوم‌آن‌این‌ بود که همچنان شر در جهان‌حضور داره وخوبی همچنان باید بجنگه تاپیروز بشه
ترجمه عالی
باتشکر از کتابراه
👋 سوالی دارید؟